اگر صخره در مسیر رود نبود ،رود هیچ آوازی از خود سر نمی داد.
خوش آمدید - امروز : یکشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۷

انتقاد تند «جناب خان» از مشکلات مردم خوزستان+ فیلم



سینماپرس: مدیرکل روابط عمومی سازمان صداوسیما درباره سخنان جناب خان درباره مشکلات هفته های اخیر مردم استان خوزستان گفت: محمد بحرانی از طریق جناب خان برای مردم خوزستان سنگ تمام گذاشت.

به گزارش سینماپرس، «محمدحسین رنجبران» مدیرکل روابط عمومی سازمان صداوسیما در صفحه مجازی خود نوشت: محمد بحرانی رو از روزی که شناختم همیشه دغدغه مردم و مشکلات اونها رو داشته نخستین بار که هنوز جناب خانی نبود با هم آشنا شدیم حدود هفت سال پیش در حاشیه تدوین برنامه شناسنامه که با محمد صراف کار می کردیم.

همون موقع هم همیشه به من می گفت :”خدا وکیلی از مشکلات مردم از این آقایون بپرس”. وقتی بهش گفتم یه بسته ویژه می خوام برای مهمان مون آقای شمخانی خیلی رک بهم گفت:”حسین می تونم از مشکلات بگم؟ “گفتم اتفاقا می خوام با زبان قشنگ خودت از مشکلات بگی به خصوص مشکلات مردم خوزستان “و الحق مثل همیشه سنگ تمام گذاشت.

اتهامات اخلاقی، علت قطع همکاری «نت‌فلیکس» با این کارگردان



سینماپرس: رسوایی جنسی ایجاد شده برای کارگردان جوان شیلیایی شاغل در هالیوود سبب شد تا کمپانی «نت‌فلیکس» در همکاری با این کارگردان تجدیدنظر نماید.

به گزارش سینماپرس به نقل از وِرایِتی،  در پی اتهامات جنسی اخیر نیکولاس لوپز کارگردان مطرح شیلیایی، نت‌فلیکس اعلام کرده که در مورد همکاری با وی تجدیدنظر می‌کند.

«نت‌فلیکس» پروانه ساخت چندین فیلم لوپز را در گذشته صادر کرده است و در مورد یکی از پروژه‌های جدید او نیز به توافق رسیده‌ که قرار بود آن را در سال آینده روانه سالن‌های سینما کند.

حداقل ۸ هنرپیشه و مدل زن از جمله «جوزفینا مونتانه»، «لوسی کومینِتی»، «آندره‌آ ولاسکو» و «ماریا ویدائوره» موارد متعدد اتهامات جنسی خود علیه لوپز را اعلام کرده‌اند.

لوپز در صفحه اینستاگرام خود نوشت: نمی‌فهمم چه اتفاقی افتاده و چه چیز باعث شده تا روابطب را که برای سالیان سال با اعتماد و مهربانی برقرار بوده با شکست مواجه شود. چنانچه گاهی اوقات سوء تفاهمی به وجود آمده عذر می‌خواهم لیکن من نه اغواگر هستم نه متجاوز.

لوپز همچنین با ارائه یک ویدیو در یوتیوب اعلام کرده که قصد دارد تا از کمپانی‌اش «سوبراس» جدا شود تا احیانا به خاطر این اتهامات آسیبی به شرکا و همکارانش وارد نشود.

جالب اینجاست که فیلم‌های «بدون فیلتر» و «من دیوانه نیستم» که لوپز برای نت‌فلیکس ساخته، ه ردو در مورد حقوق زنان است و این دو فیلم بخشی از سه‌گانه اوست که با تمرکز بر موضوع حقوق زنان برنامه ریزی شده است.

موفقیت لوپز با فیلم «من دیوانه نیستم» با ایستادن در جایگاه نخست پرفروش‌ترین فیلم کشور شیلی در ماه ژانویه گذشته باعث شد این فیلم از رقبای هالیوودی خود مانند «زن شگفت‌انگیز»، «لیگ عدالت» و «کوکو» پیشی بگیرد.

برخی آمده اند تا در این سینما پول جمع کنند و بروند



سینماپرس: احمد نجفی درباره دوری طولانی مدت خود از بازیگری سینما گفت: واقعاً چرا من از بازیگری دور شدم. واقعیت امر تولیدات سرمایه ای ندارند که دستمزد بازیگران قدیمی را بدهند. از طرفی سینمای امروز توسط چند نفر اداره می شود که همه چیز را بین خودشان تقسیم می کنند. من با این وضع غلط بکنم که در سینما بازی کنم.

به گزارش سینماپرس، احمد نجفی بازیگر و تهیه کننده سینما در گفتگو با یک خبرگزاری درخصوص فعالیت های خود در عرصه تهیه کنندگی سینما گفت: سال ۹۷ هیچ کاری را تهیه کنندگی نکردم زیرا همان یکبار با تهیه کنندگی فیلم “من یک ایرانی ام” همه زندگی‌ام را از دست دادم.

وی در همین راستا ادامه داد: به لطف و همت دوستان شورای عالی اکران فیلمم به وضعی رسید که نه تنها سرمایه ای به دست نیاورد بلکه همه چیزم را برای این فیلم از دست دادم. مدیریت سینمای ایران مشکل اساسی و بنیادی دارد که با یک روز و دو روز حل شدنی نیست.

بازیگر سریال “کاراگاه علوی” درباره نتیجه شکواییه خود از شورای عالی اکران افزود: شما فکر می کنید در این سینما اگر شکایتی داشته باشیم به جایی می رسد؟. در سینمای امروز و با وجود این دست اندرکاران هیچ و حرف و هیچ شکایتی راه به جایی نمی برد.

وی درباره دوری طولانی مدت خود از بازیگری سینما تاکید کرد: واقعاً چرا من از بازیگری دور شدم؟. با وضع حاضر چه باید کرد؟. واقعیت امر تولیدات سرمایه ای ندارند که دستمزد بازیگران قدیمی را بدهند. از طرفی سینمای امروز توسط چند نفر اداره می شود که همه چیز را بین خودشان تقسیم می کنند. من با این وضع غلط بکنم که در سینما بازی کنم.

بازیگر فیلم “سگ کشی” در خصوص اکران چندین فیلم از یک تهیه کننده اضافه کرد: برخی آمده اند تا در این سینما پول جمع کنند و بروند. با فشار و رابطه فیلم هایشان را اکران می کنند و در آخر حرف از عدالت خواهی و حقانیت می زنند. در سینمای امروز چند نفر خاص تمام پولها را به جیب می زنند تا بتوانند سفرهای خارجی بروند.

نجفی درباره بازگشت خود به بازیگری تلویزیون خاطرنشان کرد: در حال حاضر بازی در سریال “نفوذ” به کارگردانی “جواد شمقدری” را پشت سر می گذارم. این سریال با دقت و وسواس خاصی ساخته شده و فیلمبرداری اش حداقل ۶ ماه دیگر به طول خواهد انجامید.

فضای موسیقی کشور بیمار و آشفته است



خبرگزاری میزان: خواننده موسیقی پاپ گفت: فضای موسیقی ما بیمار است و موسیقی آشفته ای داریم به شکلی که حتی قطعات و آثار منتشر شده در پایین ترین سطح بوده و استاندارد نیستند. اکنون سر و صدا بیش از هر عنصر دیگری در ساخت موسیقی مهم شده است.

قاسم افشار خواننده موسیقی پاپ  درباره آخرین فعالیت های هنری خود گفت: اگر اتفاق خاصی نیافتد در مرداد ماه کنسرت برگزار خواهم کرد اما تاکنون زمان دقیق آن مشخص نشده است.

وی در همین راستا افزود: چهار قطعه موسیقی را آماده کرده‌ام که در ماه‌های آینده یک یا دو قطعه را منتشر می کنم.


خواننده “وقف پرنده ها” درباره کسانی که در تولید قطعات او همکاری کرده‌اند اظهار کرد: در قطعاتی که قرار است منتشر کنم پوریا نیکان به عنوان آهنگ ساز و تنظیم کننده و محمد رشیدیان به عنوان تنظیم کننده قطعه “رفتن” با من همکاری کردند.

افشار با اشاره به تصمیم خود برای زمان انتشار آلبوم خود افزود: باتوجه به اینکه در شرایط کنونی به دلیل نبود قانون کپی رایت به راحتی آثار خوانندگان دانلود می‌شود به همین خاطر تصمیمی برای انتشار آلبوم به شکل مرسوم ندارم اما به فکر پخش و نشر آلبومی متفاوت هستم که به شکل محدود برای فروش به کتاب فروشی ها بدهیم، در همین راستا تهیه کننده‌ام، مجموعه ای از کتاب فروشی‌ها را برای این منظور در نظر گرفته است.

وی درباره فضای موسیقی امروز بیان کرد: فضای موسیقی ما بیمار است و موسیقی آشفته‌ای داریم به شکلی که حتی قطعات و آثار منتشر شده در پایین‌ترین سطح بوده و استاندارد نیستند. اکنون سر و صدا بیش از هر عنصر دیگری در ساخت موسیقی مهم شده است و این معضل در کنسرت‌ها بسیار دیده می‌شود، کنسرت‌هایی که امروزه نمایشی هستند و خوانندگان برای نشان دادن، پز دادن و نمایش خود روی صحنه می‌روند.

این خواننده پیشکسوت موسیقی پاپ درباره کیفیت برگزاری کنسرت‌ها در حال حاضر توضیح داد: کنسرت‌های امروز در بازی رقص، نور و صدا خلاصه شده است. در همه جای دنیا خواننده به تنهایی یا با گروه با رعایت اصول ساختاری موسیقی به اجرا می‌پردازند اما کنسرت‌های ما امروز فقط به سر و صدا به واسطه آلات موسیقی منتهی شده است.

وی ادامه داد: البته تهیه کنندگان نیز در به وجود آمدن وضعیت موجود بی تقصیر نیستند، برخی تهیه کنندگان براساس توافقی که بین خودشان و خواننده می کنند، نفع خود را می‌برند و خواننده نیز در جایگاه خود و قراردادی که بسته است سود خود را خواهد برد و نتیجه آن برگزاری کنسرت‌هایی است که امروز بیش از پیش شاهد آن هستیم.


افشار با اشاره به تیتراژ فروشی در عرصه موسیقی خاطرنشان کرد: همکاری خواننده در یک تیتراژ نسبت به گذشته کمرنگ شده است برخی تیتراژها با پرداخت پول به همکاری منجر می‌شود، در نتیجه شاهد بیکاری عده ای از خوانندگان و  حضور عده ای نابلد در عرصه موسیقی هستیم. برای بهبود این وضعیت یک تیم قوی لازم است تا از روند تیتراژ فروشی جلوگیری کنند.

ماجرای ساخته شدن هفت روز و هفت ساعت چه بود؟


خبرگزاری مهر: «سعید ابوطالب» کسی‌ است که همه ویژگی‌های هیجان‌انگیز یک مصاحبه شونده را دارد؛ از نمایندگی مجلس و طلبگی تا فیلمسازی و اسیر شدن در عراق!

ماجرا از روزی شروع شد که بدون در نظر گرفتن عکس روی جلد و نام فیلم «رالی ایرانی» تصمیم گرفتم آن را ببینم. یک مجموعه متفاوت که در همان قسمت اول و حتی دقیقه‌های ابتدایی جذبم کرد. مجموعه خوش‌ساخت و متفاوتی که هم سرگرم کننده بود و هم برای اولین بار زوایایی از آدم‌های شناخته شده سینما را نشان می‌داد.

بعد از «رالی ایرانی» عید امسال همان ژانر این بار در تلویزیون و با «هفت‌روز و هفت‌ساعت» تکرار شد. مجموعه‌ای که بدون شک از رالی جذاب‌تر هم بود.

پای هر دو مجموعه نام «سعید ابوطالب» دیده می‌شد، کسی‌که فارغ از این مجموعه‌ها همه ویژگی‌های هیجان‌انگیز یک مصاحبه شونده را داشت؛ از نمایندگی مجلس و طلبگی تا فیلمسازی و اسیر شدن در عراق!

برای مصاحبه خودش موزه‌سینما را پیشنهاد داد و در یکی از روزهای بهار در کافه با او به صحبت نشستیم. سعید ابوطالب متولد سال ۱۳۴۸ است، زندگی پر فراز و نشیب با عجایب زیادی داشته، تجربه‌هایی را از سر گذرانده که گاهی فکر می‌کنیم حتی یکی از آن‌ها برای عمر آدمیزاد کافی‌ست! همه کارهایی که در زندگی‌اش انجام داده، بر اساس اتفاق بوده، او اتفاق‌های زندگی‌اش را به فرصت‌هایی برای تجربه و کار کردن بدل کرده و انصافا هم موفق بوده است.

همیشه سرش شلوغ است و خودش می‌گوید «اغلب کارهای مختلف را با هم انجام می‌دهم، به طور کلی اعصابم بهم می‌ریزد اگر بخواهم فقط یک کار انجام دهم. »

اما همه حرف‌هایش به علاقه در درس‌ خواندن ختم می‌شد و همین شد که صحبت‌ها را از درس خواندن‌ها و دانشگاه رفتنش شروع کردیم:‌

«سال ۶۶ کنکور شرکت کردم، روزهایی که در بحبوحه جنگ بود، دو دیپلم داشتم که با یکی در دانشگاه شیمی قبول شدم و با دیگری که دیپلم ادبیات بود حقوق دانشگاه آزاد شرکت کردم و چهارم شدم. در یک سال دو جا قبول شده بودم، برای رشته حقوق رفتم ولی خیلی از فضای دانشگاه خوشم نیامد و به دانشگاه نرفتم.

اما شیمی را در دانشگاه تهران قبول شده بودم و همه خواهر و برادرهایم در این دانشگاه درس خوانده بودند و من هم رفتم. »

کمی به عقب برویم؛ دبیرستان کجا درس می‌خواندید؟ و فکر می‌کنم همان‌سال‌های دبیرستان بود که برای اولین بار به جبهه رفتید.

 من همه ۱۲ سال تحصیل را در علوی درس  خواندم، همزمان در مدسه حاج‌آقا مجتهدی طلبگی هم می‌خواندم. در سال ۶۴ که ۱۶ ساله بودم به جبهه رفتم. تا ۵-۶ ماه بعد از قبول کردن صلح همچنان جنگ در مناطق جریان داشت و من هم منطقه بودم. اما وقتی برگشتم درسم در رشته شیمی را در دانشگاه ادامه دادم. همزمان طلبگی را هم ادامه می‌دادم. البته همان زمان هم سینما را در مرکز آموزش فیلمسازی، همین موزه سینمای فعلی شروع کردم و فیلمنامه نویسی را در حوزه هنری.

سینما و طلبگی در کنار هم!

زمانی‌که سینما می‌خواندم در همین موزه سینما با آقای زائری هم‌کلاس بودم. بعد از این دوره تهیه‌کنندگی را خواندم.

به شما نمی‌گفتند چطور هم طلبگی می‌خوانید هم سینما!؟ به هر حال این‌ها با یکدیگر در تناقض هستند.

نه اصلا تناقض ندارد! بستگی به خود آدم دارد.

حرف شما درست است، اما به هر حال نگاه جامعه متفاوت است.

من به جامعه چه‌ کار دارم؟   آن زمان خواهرم هم همراه من می‌آمد و هر دو سینما می‌خواندیم. خواهرم هم چادری بود، از میدان شهدا سوار موتور می‌شدیم و با هم می‌آمدیم. اصلا آن زمان خانمی با حجاب چادر را در بچه‌های کلاس نمی‌توانستیم پیدا کنیم، بعدها حضورشان در این فضا بیشتر شد.

الان بعد از چند سال ناراحت نیستید که این درس‌ها را پیوسته نخوانده‌اید و بارها رها کردید و دوباره برگشتید؟

من همه‌چیز را رها کردم اما دوباره برگشتم و تمامش کردم. همیشه اگر موضوع مهمتری اتفاق افتاده، به سراغ آن رفتم و دوباره مشغول درس خواندن شدم. چند سال پیش هم مشغول تحصیل در مقطع دکترای جامعه شناسی سیاسی شدم معدلم ۲۰ بود اما هنوز تمامش نکرده‌ام.

اگر بخواهیم رشته های تحصیلی شما را بشماریم، می‌شوید دیپلم ادبیات، دیپلم ریاضی، لیسانس شیمی، طلبگی، تهیه‌کنندگی تلویزیون، فوق لیسانس علوم سیاسی و دکترای جامعه‌شناسی سیاسی و … اینها چقدر به کار آمده‌اند؟

اصلا به درد نمی‌خورند!

حتی اگر به درد بخور بودن را کنار بگذاریم، به هر حال شما وقت و انرژی برای آن‌ها گذاشته‌اید. اگر قرار بود به دردتان بخورند، باید پیوسته ادامه می‌دادید و سر وقت مدرک را می‌گرفتید.

نه اصلا بحث این‌ها نیست، من از درس خواندن لذت می‌برم!

یعنی شما از اینکه درس بخوانید، حالتان خوب می‌شود؟

خیلی! من از کتاب خواندن و فیلم دیدن آنقدری لذت نمی‌برم که از درس خواندن می‌برم! (می‌خندد)

چه زمانی وارد صدا و سیما شدید؟

سال ۷۵-۷۴ بود که برای تلویزیون فیلمسازی می‌کردم.

اولین چیزی که ساختید را به خاطر دارید؟

بله! فیلم مستندی درباره شهید تندگویان به نام «واژه‌ای به نام استقامت» ساختم. من شخصا شهید تندگویان را دوست داشتم و تهیه‌کنندگی و کارگردانی آن را خودم انجام دادم.

پس از آن روند چطور ادامه پیدا کرد؟

در همین زمان بود که روزنامه‌نگاری در روزنامه جمهوری اسلامی که تقریبا دو سالی در آن حضور داشتم را رها کردم و دیگر مستندساز شده بودم.

ماجرای مستندسازی شما از کجا شروع شد؟

در حقیقت از دوران مدرسه فیلمسازی می‌کردم و آن زمان دوربین سوپر هشت داشتم! از در و دیوار فیلم می‌گرفتم، فیلم‌های سه دقیقه‌ای می‌ساختم و هنوز هم آن‌ها را دارم. فیلم‌ها خیلی هم گران بودند و ما هم جنوب شهر زندگی می‌کردیم، ولی پول‌هایم را جمع می‌کردم و هر فیلم را می‌خریدم. بعد از اینکه ضبط می‌کردم، فیلم را به عکاسی سر کوچه‌مان می‌بردم، او هم برای ظهورشان آن‌ها را به آلمان می‌فرستاد، تقریبا یک ماه زمان می‌برد تا فیلم ظاهر شود! تصور کنید من یک ماه صبر می‌کردم تا فقط سه دقیقه از فیلمم را ببینم، آن‌هم در آپارات!

آپارات آن زمانم را از بازار سید اسماعیل خریدم و هنوز هم آن را دارم!

مشخص است علائق‌تان را جدی گرفته‌اید و دنبال آن‌ها رفته‌اید!

من فکر می‌کنم آدم نباید علائق درونش را سرکوب کند، بلکه باید به آن‌ها بها بدهد و حتی مدتی را با آن‌ها سر کند. آن چیزی که در درون هرکسی هست، حتما وجه خوبی دارد.

شما سراغ علاقه‌هایی که داشتید، رفتید؛ اما به هر حال آدم‌ها را بنا بر ظاهرشان دسته بندی می‌کنند و شما هم مستثنی از این قضیه نیستید! نمی‌خواستید این نگاه را نسبت به خودتان تغییر دهید؟

شاید به همین دلایل بود که به جامعه‌شناسی رو آوردم. بعد از اینکه طلبگی و ادبیات خواندم، به این فکر کردم باید جامعه شناسی هم بخوانم تا جامعه‌ام را بشناسم! اما این وسط علوم سیاسی هم خواندم که ماجرای آن خیلی جالب است. من با دکتر عماد افروغ دوست هستم، هر وقت هم که او را می‌دیدم، حرف‌هایی می‌زد که از آن‌ها سر در نمی‌آوردم! به او می‌گفتم عماد حرف‌های خوبی می‌زنی، از نوع صحبت کردن و ادبیاتی که به کار می‌بری هم خیلی خوشم می‌آید، اما متوجه نمی‌شوم! بعد از اینکه دو ترم علوم سیاسی خواندم و دیگر نماینده مجلس هم شده بودم؛ در مجلس کنارش نشستم و گفتم دکتر تو مکتب فرانکفورتی هستی!! نگاهم کرد و من هم ادامه دادم که دو ترم علوم سیاسی خواندم و حالا می فهمم چه می‌گویی! بعد از این ماجرا از صحبت کردن با او لذت بیشتری هم می‌بردم چون دایره واژگانش را می‌شناختم. جالب اینکه بعد از چند سال به نظریه‌هایش ایراد می‌گرفتم!

در سینما هم همینقدر نگاه منتقدانه دارید؟

(می‌خندد و تعریف می‌کند) یکی از آدم‌هایی که در سینما مورد علاقه‌ام بود، آقای رسول ملاقلی‌پور بود که در همین موزه سینما او را دیدم و حتی با یکدیگر بحثمان شد!

ماجرا از این قرار بود که درهمین مرکز آموزش فیلمسازی روزی قرار شد و  فیلم «افق» را ببینیم و نقد کنیم. بعد از فیلم بلند شدم و گفتم که «آقای ملاقلی‌پور من شما را خیلی دوست دارم و احترام قائل هستم، اما این فیلمی که ساخته‌اید، کمی چرت است! در فیلم غواصی که به تصویر کشیده‌اید و باتوجه به اینکه من در جنگ غواص بودم، باید بگویم این لباسی که در فیلم تن بازیگر کرده‌اید اصلا درست نیست! » آقای ملاقلی‌پور عصبانی شد و گفت «من خودم از خبرنگارهای جنگ بوده‌ام. » با این‌حال من روی حرف خودم بودم و گفتم «فیلم خوبی است، اما غواصی که در آن حضور دارد، بدلی است! »

شما چند سال در جبهه بودید؟

سه، چهار سال جبهه بودم. دو بار هم مجروح شدم که برگشتم و دوباره رفتم.

و شیمیایی هم شدید؟

دو بار. یک بار در فاو و یک بار هم در حلبچه. البته بمباران حلبچه را نبودم، با توجه به اینکه نیروی اطلاعات و عملیات بودم و خیلی با رزمنده‌ها نمی‌رفتم، زودتر می‌رفتم جلو و برمی‌گشتم.

با همه این صحبت‌ها اگر بخواهید خودتان سعید ابوطالب را تعریف کنید، چه می‌گویید؟

من فکر می‌کنم ۴۸-۴۷ سالم است، اما هنوز جای خودم را پیدا نکرده‌ام. زمانی غواصی می‌کردم و فیلم‌های زیرآبی می‌ساختم. زمانی دلم می‌خواست غواص ماجراجو باشم. زمانی می‌خواستم فیلمساز بزرگی شوم، مدتی آرزوی استادی را در سر داشتم و حتی زمانی می‌خواستم نویسنده شوم. با اینکه همه این‌ها خوب هستند و خیلی‌های‌شان را کم و بیش تجربه کردم، ولی هنوز در این سن نمی‌دانم چه می‌خواهم بشوم! (می‌خندد)

یعنی هنوز به آن چیزی که فکر می‌کنید، نرسیده‌اید؟

من هنوز خودم را پیدا نکرده‌ام و معتقدم اگر خودمان را پیدا کنیم به آرامش می‌رسیم.

 هنوز خودتان را پیدا نکرده‌اید؟

زمانی که طلبگی می‌خواندم، فکر می‌کردم روزی لباس روحانیت را می‌پوشم که خیلی مقدس و روحانی هستم. زمانی فکر می‌کردم من یک آدم کت و شلواری می‌شوم که استاد دانشگاه است و سر ساعت به کلاس می‌رود و درس می‌دهم. اما باز به این نتیجه رسیدم که من همان غواص باید باشم یا فیلمسازی کنم! اما اصالتا هنوز خودم را پیدا نکرده‌ام تا جایی که هنوز هم بعد از ۲۵ سال زندگی مشترک، همسرم می‌گوید «من نمی‌دانم تو را چطور برای اطرافیانم توضیح بدهم هنوز کارهایی انجام می‌دهی که خیلی عجیب است! »

چطور باید خودمان را پیدا کنیم؟

تجربه‌های متفاوت کمک می‌کند آدم به ذات انسانی خودش نزدیک شود. فکر می‌کنم اگر آدم در یک سیکل تکراری بیفتد، از رشد خودش دور شده و بدل به یک ماشین و ابزار می‌شود. تصور من این است که هدف اصلی ما از خلقت این‌ است که خود را بشناسیم.

یعنی برای این‌که خودتان را پیدا کنید، تجربه‌های مختلف داشتید؟ مثل همان دوره‌ای که نماینده مجلس بودید.

نمایندگی چهار سال بود، زمانی‌که من در مجلس بودم، واقعا نمایندگی کردم و از آن‌جایی که خانه‌مان هم نزدیک مجلس بود، هیچ‌وقت غیبت نداشتم. غیر از کمیسیون خودم که فرهنگی بود، در کیمیسون‌های دیگری هم حضور فعال داشتم. برخلاف خیلی‌های دیگر که شغل‌های دیگری از جمله استاد دانشگاهی داشتند. من همه کارهای دیگر را کنار گذاشته بودم و واقعا نمایندگی می‌کردم، اما بعد از دو سه سال احساس کردم من آدم سیاست نیستم. فضای سیاسی کشور ما فضای خوبی نیست، چون به هر حال ما تجربه دموکراسی یا به عبارت امروزی‌ها مردم سالاری را نداشته و نداریم. هنوز فکر می کنم کاش انقلاب مشروطه پیروز شده بود تا ما یک دموکراسی نیم‌بند صد ساله داشتیم! اگر امروز فرانسه ادعای دموکراسی می‌کند و چه قبول داشته باشیم و چه نداشتیم، به هر حال تجربه بیش از ۲۰۰ سال دموکراسی دارد. من نمی‌خوام درباره بدی یا خوبی دموکراسی نظر بدهم، چون معتقدم از  دموکراسی برداشت‌های متفاوتی می‌شود!

از طرفی چون ما تجربه دموکراسی یا مردم سالاری را نداشته‌ایم، فضای سیاسی شفافی هم نداریم و ایرادهای مختلفی در آن می‌توان پیدا کرد. در مدت چهار سالی که در مجلس بودم فهمیدم به درد سیاست نمی‌خورم! در آن زمان نماینده‌های دیگر از لباس پوشیدن من تا نطق‌هایم را ایراد می‌گرفتند. البته همه چهار سال را نمایندگی کردم و تنها هفته‌های آخر دوران مجلس را مرخصی گرفتم.

مدتی که در مجلس بودید، فیلم هم ساختید، درست است؟

در همان ایام پایانی مجلس فیلمی ساختم به اسم‌ «پارلمان ایرانی» برای پرس‌تی‌وی، و یک فیلم کوتاه به اسم «اقلیت و اکثریت» که هیچ‌وقت پخش نشد.

چرا!؟

ماجرای فیلم روایتی از هفته‌های آخر مجلس است و از نماینده‌ها می‌پرسم که «شما اقلیت مجلس هستید یا اکثریت» اگر بگویم نیمی از نماینده‌های مجلس بعد از چهار سال نمی‌دانستند جز فراکسیون اقلیت هستند یا اکثریت، باورتان نمی‌شود! نماینده می‌گفت منظورت از این حرف‌ها چیست!؟

این فضا شما را سیاست‌زده هم کرد؟

بله، فکر کردم که می‌شود خدمت کرد، اما لازم نیست حتما در فضای سیاسی بود. گرچه معتقدم در فضای سیاسی کمتر می‌توان خدمت کرد، چون محدودیت‌ها زیاد است و در چهارچوب‌هایی قرار می‌گیری که دوستشان نداری. ولی خارج از فضای سیاسی، ممکن است به عنوان یک روزنامه‌گار، یک پزشک و … خدمت بیشتری کنی.

اما به هر حال این تجربه سیاست لازم بود که نگاه شما را تغییر دهد.

بله! تجاربی خیلی خوبی دارم، از دوران طلبگی، جنگ، اسارت و سیاست. این‌ها تجاربی هستند که ممکن است خیلی‌ها نداشته باشند و خدا را شاکر هستم که در شرایطی قرار گرفتم که همه این شرایط را از سر بگذرانم.

بعضی‌ها هستند که ممکن است تنها یکی از این مسیرهای شما را رفته باشند و همان‌را بزرگترین تجربه زندگی‌ خودشان بدانند، اما شما همه را با هم دارید!

پوست کلفت هستم! اما باورتان می‌شود که اصلا خاطره تعریف نمی‌کنم؟ به پسرهایم هم گفته‌ام خاطره تعریف کردن برای بعد از ۷۰ سالگی! البته  حافظه نسبتا خوبی دارم و چیزهایی را یادم هست که برای‌تان عجیب خواهد بود. مثلا شماره اسلحه افسر زنی که در عراق من را اسیر کرد، به خاطر دارم. می‌دانید آدم این خاطرات را در ذهن نگه می‌دارد و بعد اگر لازم بود خرج می‌کند!

البته شما کتاب «هی‌یو» را نوشتید که همان خاطرات شما در زمان اسارت است.

آن کتاب لازم بود، چون فکر می‌کردم ممکن است جزئیات را فراموش کنم   یا حتی اتفاقات تحریف شوند. کتاب هم در اصل ۸۰۰ صفحه بود که تنها ۲۴۰ صفحه آن منتشر شد! بقیه آن غیرقابل پخش بود.

خودتان این مقدار از کتاب را کنار گذاشتید؟

بخشی را خودم کنار گذاشتم، بخشی را هم دوستانی که مشورت دادند، گفتند.

بعد از دوره نمایندگی مجلس، به سمت کار فرهنگی بیشتر کشیده شدید و به نظر می‌رسد ژانر تازه‌ای را در حوزه مستندها راه انداختید.

واقعیت این است که تعدادی از نماینده‌ها که از حوزه‌های دیگر وارد مجلس می‌شوند، بعد از نمایندگی به شدت افسرده می‌شوند و نمی‌توانند به کار قبلی خودشان برگردند. در بسیاری موارد مشاور می‌شوند. به هر حال نماینده‌هایی هستند که از شهرستان به عنوان استاد دانشگاه یا فعال اجتماعی به مجلس راه پیدا می‌کنند، بعد از اینکه چند دوره نمایندگی می‌کند، دیگر نمی‌تواند به همان موقعیت قبلی خودش برگردد و در حقیقت تمام می‌شود. اما من فکر می‌کردم که برای تمام شدنم خیلی زود است و با اینکه پیشنهادهای زیادی برای مشاور شدن داشته و دارم، با اعتقاد به اینکه این کار آدم را منفعل می‌کند، قبول نکردم. از همین رو به حوزه فرهنگی برگشتم و فکر کردم که خدا تجربه‌ای را در اختیارم گذاشت که بتوانم دنیای سیاست را تجربه کنم. البته بماند که در همین مدت نظرم هم درباره برخی از سیاسیون تغییر کرد.

یعنی تا این اندازه تاثیر داشت؟

من به واسطه تجربه خبرنگاری و بعدتر فیلمسازی با خیلی از سیاسیون در ارتباط بودم، آن‌ها و خط فکری‌های مختلف را می‌شناختم. البته علایق شخصی هم به این حوزه داشتم و کتاب‌های زیادی را خوانده‌ام. اما وقتی وارد دنیای سیاست شدم، نظراتم کاملا تغییر کرد؛ برخی از آن‌ها اصلاح شدند و برخی هم متاسفانه کاملا خراب شد.

پشیمان نیستید؟

واقعیت اینکه گاهی فکر می‌کنم کاش من وارد دنیای سیاست نمی‌شدم تا بعضی‌ها همان‌قدر برایم مقدس باقی می‌ماندند. سیاست‌مدارهای ما خیلی‌ خوب هستند، اما بین‌شان کارنابلدهای زیادی هم پیدا می‌شود، شایسته‌سالاری در حوزه سیاست اتفاق نمی‌افتد، چون در حوزه‌های دیگر ناخودآگاه اتفاق می‌افتد، مثلا در سینما اگر کسی فیلم بلد نباشد بسازد یا بازیگر خوبی نباشد، بعد از مدتی حذف می‌شود، ولی در عرصه سیاست این‌طور نیست، کسانی‌ حضور دارند که کار سیاسی نمی‌دانند اما همچنان هستند! تجربه دیگری که از بودن در مجلس به دست آوردم، به تقسیم‌بندی‌هایی برمی‌گردد که خبرنگارها به وجود آوردند، اصلاح‌طلب، اصولگرا، چپ یا راست! این‌ها چیزهایی هستند که ذات ندارند. برای مثال زمانی‌که خودم در مجلس بودم، نه اصولگراها می‌دانستند چه تفاوتی با اصلاح‌طلب‌ها دارند و نه اصلاح‌طلب‌ها دقیقا می‌دانستند به چه دلیل آن‌ها را در دسته اصلاح‌طلب‌ها قرار می‌دهند! این یارکشی و تقسیم‌بندی فضای سیاسی کشور غلط است، حتی سردمدارهای هرکدام از آن‌ها هم هیچ مانیفستی درباره مسایل مختلف ندارند.   اصولگراها و اصلاح‌طلب‌ها به طور مداوم نظریات خودشان درباره موضوعات مختلف را تغییر می‌دهند و حتی جای‌شان باهم عوض می‌شوند!

شاید همین عقاید است که شما را در نوک پیکان منتقدان معمولا تندی قرار داده!

من با حرف‌هایی که درباره‌ام می‌زنند، مشکلی ندارم!

اما شما را اصولگرای روشنفکر می‌دانند!

من هر دو رو قبول ندارم! متاسفانه روشنفکر نیستم و ای‌کاش بودم. و اصولگرا اگر به معنی پای‌بندی به ارزش‌های اخلاقی و دینی باشد، افتخار می‌کنم باشم. اما اگر منظور اصولگرای سیاسی باشد، باید بگویم خیری از این طیف ندیده‌ام.

البته شما را حزب‌اللهی هم می‌نامند و جایی خواندم که شما را نشانه شرمساری این جریان دانسته بودند!

اصلا اشکالی ندارد، از این حرف‌ها می‌گویند. واقعیت این است که اگر آدم دشمن نداشته باشد، یعنی اینکه شخص بی‌خاصیتی است. من دوستان پر و پاقرصی دارم، در مقابل دشمنان سرسختی هم دارم.

آقای ابوطالب شما عراق هم رفته‌اید و فیلم ساخته‌اید؟

سالی که امریکا به عراق حمله کرد، همه می‌گفتند امریکا ۶ ماه بعد به ایران حمله می‌کند، اما من این تحلیل را قبول نداشتم. تصمیم گرفتم به عراق در حال جنگ بروم. در آن زمان همه با رفتنم مخالف بودند، آقای لاریجانی که رئیس من در تلویزیون بود می‌گفت آن‌جا خبرنگار داریم و به رفتن تو نیازی نیست. اما من می‌گفتم این خبرهایی که خبرنگارهای شما از آن‌جا می‌فرستند، چرت محض است. هر پیش‌بینی هم  که می‌کنند  اشتباه است! تصمیم داشتم بعد از ورود به عراق در خانه آیت‌الله حکیم بمانم که معتقد بودم کانون مرکزی انقلاب در عراق است امامتاسفانه بعد از رفتن ما به آن‌جا آیت‌الله در یک انفجارتروریستی بزرگ به شهادت رسید.

شما فقط می‌خواستید بروید که ببینید آن‌جا چه خبر است؟

 در آن زمان من یک مستندساز معمولی بودم یا یک خبرنگار که دلم می‌خواست بدانم در عراق واقعا چه خبر است! چون اخباری که ازحمله آمریکا به عراق می‌رسید را باور نداشتم! معتقد بودم این یک جنگ رسانه‌ای‌ست نه جنگ روی زمین. چون به‌هرحال ما جنگ را یادمان هست، خاکریز و بمباران و سربازهایی که در حرکت بودند را می‌دیدیم، اما در جنگ عراق اصلا این‌طور نبود و حتی وقتی من به آن جا رفتم، می‌توانم بگویم اصلا جنگی در کار نبود!

منظورتان از اینکه می‌گویید جنگی در کار نبود، چیست؟

امریکایی‌ها عراق را از قبل اشغال کرده بودند! من مصاحبه‌ای با یکی از ژنرال‌های عراقی دارم که فرار کرده بود و به روستای قریه‌السلام در شمال بصره رفته بود، با رشوه دادن به سربازهای عراقی توانستیم او را پیدا کنیم و به روستایش برویم. با رشوه ۱۰۰ دلاری حاضر شد صحبت کند و با گرفتن ۴۰۰ دلار دیگر لباس‌های نظامی‌اش را پوشید و جلوی دوربین ما نشست. از او پرسیدم چرا مقابل امریکایی‌ها نجنگیدید؟ گفت بعد از سال ۹۲ میلادی دیگر عراق ارتشی ندارد! همه ما از بانک‌های امریکایی حقوق می‌گیریم. می‌گفت جنگی در کار نبوده و همه‌چیز مانور بوده است.

ولی به هر حال شما بدون اینکه برای جایی بخواهید کار کنید، راه افتادید و به عراق رفتید!

 نه برعکس من مجوزهای لازم را گرفتم  و حتی به بچه‌های سپاه گفتم که کجا هستم و در شرایطی که همه می‌گفتند نباید بروی، راهی شدم. یک روز قبل از اینکه بروم یکی از مدیران تلویزیون به من زنگ زد و گفت حالا که برای رفتن مصمم هستی، قراردادی ببندیم و فیلمی هم برای ما بساز. اسم فیلم «مرداب سرزمین افسانه‌ها» بود که من گفتم مستندی از عراق با همین نام برای‌تان می‌سازم.

شما رفتید و بعد هم اسیر شدید!

اساسا از دو چیز در زندگی می‌ترسیدم؛ یکی شیمیایی شدن و دیگری اسیر شدن که هر دو بر سرم آمد. همیشه می‌گفتم آدم شهید شود، بهتر است؛ اسیر شدن بد است، از شیمیایی هم به خاطر مشکلاتی که داشت می‌ترسیدم. اما وقتی آن‌جا اسیر شدم، فهمیدم که چقدر دوستان زیادی پیدا کردم! (می‌خندد)

بعد از همه این ماجراها اصلا چطور شد شما سراغ رئالیتی‌شو و فضای سرگرمی رفتید؟

من همزمان که رالی را برای شبکه نمایش خانگی می‌ساختم، روی مجموعه مستند «بنت جبیل» برای شبکه یک هم کار می‌کردم که موضوع آن تغییرات ساختار سیاسی لبنان بعد از جنگ ۳۳ روزه و درباره مقاومت است. همه آن را در لبنان ساختم و با همه شخصیت‌های لبنانی در آن صحبت کرده بودند و از شبکه ۱ که پخش می‌شد بنظرم  اصلا مخاطب نداشت.

همان‌طور که کتاب «هی‌یو» من مخاطب خودش را دارد و از آن طرف کتاب دیگری که درباره شیمی آلی نوشته‌ام هم مخاطب خودش را دارد یا رمانم بنام «سر بر شانه ستاره» که مخاطب خودش را دارد.

برای مثال همین مجموعه «هفت‌روز و هفت ساعت» که اتفاقا ژانر سرگرمی هم دارد را می‌خواستید در تلویزیون تجربه کنید؟

آقایون به من گفتند که برای تلویزیون رالی ایرانی بسازم، اما من گفتم این‌بار نامش را تغییر می‌دهم. باید بگویم کسانی سفارش ساخت این مجموعه را دادند که در زمان رالی به من می‌گفتند این‌ها چیست که می‌سازی و سبک زندگی ایرانی را تغییر می‌دهی! من این حرف‌ها را قبول ندارم، می‌گویم می‌شود یک رقابت سالم ساخت، زن هم می‌تواند در سینما حضور فعال و با انرژی داشته باشد، اما رابطه عشق مثلثی و غیره  نداشته باشند. همان‌طور که در رالی ایرانی زن‌ها به عنوان یک آدم حضور دارند و نه به عنوان یک جنسیت.

راستی چرا برای شبکه افق؟ شبکه‌های دیگر نمی‌شد که مخاطب بیشتری هم داشته باشد؟

یکی دیگر از شبکه‌ها می‌گفتند رالی را می‌خواهند پخش کنند، اما من قبول نکردم و گفتم اگر بخواهید یک نسخه دیگر، می‌توانم برای‌تان بسازم. چون رالی را چند سال قبل ساختم و همچنین ملاحظات تلویزیون را ندارد. رالی ایرانی برای مخاطب شبکه نمایش خانگی ساخته شده است.

این تفاوت مخاطبی که از آن حرف می‌زنید، از چیست؟ منظورتان خط قرمزهاست؟

نه. برای مثال خانواده خودم رالی ایرانی را ندیده‌اند! حتی وقتی از من خواستند که برای‌شان ببرم، گفتم این مجموعه به درد شما نمی‌خورد!

چرا؟

به هر حال آدم‌ها در لحظه، در طبقه اجتماعی که هستند، در سن و در میزان تحصیلاتی که دارند، برای انتخاب یک نوشیدنی باهم متفاوت فکر می‌کنند چه برسد به فیلمی که برای آن‌ها ساخته می‌شود. به عنوان یک رسانه باید مخاطب را شناخت و محصول را هم برای یک مخاطب هدف تولید کرد. پس برای انتقال یک پیام مشترک به آدم‌های مختلف باید شیوه‌های مختلفی را هم در پیش گرفت.

برای مثال  بخشی از حرفی را که من در مجموعه مستند بنت‌جبیل می‌زنم را در هفت‌روز و هفت‌ساعت هم می‌زنم. در آن‌جا می‌گفتم لبنان کشوری با عقاید متفاوت و مختلف است که باهم زندگی می‌کنند در این مجموعه رئالیتی‌شو هم همین حرف‌ها را می‌زنم. اما نکته این است که مخاطب‌های این دو مجموعه با هم تفاوت زیادی دارند و هیچ‌کدام پای برنامه یکدیگر نمی‌شینند، اما در نهایت پیام را می‌توان رساند.

این موضوع را درباره رالی هم در نظر بگیرید، شبکه‌های ماهواره‌ای رالی ایرانی را بارها پخش کرده‌اند. در آن زیبایی‌های ایران، احترام، روابط زن و مرد وجود دارد و اتفاقا مخاطب خودش را هم دارد.

اما به هر حال رالی ایرانی را یک دانشجو دوست دارد، یک فرد بازاری هم می‌پسندد، چطور شما می‌گویید مخاطب خاص خودش را دارد؟

در این مثال شما حتما قرابت‌های فرهنگی بین مخاطب ها وجود دارد، تفاوت مخاطب دقیقا به معنای تفاوت شغل نیست بلکه مجموعه‌ای از پارامترهای گسترده فرهنگی – اجتماعی‌ست که خیلی مفصل است. اما اصل اول ارتباطات مخاطب شناسی است.

حرف شما درست است، اما مشخصا درباره رالی ایرانی دقیقا چه چیزی دارد که ممکن است مخاطب تلویزیونی آن را پس بزند؟

رالی مخاطب خودش را دارد که برای دیدن آن هزینه‌ای را می‌پردازد، اما اگر همان را تلویزیون پخش کند و مادر من آن را ببیند، حتما به من فحش می‌دهد!

چرا این اتفاق می‌افتد؟

چون جامعه ما متکثر است، بخشی از آن به خاطر رسانه‌ها و ارتباطات خارجی مدرن هستند و بخشی دیگرجریان سنتی که قابل احترام هم هستند. سنت‌هایی برای آن‌ها مهم و حتی حیاتی است و نمی‌توانند بشکنند. از همین رو باید بگویم وقتی به من ایراد می‌گیرند، در حقیقت قالبی که من انتخاب کرده‌ام را نمی‌شناسند.

آقای ابوطالب این احتمال وجود دارد که شما به خاطر اینکه نام خودتان روی این کار است، می‌گویید برای تلویزیون خوب نیست؟

اصلا این طور نیست. من می‌گویم رالی را برای پخش در تلویزیون نساخته‌ام. یعنی اینکه من تفاوت مخاطب تلویزیون و نمایش خانگی را متوجه می‌شوم. نکته مهم این است که فیلمی که برای سینما ساخته می‌شود را نباید در تلویزیون نمایش دهند، فیلم آسیب می بیند چه از نظر تکنیکی و چه از نظر محتوایی و انتقال پیام.

خود من وقتی پول می‌دهم و به سینما می‌روم، فیلم متفاوتی می‌خواهم. ولی در مقابل در خانه خندوانه را می‌بینم و کلی هم از دیدن آن لذت می‌برم، اما خندوانه چیزی نیست که برای دیدنش پول بدهم و به سینما بروم. در عین حال به عنوان ابوطالب منتقد به نظرم هم خندوانه و هم رالی هر دو مزخرف هستند!

با این اوصاف چرا رالی را ساختید؟

یعنی واقعیت را برای‌تان تعریف کنم؟

حتما!

من چند سفارش تله‌فیلم انقلابی از سیما فیلم داشتم که کسی نمی‌ساخت. من قبول کردم بسازم، اما فقط دو عنوان از آن‌ها را قرار بود به عنوان تهیه‌کننده بایستم و دنبال کارگردان می‌گشتم. به همکاری که در دفتر بود گفتم با آقای کیانوش عیاری تماس بگیرد که برای صحبت درباره کارگردانی آن‌ها صحبت کنیم. قرار را گذاشتند. روز بعد و ساعت قرار بچه‌های دفتر به من گفتن که آقای آرش معیریان آمده! من گفتم چرا آرش معیریان؟ گفتند خودتان گفتید! گفتم کیانوش عیاری. به هر حال قرار را گذاشته بودند و با آرش معیریان صحبت کردم. او در صحبت‌هایش گفت که سرزمین دانایی را دوست داشته، من همان‌جا ایده‌ای به ذهنم رسید که یک رئالیتی‌شو کار کنیم و آرش هم رابطه خوبی با بازیگرها دارد و می‌شود برای شبکه نمایش خانگی کار کرد. آرش هم موافق بود و برای گرفتن مجوز اقدام کردم و همان لحظه هم تصمیم گرفتم نامش «رالی ایرانی» باشد!

البته اسم خوبی هم نبود!

بله، فاجعه است! خیلی اسم بدی دارد.

خیلی‌ها فکر می‌کردند مسابقه ماشین است.

دقیقا، اما اصلا اشکالی ندارد. به هر حال ما این جنس از کار را در نمایش خانگی تجربه کردیم و به این فکر کردیم که اگر جواب داد و دیده شد، سینمایی آن را هم بسازیم.

طراحی و ایده مسابقات از کجا آمد؟ ما فکر کردیم شاید به خاطر سابقه حضور شما در جنگ، این ایده‌ها از همان‌جا شکل گرفته بود. همان‌طور که جایی در رالی ایرانی فرزاد حسنی می‌گوید «یقینا کسی که این مسابقه‌ها را طراحی کرده، سادیسم داشته است! ».

فکر می‌کنید فیلم‌نامه هفت‌روز و هفت‌ساعت چند صفحه بوده؟

۱۰ صفحه؟

هیچ صفحه! (می‌خندد) بیشتر ایده‌ها در ذهنمان بود! آن‌زمان مهدی جعفری که مدیریت فیلمبرداری مجموعه را بر عهده داشت، می‌گفت ژانری که تو کار می‌کنی، ژانر توکل است! البته ما در کارمان (رالی ایرانی وهفت روز و هفت ساعت) فیلمنامه و طرح چند لایه داریم ولی تابع اتفاقات هستیم برای همین من می‌گویم این کار را هیچ کس دیگری به جز من  نمی‌تواند انجام دهد. حتی چند وقت پیش یک همکار تهیه کننده به من گفت که برند رالی ایرانی را به قیمت ۴۰۰ میلیون تومان از شما خریداری می‌کنم که من به او گفتم من این پول را می‌گیرم و با آن ماشین می‌خرم و با خرج کردنش کیف می‌کنم؛ ولی این ژانر را هیچ کسی غیر از من نمی‌تواند بسازد بعد از مدتی زنگ می‌زنی می‌خواهی بدهی که من برایت بسازم. البته درنهایت به توافق نرسیدیم و او رفت یک کار دیگر ساخت که ایده و لوکیشن و بازیگرانش را هم خود من به او پیشنهاد دادم ولی مجوزش را هنوز نتوانسته بگیرد. در این مسابقه همه چیز واقعی است حتی تیم فیلمبرداری ما هم نمی‌داند قرار است چه اتفاقی بیفتد چون می‌دانیم اگر بداند قضیه را لو می‌دهد.

این شیوه کار کردن با آدم‌های زیاد سختی‌هایی هم دارد، اتفاقی در کار نیفتاد که در ذهنتان مانده باشد؟

 هر لحظه این فیلم در این ژانر یعنی اتفاق و استرس مثلا در مجموعه هفت‌روز و هفت‌ساعت. روز دوم خانم مستوفی به ما گفت که دیگر نمی‌خواهد ادامه دهد! همه گروه  نگران شده بودند که قرار است چه بشود. اما من گفتم این اتفاق خیلی هم خوب است. این بخشی از ژانر ماست به خانم مستوفی گفتم  هرکاری مایلید انجام دهید، در هتل بمانید یا بروید در لبنان بگردید یا حتی خواستید، بلیت بگیریم که برگردید تهران!

در مسیر لوکیشن بعدی در لبنان بودیم که من سه بازیگر ایرانی و لبنانی را کاندید اجرا کردم و با آن‌ها پلاتوی اول را گرفتم، محمد شمص بازیگر جوان لبنانی  از همه بهتر بود و تا شب هم خودش مجری بود که خیلی بازی خوبی داشت. همه فکر می‌کردند دیگر مجری فرق کرده، اما شب در هتل به دستیارها و برنامه ریز گفتم خانم مستوفی برای فردا باید برگردد. اگر دیروز می‌گفتم اشکالی ندارد، امروز می‌گویم حتما باید بیاید  چون با این فیلم قرارداد دارد با این تفاوت که دیگر تنها گزینه نیست.

اما واقعیت این است که فرزاد حسنی خیلی جذابیت بیشتری برای مجری‌گری چنین برنامه‌ای داشت. چطور شد که لادن مستوفی را انتخاب کردید؟

لادن مستوفی به عنوان یک مجری یا لیدر نقش خودش را خوب اجرا کرد. از طرفی در سینما و در دنیای بازیگری شناخته شده است  و برای من قابل احترام است و در این نقش در این فیلم با کسی رو دربایستی ندارد و به نفع کسی امتیاز نمی‌گیرد؛ ولی ریتم فیلم را چه کسی باید جلو ببرد؟ افرادی مثل علیرام نورایی و سالی بسمه لبنانی. چه کسی بار فان و بامزه ماجرا را به دوش می‌کشد محمد شمص و امیرحسین رستمی! وقتی قسمت اول آن ساخته شد پیش از اینکه کار صداگذاری شود، مدیران کار را دیدند و جالب اینجا بود که نه تنها مدیران که حتی خود مهدی جعفری (مدیر فیلمبرداری) هم فکر نمی‌کرد از این چیزهایی که ما می‌گیریم کاری در بیاید.

ماجرای ساخته شدن هفت روز و هفت ساعت چه بود؟ چرا ایران و لبنان؟

ما دی ماه سال گذشته با آقای محمدرضا زائری برای مقدمات ساخت یک سریال به نام «بیروت_شمال شرق» که قصه ترور ناموفق رهبران حزب الله بود، راهی لبنان شدیم. شبکه یک از ساختن آن منصرف شد و من تصمیم گرفتم کار را برای شبکه نمایش خانگی بسازیم. به همین خاطر با آقای زائری راهی سفر شدیم تا موافقت  کار را از رهبران حزب الله بگیریم. دوستان لبنانی که آنجا بودند گفتند ما آقای ابوطالب را می‌شناسیم ولی تا آنجایی که می‌دانیم او سیاست‌مدار است همان جا بود که آقای زائری گفت نه فیلمسازی هم می‌کند از قضا تیزر «رالی ایرانی» را  هم در موبایلش داشت و به آنها نشان داد. وقتی دیدند خیلی خوششان آمد و پیشنهاد دادند که مشابه این کار را برای آنها بسازیم. از آنجا که برگشتیم باز هم من برای یک کار دیگر به شبکه افق رفته بودم و اتفاقی در آسانسور مدیر گروه پیشنهاد ساخت چیزی شبیه رالی ایرانی را داد و بعد من آنجا بود که ایده هفت‌روز و هفت‌ساعت را دادم و کار شکل گرفت.

پس از همان ابتدا برای شبکه افق آن را ساختید؟ به نظرتان خوب دیده شد؟

بله، ما این کار را برای مخاطب افق ساختیم. فکر می‌کنیم دیده شد، هرچند این دیده شدن به اندازه رالی ایرانی نبود که من فکر می‌کنم قضاوت کردن درباره این موضوع کمی زود باشد چون تا آنجایی که من می‌دانم این کار به غیر ازاین شبکه  قرار است از شبکه‌های دیگر بازپخش داشته باشد که اگر این اتفاق بیفتد آن وقت می شود درباره این حرف زد که آیا این کار دیده شده است یا نه!

یکی از اتفاقات خوب این کار برای ما محمد شمص و مهدی فخرالدین لبنانی و علیرام نورایی و حمید حامی بود که یکی از بهترین همکاری‌ها را با ما داشتند.

یا حتی گم شدن و جا ماندن‌های امیرحسین رستمی!

بگذارید برای اولین بار اینجا اعتراف کنم که در این مجموعه تنها کسی که از همان اول با سناریوی ما جلو رفت امیرحسین رستمی بود.

بقیه اعضای گروه از این ماجرا خبر داشتند؟

الان که دارم این مصاحبه را انجام می‌دهند دیگر باید بدانند. (با خنده) البته در رئالیتی شو هیچ‌کس نباید بداند قرار است چه اتفاقی بیفتد و قرار است با چه کسی قرار است همگروه باشد. فقط گروه کارگردانی باید بداند و مثلا مدیر فیلمبرداری.

چرا رالی ایرانی را ادامه نمی‌دهید؟

در حال حاضر یک کاری به نام رالی ایرانی ۲  را در دست داریم که یکی از شرکت‌های همراه اول قرار است سرمایه گذاری آن را به عهده بگیرد که توافقاتش هم پیش از عید انجام شده است.

باز هم با همان تیم آرش معیریان و فرزاد حسنی؟

ایده آل من آرش معیریان و فرزاد حسنی است. من آرش را خیلی دوست دارم، فرزاد را دوست ندارم ولی باید اعتراف کنم که خیلی توانمند است. (می‌خندد)

و چشم‌انداز سعید ابوطالب از خود و برنامه‌هایش چیست؟

در حال حاضر دارم روی فیلمنامه همان سریال بیروت- شمال شرق کار می‌کنم و دوتا مجموعه برای شبکه خانگی که هنوز شروع نکردم. خودم فکر می‌کنم سال ۹۷ آخرین سالی باشد که فیلم می‌سازم چون دوست دارم تمرکزم را روی نویسندگی بگذارم و دیگر کتاب بنویسم چون همین الان هم دو  رمان نصفه و نیمه دارم و یکی دو تا کتاب در حوزه جامعه شناسی سیاسی، دعا کنید برایم که به سیاست برنگردم.

روایت زنان پیشمرگی که غذای رزمندگان را تست می‌کردند


خبرگزاری مهر: مستند «پیشمرگان» با اشاره به اقدامات منافقان برای ضربه زدن به رزمندگان در جنگ و مسموم کردن کمک های مردمی، به زنانی می پردازد که برای جلوگیری از این اقدامات پیشمرگ می شدند.

 مراسم رونمایی از مستند «پیشمرگان» ساخته مجتبی حصاری تولید واحد تاریخ شفاهی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب روز گذشته دهم تیرماه در خبرگزاری مهر برگزار شد و امیر مهریزدان تهیه کننده این مستند در این مراسم حضور یافت.

امیر مهریزدان تهیه کننده مستند «پیشمرگان» پس از نمایش فیلم درباره ایده یک خطی مستند بیان کرد: ایده یک خطی این مستند، زنان پیشمرگ نهاوندی بود که در جبهه ها به بررسی غذاهایی که برای رزمنده ها می رسید، می پرداختند چون در آن زمان منافقان به مسموم کردن مواد غذایی ارسالی برای رزمنده ها در جبهه ها اقدام کرده بودند. ما هنگام شکل گیری ایده اولیه مستند عکسی را دیدیم که شامل تعدادی از این زنان پیشمرگ بود و تصمیم گرفتیم در کنار این زنان به طور موازی به فعالیت های منافقان در آن زمان در نهاوند هم بپردازیم.

وی با اشاره به اتفاقاتی که اهمیت نیروهای پیشمرگ را آشکار می کرد، عنوان کرد: زمانی یک نفر برای ما توضیح داد که چطور منافقان در غذای رزمنده ها مایع ظرفشویی ریختند و همان باعث شد که عملیات این رزمنده ها به هم بریزد اما متاسفانه چنین خاطراتی بسیار کم بودند و ما برای ساخت این مستند به اسناد و خاطره های کمی دسترسی داشتیم و یک دلیل این بود که خانم هایی که این کار را بر عهده داشتند از سر فروتنی آن را کار مهمی نمی دانستند مثلا خانمی که یک قاشق غذاخوری به دستش می گرفت و از تک تک غذاهایی که به جبهه می رسید یک قاشق می خورد تا ببیند سالم است یا خیر این کار خود را اتفاقی غیرمهم می دانست. همچنین با مشکل دیگری هم مواجه بودیم که بسیاری از این خانم ها یا از دنیا رفته بودند و یا دست نیافتنی بودند.

این تهیه کننده اضافه کرد: در جریان انتخابات ریاست جمهوری دوره دوازدهم بحث هایی درباره منافقان دوباره پیش کشیده شد و رهبر معظم انقلاب در سخنانی فرمودند که نباید کاری کرد که جای جلاد و مضروب عوض شود و به دلیل طرح این مباحث ما هم منافقان و اقدامات آنها را در این مستند پررنگ تر کردیم.

وی همچنین با اشاره به تصاویر آرشیوی مستند یادآور شد: این مستند با استفاده از تصاویر آرشیوی ای ساخته شده که تا به حال دیده نشده است؛ عکس هایی از شهدای زن مثل فاطمه نصرتی تا فیلم هایی درباره این زنان پیشمرگ مثل دختری که مچ خود را از دست می دهد.

مسئول واحد مستند «عمار» درباره تولید این مستند اظهار کرد: ما سعی کردیم در تدوین مستند، اضافات را بزنیم و مخاطب را در جریان فعالیت ها و تحرکات منافقان قرار دهیم تا مردم اقدامات خرابکارانه آنها را بشناسند و امیدواریم این خیانت ها فراموش نشود.

مهریزدان با اشاره به ساخت آثاری با دغدغه های این چنینی اظهار کرد: امیدوارم امسال در آستانه ۴۰ سالگی انقلاب شاهد تولید آثاری از این دست باشیم چراکه نسل های جدید باید با این دوران آشنا شوند همچنین همسن و سال های ما و حتی سنین بالاتر از ما نیاز دارند که این تاریخ برایشان زنده شود تا بدانند ما با چه سختی هایی به این ۴۰ سالگی رسیدیم و امیدواریم مستند «پیشمرگان» هم خوب اکران و دیده شود.

وی افزود: اتفاقات مستند «پیشمرگان» توسط منافقان در شهری غیر از تهران رخ داده بود که در قالب این فیلم تصویر شد و امیدواریم امسال موج ساخت سوژه های غیرتهرانی راه بیفتد. ما در این زمینه برنامه ریزی هایی هم داشته ایم و اهواز، قم، سبزوار و… شهرهایی بوده اند که به سوژه های جذابی نسبت به آنها رسیده ایم.

وی درباره برنامه اکران های این مستند تصریح کرد: اتفاق خوبی در جشنواره فیلم «عمار» رخ داده است و ما خود را مقید می ‌کنیم پول هر کاری را از اکران همان مستند دربیاوریم و خود را به بودجه های آماده وابسته نکنیم. اکران هایی هم در شهر نهاوند و همدان برای مستند «پیشمرگان» در نظر داریم همچنین سایت عماریار را داریم که این فیلم ها آنجا برای فروش قرار داده شده است و اگر نتوانیم این آثار را در مکان های مورد نظر اکران کنیم از طریق این سایت در دسترس مخاطبان قرار می دهیم. همچنین پک فانوس را هم داریم که این مستند در آن پک هم قرار می گیرد.

این تهیه کننده و مستندساز با اشاره به پخش مستندهای «عمار» از تلویزیون مطرح کرد: ما برنامه هایی هم برای پخش مستندها از صداوسیما داریم که البته سازمان صداوسیما کمی به ما کم لطف است و این سوژه های جذاب را در زمان های خوب پخش نمی کند.

وی در بخش دیگری از سخنانش درباره نوع پرداخت به مستند «پیشمرگان» و اینکه کمتر روایتی از این زنان از خودگذشته را نشان می دهد، گفت: فضا و ویژگی خود این دوستان این است که بیشتر اهل تواضع هستند و ما حتی مدارک و نوشته و خاطره ای از آنها نداشتیم، از اینها فقط یک عکس دسته جمعی وجود داشت و پیدا کردن این افراد و درآوردن خاطراتشان خیلی ما را اذیت کرد چراکه بسیاری از آنها به دلیل کهولت سن از دنیا رفته بودند و ما نتوانستیم به منابع دست اول دست پیدا کنیم.

مهریزدان عنوان کرد: ماجرای تست غذا نیز اگرچه از نظر ما که در جریان این اتفاق قرار نداریم ویژه است اما زنان پیشمرگ تست غذا را خیلی عادی می دیدند. ما در سوالات و گفتگوهایی که با برخی از این زنان داشتیم تلاش زیادی کردیم که خاطره هایی به دست آوریم ولی خود این زنان چیزی به خاطر نداشتند. بیشتر خاطرات زنان پیشمرگ درباره پشتیبانی در پشت جبهه های جنگ است و در این سال ها هم از ماجرای تست غذا و اهمیت این کار غفلت شده است. حتی ما آنقدر دیر سراغ نگارش خاطرات نسبت به این موضوع رفته ایم که دیگر آن گروه ها سر و شکل اولیه را ندارد.

وی در بخش دیگری درباره تحقیقات و بودجه مستند اظهار کرد: کل هزینه این مستند ۱۴ میلیون است که رقم خیلی قابل توجهی نیست و شاید با بودجه های بیشتر بتوان کارهای بزرگتری انجام داد.

مسئول واحد مستند «عمار» با اشاره به تحقیقات و تلاش ها برای ساخت مستند «پیشمرگان» علی رغم کمبود بودجه بیان کرد: ما برای به دست آوردن خاطراتی در مورد این زنان پیشمرگ و خرابکاری منافقان در پشت جبهه ها حتی به بزرگوارانی که در حوزه تاریخ نگاری جنگ کار می کنند مراجعه کردیم اما باز هم نکته های دقیق و خاصی پیدا نکردیم. البته منافقان در آن زمان اقدامات زیادی در خود شهرها داشتند به طور مثال شهدایی را که پدر و مادر نداشتند شناسایی کرده، آنها را به عنوان شهید مجاهد خلق معرفی و از آن فضا بهره برداری می کردند.

وی عنوان کرد: به هر حال با همه نقاط ضعفی که ممکن است این مجموعه داشته باشد فکر می کنم اینقدر در حوزه دغدغه ای که مستند معرفی می کند قحطی فیلم وجود دارد که ممکن است این اثر برای بسیاری جذاب باشد.

مهریزدان با بیان اینکه ما در مراحل طراحی سوژه و فیلم دست نیاز به رسانه ای ها دراز می کنیم، درباره تولید آثار مستند تصریح کرد: ما در واحد مستند «عمار» اجازه نمی دهیم هیچ مستندی بدون فیلمنامه ساخته شود و حتی نمی گذاریم هیچ فیلمنامه ای در همان اولین نگارش به تولید برسد.

تهیه کننده «پیشمرگان» در پایان درباره اکران مستندها در گروه سینمایی «هنر و تجربه» یادآور شد: متاسفانه دوستان مذهبی ما گروه سینمایی «هنر و تجربه» را جدی نگرفته اند، ما کمی از همه طلبکار هستیم و انگار منتظریم مسئول گروه «هنر و تجربه» خودش شخصا از ما درخواست کند فیلم های خود را در این گروه اکران کنیم در حالیکه ممکن است آنها هیچ گاردی هم به این آثار و موضوعات نداشته باشند. قطعا «هنر و تجربه» موقعیتی است که اگر به آن توجه نکنیم معلوم نیست که باز هم در اختیار ما قرار بگیرد.

بازیگر سالاری باب شده است



خبرگزاری میزان: بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون گفت: در شرایط کنونی در تئاتر، متن و کارگردان در اولویت نیست و بیشترین اهمیت به حضور بازیگر چهره سوق داده شده است و بازیگر سالاری باب شده است، این تصویر در تئاتر خیلی خوب نیست و دستمزدهایی وجود دارد که باعث بی عدالتی می‌شود.

سیروس همتی بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون  درباره وضعیت فعلی عرصه هنر گفت: تولیدات هنری از لحاظ مالی و اقتصادی بسیار شرایط نابسامانی را طی می‌کنند. فکر می‌کنم باید نگاه ویژه ای را برای بخش هنری قائل شد و وقتی بودجه ای برای تولید آثار هنری وجود ندارد اقدام به تولید نشود.

وی درباره چگونگی انتخابش برای حضور در فیلم سینمایی دشمن زن اظهار کرد: گاهی یک انتخاب، اتفاق می‌افتد و من از انتخاب نقشم در فیلم دشمن زن از لحاظ مالی و معنوی بسیار خرسندم چراکه درباره حضورم در فیلم سینمایی “دشمن زن” باید بگویم، به طور استثناء حسین فرحبخش و کریم امینی تهیه کننده و کارگردان این فیلم، از طرف مدیر اجرایی نمایش “پیش آباد” که مشغول بازی در آن بودم دعوت به تماشا شدند، نمایش را دیدند و روز بعد من را برای سه نقش کوتاه و متفاوت در فیلم سینمایی دشمن زن دعوت به همکاری کردند.

همتی با اشاره به نقش پرفسور سمیعی در فیلم سینمایی دشمن زن افزود: من در فیلم سینمایی “دشمن زن” قرار بود نقش پروفسور سمیعی را بازی کنم اما به دلیل جایگاه وی و افتخار جهانی که برای ما دارد به خود اجازه شوخی با این شخصیت برجسته را ندادیم و نقش برادر وی را بازی کردم، من توانایی بازی شخصیت دکتر سمیعی را نیز داشتم اما همین که نقش برادر او را بازی کردم بسیار خوشحالم.  

وی درباره حضور بازیگران سینما در تئاتر توضیح داد: درباره اینکه بازیگران سینما به تئاتر می‎آیند معتقدم هیچ کس در این دنیای بزرگ جای هیچکس را نمی‌گیرد و از اینکه بازیگران خوب سینما در تئاتر حضور می‌یابند و آن را رونق می‌دهند خوشحالم.

این بازیگر افزود: برخی اوقات حضور هنرمندان سینما در تئاتر به شدت بالاست و جا برای تئاتری‌ها نیست اما این آمدن و رفتن ها از سینما به تئاتر، نه تنها در تئاتر ایران بلکه در دیگر کشورها نیز رخ می دهد. من به شدت موافق این موضوع هستم و معتقدم سینما، تئاتر و تلویزیون سه شاخه از یک ریشه هستند اما معقتدم باید اساس‌نامه ای را برای این سه شاخه تدوین کرد که بر اساس آن پیش برویم تا مشکلی ایجاد نشود.

همتی ادامه داد: در شرایط کنونی در تئاتر، متن و کارگردان در اولویت نیست و بیشترین اهمیت به حضور بازیگر چهره سوق داده شده است و بازیگر سالاری باب شده است، این تصویر در تئاتر خیلی خوب نیست و دستمزدهایی وجود دارد که باعث بی عدالتی می‌شود.

بازیگر “کارگر ساده نیازمندیم” با اشاره به آخرین فعالیت‌های هنری خود افزود: در حال حاضر در سریال “پاهای بی قرار” بازی می‌کنم که بودجه مالی ندارند و ایرج محمدی به سختی تولید سریال را پیش می‌برد.

همتی خاطرنشان کرد: سریال “پاهای بی قرار” به دلیل نبود بودجه مالی یک ماه متوقف شد در حالی که ما می توانیم با یک تدبیر روند خوبی را پیش بگیریم.

«فروزان» تندیس بهترین فیلم کوتاه «فرسکو» را برد



سینماپرس: فیلم کوتاه «فروزان» ساخته میرعباس خسروی نژاد موفق شد تندیس بهترین فیلم جشنواره فیلم «فرسکو» را از آن خود نماید.

به گزارش سینماپرس، فیلم کوتاه «فروزان» به کارگردانی میرعباس خسروی نژاد برنده تندیس بهترین فیلم کوتاه داستانی از پنجمین جشنواره «فرسکو» ارمنستان شد.

جشنواره «فرسکو» با هدف نمایش فیلم‌های معنوی و انسانی، ایجاد همبستگی و ارزش های انسانی در جامعه و بحث‌های عمومی آزاد در مورد مشکلات به وجود آمده در جهان، برگزار می‌شود.

در بیانیه هیات داوران، مهر مادرانه و تلاش برای محافظت از خانواده دلیل اصلی برای اعطای این جایزه اعلام شده است.

در این دوره جشنواره نیز آرمین ابراهیمی سینماگر به خاطر فعالیت های سینمایی و تلاش برای معرفی سینمای ایران در کشور ارمنستان، تندیس صلح و دوستی را دریافت کرد.

پنجمین دوره جشنواره «فرسکو» ۲۲ ژوئن تا اول ژوئیه مصادف با ۱ تا ۱۰ تیر در ایروان برگزار شد.

«مغزهای کوچک زنگ‌زده» برای اکران مهر ماه آماده می‌شود



سینماپرس: تهیه کننده فیلم سینمایی «مغزهای کوچک زنگ‌زده» ساخته هومن سیدی از رایزنی برای اکران این فیلم در مهرماه سال جاری خبر داد.

به گزارش سینماپرس، «مغزهای کوچک زنگ‌زده» از جمله فیلم‌هایی بود که سال گذشته در سی‌وششمین جشنواره ملی فیلم فجر توانست توجه مخاطبان و داوران این جشنواره را کسب کند.

سعید سعدی تهیه‌کننده فیلم سینمایی «مغزهای کوچک زنگ‌زده» به یک خبرگزاری گفته است که این فیلم سینمایی برای اکران در مهرماه سال جاری آماده‌سازی می‌شود و احتمالاً بعد از «هزارپا»ی ابوالحسن داودی، اکران خود را آغاز می‌کند.  

او درباره جزئیات اکران گفته است که هنوز در حال مذاکره درباره اکران این فیلم هستند و به زودی اخبار دقیق‌تر اطلاع رسانی خواهد شد.  

بنابراین گزارش؛ فیلم سینمایی«مغزهای کوچک زنگ‌زده» سال ۱۳۹۶ به کارگردانی هومن سیدی و تهیه‌کنندگی سعید سعدی تولید شد.

 نوید محمدزاده، فرید سجادی‌حسینی، فرهاد اصلانی، علی علایی، نازنین بیاتی، نوید پورفرج، مرجان اتفاقیان، هامون سیدی، لادن ژاوه‌وند، مهیار راحت‌طلب، مهرداد بهاالدینی، اشکان حسن‌پور، پیمان پازوکی، امید شیری، آرمین بهجت، منصوره ایلخانی، مهران ملکوتی، صفر محمدی و محمود کیان از جمله بازیگرانی هستند که در این فیلم سینمایی ایفای نقش کرده‌اند.

در خلاصه داستان این فیلم آمده است: میگن اگه چوپان نباشه گوسفندا تلف میشن یا گم میشن یا گرگ بهشون میزنه یا از گرسنگی میمیرن چون مغز ندارن، هرکسی که مغز نداره به چوپان احتیاج داره، یه چوپان دلسوز.

چه کسانی خواننده‌ها را گلچین می‌کنند؟


باشگاه خبرنگاران جوان: برخی از خوانندگان معتقدند که چند تهیه کننده، سالن‌های کنسرت را به انحصار خود درآورده اند.

برخی از خوانندگان معتقدند که چند تهیه کننده، سالن‌های کنسرت را به انحصار خود درآورده اند. ادعایی که با وجود مطرح بودن چند تهیه کننده که تعدادشان از انگشتان یک دست هم بیشتر نیست که خوانندگان فراوانی را تحت پوشش خود دارند، بعید به نظر نمی‌رسد.

خواننده‌ای که نمی خواهد نامی از خودش مطرح شود در این باره می‌گوید: «بار‌ها شده که برای اجاره سالن اقدام کرده ام، اما متاسفانه سالی یک یا دو سالن در اختیار من قرار می‌دهند؛ بنابراین عده‌ای از تهیه کنندگان که باندی در موسیقی برای خودشان تشکیل دادند، اجازه پیشرفت به دیگر خوانندگان را نمی‌دهند چرا که آنها تحت پوششان نیستند و با برگزاری کنسرت دیگر خوانندگان، سود مالی آن‌ها کم می‌شود».

همچنین حامد محضرنیا دیگر خواننده پاپ نیز با تایید این موضوع بیان کرد: «وقتی مسیر فعالیت موسیقی وارد میانبر می‌شود، چنین موضوعاتی پیش می‌آید. بحث من این است که چرا در جامعه موسیقی امروز ما ۴-۵ مدیربرنامه برند هستند که هر کدام چند خواننده دارند و  موسیقی کشور را در انحصار خودشان گرفته اند که دست زیاد نشود؟ از آن طرف در کانال‌های مشهور تلگرامی برای شنیدن صدایشان تبلیغ می‌شود».

آیا باندی برای اجرای کنسرت وجود دارد

شاید ابتدا این ادعا‌ها اغراق آمیز به نظر برسد، اما کمی جلو‌تر که برویم، حقیقت خود را نمایان می‌کند. برای شیوه زمان بندی اجرای کنسرت در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی تهران که یکی از سالن‌های ایران است، با پوریا متقیان ناظر این سالن، گفتگویی کردیم که درباره صحت و سقم این ماجرا توضیحاتی را ارائه می‌دهد.

زمان بندی اجرا‌های کنسرت با تهیه کنندگان است

متقیان در خصوص چگونگی زمان بندی جدول اجرا‌های کنسرت در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی تهران گفت: زمان بندی کنسرت‌ها بر عهده نمایشگاه بین المللی و مسئولان سالن‌ها نیست. روابط عمومی نمایشگاه، هر چند وقت یکبار مثلا پس از پایان ماه رمضان یا پس از محرم و صفر هر سال، به منظور اینکه کنسرت‌ها مجدد برای اجرا آماده شوند، جلسه‌ای را برگزار می‌کند که طی آن تهیه کنندگان، نمایندگان خوانندگان یا خود خوانندگان برای زمان بندی دور هم جمع خواهند شد.

وی افزود: در این جلسه تهیه کنندگان با یکدیگر صحبت می‌کنند و توافق می‌کنند که چه کنسرت‌هایی در چه روز‌هایی برگزار شود؛ بنابراین زمان بندی کنسرت ها، بر اساس توافق تهیه کنندگان و نمایندگان خوانندگان با یکدیگر است و نمایشگاه بین المللی و هیچ ارگان و شخصی در این تصمیم دخل و تصوری ندارند.

امکان تشکیل باند برای کنسرت‌ها وجود دارد

متقیان در خصوص شیوه نامناسب زمان بندی اجرای کنسرت‌ها اظهار کرد: البته این شیوه برای زمان بندی کنسرت‌ها از نظر من اشتباه است. چراکه برخی از تهیه کنندگان به اصطلاح «کله گنده» و برخی ضعیف و کم تجربه هستند. مثلا قدرتی که صدر الدین حسین خانی و محسن رجب پور دو تهیه کننده مشهور در موسیقی ایران پس از حدود ۲۰ سال تجربه دارند، تهیه کنندگان جوان و کم تجربه ندارند و امکان هر گونه رانت یا باند در میان تهیه کنندگان وجود دارد که من اطلاعی از آن ندارم. شاید باند باشد شاید نباشد؛ اما زمان بندی اجرای کنسرت‌ها نتیجه توافق میان تهیه کنندگان است، نه مسئولان سالن ها.

آیا باندی برای اجرای کنسرت وجود دارد

سالن‌های بزرگ برای تازه کار‌ها خوب نیست

ناظر سالن میلاد نمایشگاه بین المللی تهران ادامه داد: پس از این که تهیه کنندگان زمان بندی را انجام می‌دهند، زمان اجرای هر خواننده را با ارسال نامه‌ای به ما اطلاع می‌دهند و ما هم آنها را ثبت می‌کنیم. البته اجرای کنسرت برای خوانندگان مشهور طبیعتا بهتر است. آنهایی که قطعه‌های مشهوری دارند و مردم دوستشان دارند، بلیت کنسرت هایشان تمام می‌شود و برای خوانندگان تازه کار، شروع کردن از سالن‌های کوچک بهتر است. به همین دلیل سالن‌ها بیشتر در اختیار خوانندگان پر طرفدار است.

لازم به ذکر است؛ با صحبت‌هایی که از ناظر سالن میلاد نمایشگاه بین المللی تهران شنیدیم، شاید اجحاف در حق یک خواننده که حامی با تجربه ندارد، خیلی دور از ذهن نباشد. شاید گزاف نباشد که بگوییم اگر جوان مستعدی در حوزه موسیقی بخواهد، خواننده‌ای کنسرت گذار باشد و صدایش شنیده شود، باید به یکی از تهیه کنندگان برند وصل باشد تا تولید تک آهنگ و اجرای کنسرت بگیرد و به سقف آرزوهایشان برسند. تهیه کنندگانی که خیلی از جوانان را به جایگاه بالایی در موسیقی رساندند و خود از شهرت و صدای آنها، سود‌های فراوانی به دست آوردند.

اختصاص بخشی به انقلاب و تاریخ آن در جشنواره فیلم «مقاومت»



سینماپرس: بخش «جلوه‌گاه نور» پانزدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت به رقابت آثار مرتبط با موضوع انقلاب و تاریخ انقلاب اسلامی اختصاص پیدا کرده است.

به گزارش سینماپرس، در آستانه چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی، جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت بخش ویژه «جلوه‌گاه نور» جشنواره را به مسابقه آثار سینمایی، کوتاه و مستند با موضوع انقلاب و تاریخ انقلاب اسلامی باشد، اختصاص داده است.

طبق اعلام روابط عمومی جشنواره، این رویداد سینمایی به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و به منظور بازروایی و بازنمایی تاریخ انقلاب اسلامی و اهتمام ویژه به محصولات سینمایی که در راستای ثبت و روایت انقلاب و موضوعات و مضامین مرتبط با آن از قبیل «نقش انقلاب اسلامی و دفاع مقدس در احیای هویت ایرانی_اسلامی» تهیه و تولید شده‌اند، این بخش را طراحی کرده است.

این آثار در بخش مسابقه سینمای ایران داوری می‌شوند و هیات داوران جشنواره به بهترین فیلم در قالب فیلم‌های سینمایی، کوتاه داستانی و مستند، لوح تقدیر، جایزه نقدی و تندیس ویژه جشنواره را اهدا خواهند کرد.

بخش «جلوه‌گاه نور» یکی از بخش‌های ساختاری جشنواره مقاومت در دوره‌های اخیر بوده است که همه ساله به تناسب اهمیت و ضرورت‌هایی به موضوعی خاص اختصاص داده می‌شود. در دو دوره گذشته جشنواره، پیرامون موضوعاتی از قبیل «شهدای ترور» و «پدران و مادران شهدا» برگزار گردید.

در این دوره جشنوار مقاومت علاوه بر موضوع انقلاب اسلامی موضوعاتی چون رویکرد «گفتمان مقاومت» تنها راه مقابله با نظام سلطه، نقش استکبار جهانی و صهیونیسم بین‌الملل در «اسلام هراسی و ایران هراسی»، نقش مدافعین حرم در «همبستگی و همگرایی» مردم منطقه و حمایت از جبهه‌ی مقاومت، ترویج اندیشه‌های امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری در خود اتکایی و مقابله با تحریم‌های اقتصادی دشمنان، نقش جانبازان، آزادگان و خانواده شهدا و ایثارگران درحفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، تقویت «روحیه انقلابی» و توجه ویژه به «نقش جوانان و نخبگان» در حفظ و تداوم ارزش‌های انقلاب اسلامی، آسیب‌ها و فرصت‌های رسانه‌های مجازی در تضعیف و تقویت روحیه مقاومتی مردم، نقش تولیدات تصویری در روشنگری و «بصیرت افزایی» مردم، ائتلاف ننگین وهابیت با صهیونیسم جهانی در طراحی نقشه‌های شوم و جنایت علیه مسلمانان، اهداف استکبار جهانی و صهیونیسم در حمایت از گروه‌های تروریستی، تکفیری و داعش در منطقه، استفاده خلاقانه هنرهای تصویری در امر «فرهنگ عفاف و حجاب» به منظور سالم‌سازی جامعه و نقش دشمنان انقلاب اسلامی در انحراف اعتراضات اجتماعی و اقتصادی طراحی و … در سایر بخش های جشنواره پیش بینی شده است.

سینماگران علاقه‌مند می‌توانند آثارشان را برای حضور در این بخش تا ۲۲ مردادماه سالجاری به نشانی تهران، خیابان سمیه، خیابان خاقانی، کوچه طبرسی، پلاک ۶، طبقه دوم، واحد ۲ ارسال نمایند. همچنین جهت کسب اطلاعات بیش تر با شماره تلفن‌های ۸۸۸۲۶۳۷۵ و۸۸۸۲۶۲۹۶ تماس یا به سایت جشنواره به نشانی http://moqavematfilmfest.ir مراجعه نمایند.

پانزدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت به همت بنیاد فرهنگی روایت و انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس با سازمان سینمایی کشور و با همکاری مراکز و سازمان‌های مختلف آذر امسال به دبیری محمد خزاعی برگزار می‌شود.

«ناتمام» در خانه نمایش روی صحنه می رود



سینماپرس: از روز سه شنبه هفته جاری(۱۳ تیرماه) میزبان اجرای عمومی نمایش «ناتمام» به نویسندگی و کارگردانی مشترک پیمان یاحقی و پیمان می‌آبادی می شود.

به گزارش سینماپرس، نمایش «ناتمام» بعد از حضور در سی و پنجمین جشنواره تئاتر فجر اجرای عموم خود را در خانه نمایش آغاز می‌کند. نمایش «ناتمام» قصه یک معلول جسمی را روایت می‌کند که در اثر یک حادثه، به یک فرد معلول تبدیل شده و در زندگی خود همواره با مشکل روبروست اما وی در همین حین با فردی آشنا می‌شود که او نیز در ابتدا برخورد شایسته می‌کند ولی در طول زمان همان رفتار ترحم آمیز جامعه را تکرار می‌کند.

این گروه نمایشی قصد دارد بعد از اجرای عموم خود، این اثر را در یکی از تماشاخانه‌های خصوصی بازتولید کند و در آنجا نیز به اجرای خود ادامه دهد.

نمایش «ناتمام» از ۱۳ تیر ساعت ۱۹ در سالن خانه نمایش اداره تئاتر روی صحنه می‌رود.

پیمان می‌آبادی، محمد مغانی، سپیده تگریان و پیمان یاحقی بازیگران این نمایش هستند.

دیگر عوامل این نمایش عبارتند از مشاوران کارگردان: قطب الدین صادقی، امیر حسین شفیعی، طراح صحنه: سعید حسنلو،  دستیاران کارگردان: علی محمد صادق (فرهاد)، سحر مانی، هانیه رحیمی، منشی صحنه: سحر مانی، موسیقی و تنظیم: احسان طهماسبی، سرپرست گروه موسیقی: نسرین گودرزی، گروه نوازندگان: دف و دایره: هلیا ولی زاده، تنبک: احسان طهماسبی، ویولن: ساینا خداداد، تار: محمد رضا عالمی (مهراد)، سه تار: مهدی محمدی می آبادی، طراح لباس: حسین کوکاییان،  طراح گریم: سهیلا جوادی، طراح پوستر و بروشور: سام ایزدی، عکاس و ساخت تیزر: محسن رومی، مبینا عبدالهی و محمد علیپور، مدیر صحنه: حسین کوکاییان، مدیرتولید: مهدان انامی، مشاور رسانه: سمیرا افتخاری، روابط عمومی: گیتی شاکری و فرهاد فلاحی، هماهنگی: ابراهیم اکبری.

بازیگرانی که در «ستایش۳» جایگزین شدند+تصاویر


سینماپرس: با پیوستن یکی از بازیگران فصل های گذشته ستایش به شبکه جم و انصراف یکی دیگر از بازیگران آن، نیاز به انتخاب جایگزین برای آنها بود که این کار انجام شده است.

به گزارش سینماپرس، سریال «ستایش ۳» در فصل جدید خود دست‌خوش تغییراتی شد که از جمله این تغییرات می‌توان به بازی «رامسین کبریتی» در این سریال اشاره کرد.

او در این سریال نقش صابر پسر داریوش ارجمند را بازی می‌کرد که با رفتن به شبکه جم، بازیگر دیگری به نام یاسر حق‌شناس نقش او را ایفا می‌کند.

ستایش 3

لاله مرزبان هم بازیگر جایگزین نقش دختر ستایش در این فصل خواهد بود. پیش از این حدیث میرامینی این نقش را ایفا می‌کرد و این بازیگر نیز از حضور در این سریال انصراف داد.

به گفته‌ حامد خاک‌دامن ـ مدیر تولید این مجموعه ـ بازی نرگس محمدی هنوز آغاز نشده است و قرار است به‌زودی به جمع بازیگران بپیوندد. داریوش ارجمند نیز به تازگی به این مجموعه پیوسته است.

پیش از این حمید گودرزی نیز قرار بود در مجموعه‌ی «ستایش ۳» حضور یابد اما به دلایل شخصی انصراف داد و شهرام پوراسد جایگزین او شد.

تصویربرداری سریال «ستایش ۳» به کارگردانی سعید سلطانی،‌ نویسندگی سعید مطلبی و تهیه‌کنندگی آرمان زرین‌کوب که از ۱۰ فروردین در تهران آغاز شده است، این روزها در تهران ادامه دارد و گروه تولید در ماه‌های آینده به شمال و شهر رامسر و جنوب کشور سفر خواهند کرد.

نرگس محمدی، داریوش ارجمند، سیما تیرانداز، فریبا نادری، مهدی سلوکی، رضا داوود نژاد، مهدی میامی و … حضورشان در این سریال قطعی شده است.

فصل ۱ و ۲ ستایش، در سال‌های ۹۰ و ۹۲ از شبکه سه سیما پخش شد. نرگس محمدی، داریوش ارجمند، مهدی سلوکی، زهرا سعیدی، سیما تیرانداز، محمود عزیزی، مهدی پاکدل، حدیث میرامینی و … از بازیگران فصل‌های پیشین این سریال بودند.

اجرای «کمدی الهی» در هفته فرهنگی ایران و آذربایجان



سینماپرس: نمایش «کمدی الهی؛ جلد دوزخ» به کارگردانی ابراهیم پشت‌کوهی و تهیه‌کنندگی سولماز همت‌زاده در قالب هفته فرهنگی ایران و آذربایجان و با حضور وزرای فرهنگ این دو کشور در سالن موزیکا تئاتر باکو روی صحنه رفت.

به گزارش سینماپرس، نمایش «کمدی الهی؛ جلد دوزخ» به نویسندگی و کارگردانی ابراهیم پشت‌کوهی سرپرست گروه تئاتر «تی‌تووک» و تهیه‌کنندگی سولماز همت‌زاده در سالن موزیکا تئاتر باکو اجرا شد.

این اجرا به مناسبت هفته فرهنگی ایران و آذربایجان با حضور عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد ایران، وزیر فرهنگ آذربایجان، سفیر و رایزن فرهنگی ایران و نخبگان فرهنگ و هنر آذربایجان روی صحنه رفت که مورد اقبال و استقبال قرار گرفت.

پشت‌کوهی پیش از این با نمایش «مکبث زار» در جشنواره شکی آذربایجان حضور پررنگی داشت، طوری که منتقدان آذری نمایش «مکبث زار» را مهم‌ترین نمایش جشنواره و نمایشی درخشان از تئاتر ایران نامیدند.

در نمایش «کمدی الهی»، مارال فرجاد، سولماز همت‌زاده، مجید کشاورز و الهه برادران به ایفای نقش پرداختند. همچنین بهرنگ عباسپور آهنگساز، مقدی شاهمیران طراح لباس، حسن جودکی مدیر تولید، الهه برادران دستیار و برنامه‌ریز، ساناز مرتضاپور عکاس و ابراهیم پشت‌کوهی طراح صحنه و نور دیگر عوامل گروه اجرایی بودند.

«کمدی الهی؛ جلد دوزخ» یک اثر مدرن است که با اقتباس آزاد از اثر سترگ دانته «کمدی الهی» الهام گرفته شده است.

جزییات نشست خبری آزمون‌های مهارتی هنر



سینماپرس: محمد اله یاری فومنی در نشست خبری دومین آزمون جامع و بیست و پنجمین آزمون ادواری استانداردهای مهارتی هنر، شیوه نظارت و صدور مجوزهای هنرستان ها و آموزشگاه های هنری تشریح کرد.

به گزارش سینماپرس، نشست خبری دومین آزمون جامع و بیست و پنجمین آزمون ادواری استانداردهای مهارتی هنر با حضور محمد اله یاری فومنی مدیرکل دفتر آموزش و توسعه فعالیت های فرهنگی هنری، مرتضی نیک نژاد و نسیم پرگل مدیر گروه آزمون های مهارتی و مدیر سامانه آزمون دفتر آموزش و توسعه فعالیت های فرهنگی هنری قبل از ظهر امروز دوشنبه ۱۱ تیرماه در دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد.

محمد اله یاری در ابتدای این نشست درباره وظایف و رویکردهای دفتر آموزش و توسعه فعالیت های فرهنگی هنری گفت: برگزاری آزمون جامع و ادواری دفتر سبب شد تا در مورد وظایف این دفتر نیز اطلاعاتی به رسانه ها بدهیم که یکی از ادارات چهارگانه معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.

وی بیان کرد: برگزاری آزمون‌های مهارتی حوزه فرهنگ و هنر، صدور مجوز آموزشگاه های آزاد هنری در چهار رشته تجسمی، موسیقی، نمایشی و هنرهای سنتی، کمک به شناسایی اساتید حوزه های هنری و تایید صلاحیت آنها در آموزشگاه ها، افزایش تعاملات بین المللی، برگزاری همایش ها و سمینارهای تخصصی مربوط به بحث آموزش هنر و به طور کلی اقدامات مربوط به توسعه آموزش هنر از جمله وظایف دفتر آموزش و توسعه فعالیت های فرهنگی هنری است.

اله یاری از رسانه ها درخواست کرد که به موضوع آموزش و توسعه هنری همچنان که به حوزه های تجسمی، موسیقی و نمایش توجه دارند، اهتمام ویژه ای داشته باشند.

مدیرکل دفتر آموزش و توسعه فعالیت های فرهنگی هنری درباره اعلام نتایج این آزمون نیز عنوان کرد: خودمان را ملزم کردیم تا یک هفته بعد از برگزاری آزمون نتایج را اعلام کنیم و یک هفته بعد نیز به اعتراضات رسیدگی خواهیم کرد.

وی در پاسخ به پرسش درباره روند نظارت و رویکرد صدور مجوزهای آموزشگاه های هنری بیان کرد: ۳۹ هنرستان هنری در سطح کشور داریم که اداره آنها بر عهده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. هنرستان ها بر اساس مصوبات شورای آموزش و پرورش جزو مدارس وابسته به حساب می آیند و دروس عمومی هنرستان ها بر اساس سرفصل های آموزش و پرورش و دروس تخصصی آنها بر اساس آنچه که در رشته هنر آموزش داده می شود و با توافق وزارت آموزش و پرورش و ارشاد، تعیین و تدریس می شود.

وی در ادامه تصریح کرد: هنرستان ها دارای رکنی در شورای راهبردی هنرستان های زیبا دارند که در آنجا به مسایل آموزشی و مرتبط با هنرستان ها رسیدگی می شود. این شورای راهبردی در معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار دارد و رییسش معاون هنری است و دفتر آموزش و توسعه فعالیت های فرهنگی هنری، نقش قائم مقام را دارد. افرادی به عنوان متخصص، عضو شورا هستند و سیاستگذاری های کلان در شورای راهبردی اتفاق می افتد و مسایل اجرایی هنرستان ها هم توسط ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان ها صورت می گیرد.

مدیرکل دفتر آموزش و توسعه فعالیت های فرهنگی هنری در مورد آموزشگاه های هنری نیز توصیح داد: بخشی از وظایف در حیطه آموزشگاه های آزاد هنری به استان ها واگذار شده است و صدور مجوزهای حوزه تجسمی و نمایشی بر عهده ادارات ارشاد استان ها است و تمدید مجوزها در تهران صورت می گیرد. در حوزه موسیقی، هم صدور مجوز و هم تمدید آنها زیر نظر شورای مرکزی نظارت در تهران انجام می شود. تمدید مجوز و فعالیت آموزشگاه های آزاد هنری نیز برابر مصوبه ۴۷۷ شورای عالی انقلاب فرهنگی انجام می شود.

وی تاکید کرد: یکی از بندهای این مصوبه اشاره به این موضوع دارد که در داخل وزارتخانه شورای مرکزی نظارت وجود داشته باشد که این شورای مرکزی مصوباتی برای نظارت بر نحوه عملکرد آموزشگاه های هنری دارد.

اله یاری با اشاره به فصل تابستان و استفاده بیشتر خانواده ها از آموزشگاه های هنری گفت: در ارتباط با نحوه نظارت بر آموزشگاه ها با توجه به فصل شلوغ تابستان، اعتماد مردم به آموزشگاه های هنری و شهریه های آنها از جمله بحث های مطروحه ما در شورای نظارت مرکزی است.

وی همچنین در پاسخ به اینکه آیا آموزشگاه های هنری می توانند با داشتن یک مجوز هنری، اقدام به آموزش در حوزه های هنری کنند یا خیر، توضیح داد: یک موسسه فرهنگی هنری چندمنظوره می تواند مجوز برپایی دوره های آموزش سینمایی را از معاونت سینمایی بگیرد و به صورت همزمان مجوزهای مربوط به فعالیت های هنری را از ما بگیرد که در این صورت مانعی ندارد اما اگر با یک مجوز هر ۲ فعالیت را انجام دهد تخلف محسوب می شود و ما باید از آن مطلع باشیم و به آنها تذکر دهیم.

مرتضی نیک‌نژاد مدیر گروه آزمون‌های مهارتی دفتر آموزش و توسعه فعالیت های فرهنگی و هنری درباره آزمون جامع و ادواری این دفتر عنوان کرد: دومین آزمون جامع و ادواری مهارتی در کشور ۱۵ تیرماه ۹۷ ساعت ۱۰ صبح در ۸۱ حوزه استانی و شهرستانی برگزار می شود.

وی با بیان اینکه آزمون در ۲ بخش کتبی و عملی برگزار می شود، توضیح داد: از آنجایی که آموزش های ما به صورت مهارتی صورت می گیرد، آزمون عملی به علاوه آزمون کتبی خواهیم داشت که معمولا چندین روز قبل یا بعد از برگزاری آزمون کتبی، برگزار می شود. آزمون عملی در برخی استان ها، سه شنبه، چهارشنبه و پنجشنبه ۱۲، ۱۳ و ۱۴ تیرماه و در دیگر استان های کشور شنبه و یکشنبه ۱۶ و ۱۷ تیرماه برگزار خواهد شد.

نیک نژاد در مورد تفاوت آزمون ادواری و جامع بیان کرد: آزمون ادواری از جامع متفاوت است. آزمون ادواری متعلق به افراد و هنرمندانی است که فاقد گواهینامه رسمی هستند و آزمون جامع برای مهارت آموزان و افراد جامانده از تحصیل است که مهر و دی ماه از طریق آموزشگاه های هنری ثبت نام کرده اند. بعد از آزمون گواهینامه معتبر برای افرادی که قبول می شوند صادر خواهد داشت.

وی در مورد تفاوت گواهینامه این آزمون نسبت به دوره های قبلی آزمون گفت: در دوره های قبلی گواهینامه ها به صورت فیزیکی و با مهر و امضای دستی صادر می شد اما امسال گواهینامه ها به صورت الکترونیکی صادر می شود و مهارت آموزان با کد رهگیری مخصوص به خود می توانند اطلاعات خود را دریافت کنند.

نسیم پرگل مدیر سامانه آزمون در این نشست متذکر شد: از اسفندماه ۹۲ آزمون های دفتر آموزش و توسعه فعالیت های فرهنگی هنری از طریق سامانه اداره شده است و از سال ۹۲ تاکنون ۳۱۴ هزار و ۳۱۳ نفر در این سامانه ثبت نام کرده اند. در سال تحصیلی جدید، برای دومین آزمون جامع و بیست و پنجمین آزمون ادواری ۴۳ هزار و ۴۱۴ نفر ثبت نام کرده اند که ۷۴ درصد آنها مرد و ۲۶ درصد آنها زن هستند.

وی در پایان صحبت هایش عنوان کرد: ۲۳۰ هزار نفر از جمله مدیران آموزشگاه ها و مدیران آموزش در سطوح مختلف به سامانه ما دسترسی دارند که ثبت نام مهارت آموزان را انجام دادند.

*مهر

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A