حوادث چون روزها سپری می شوند.
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷
خانه » متفرقه (صفحه ی 20)

متفرقه

«دشمن زن» آماده اکران شد



سینماپرس: اولین فیلم بلند کریم امینی که در سکوت کامل خبری، فیلمبرداری خود را سپری کرده بود، آماده نمایش شد و به زودی در گروه سینمایی ماندانا روی پرده می رود.

به گزارش سینماپرس، «دشمن زن» تازه‌ترین محصول موسسه پویافیلم و اولین فیلم بلند کریم امینی است که به زودی در گروه سینمایی ماندانا روی پرده خواهد رفت.

سام درخشانی، گوهر خیراندیش، بهاره کیان‌افشار، بهرنگ علوی، الناز حبیبی، مریم سعادت، مونا شناس و با حضور امیرحسین آرمان و سیروس همتی از جمله بازیگران این فیلمند.

«دشمن زن» یک کمدی – رمانتیک است و با نگاهی طنازانه، نقدی دارد به جریانهای فمینیستی موجود در جامعه! در خلاصه داستان «دشمن زن» آمده: چرا هرچی دشمن زنه بعد از یه مدت تو زرد از آب در میاد و میشه مدافع سرسخت حقوق زنان؟

عبدالله علیخانی و حسین فرحبخش تهیه کنندگی «دشمن زن» را برعهده داشته‌اند.

فهرست کامل عوامل «دشمن زن» به شرح زیر است:

کارگردان: کریم امینی/ تهیه کنندگان: عبداله علیخانی، حسین فرحبخش/ مشاور کارگردان: محسن قرایی/مدیر فیلمبرداری: مرتضی هدایی/ مدیر صدابرداری: بابک اخوان/ تدوین: سپیده عبدالوهاب/ طراحی و ترکیب صدا: حسین ابوالصدق/ طراح چهره پردازی: امید گل‌زاده/ موسیقی: محمد احمدی/اصلاح رنگ: حمیدرضا فتوره‌چیان/ طراح لباس: مهناز غنی/ طراح صحنه: رامین غفوری/ برنامه ریز و دستیار کارگردان: امیر رونقی/دستیار اول فیلمبردار: مجتبی شادرو/مدیر تولید: محمد عزت‌خانی/ منشی صحنه : زهرا تحقیقی/عکاس: لیلا خوش کنار/ مدیر تدارکات: مهدی عطایی/بازیگران: سام درخشانی- گوهر خیر اندیش- بهاره کیان افشار- بهرنگ علوی- الناز حبیبی- مریم سعادت -مونا شناس و با حضور امیر حسین آرمان-سیروس همتی و با معرفی سپیده مرادپور

تلویزیون جای تهیج کردن مردم به ارزش هاست / "فرهادی" در عقد قرارداد با تلویزیون خلاف وعده‌اش عمل کرد+فیلم



سینماپرس: نویسنده سریال “هیات مدیره” گفت: همه چیز در ید بیضای مدیران است یعنی سازمان و مدیران سازمان هستند که تعیین می کنند چه سریالی ساخته بشود، با چه شرایطی و چگونه ساخته شود.

اگر بخش نخست گفتگوی علی خودسیانی را مطالعه نکرده‌اید ویدئوی نخست را به صورت مختصر تماشا کنید تا به زمینه اختلافات و چالش‌های علی خودسیانی و اصغر فرهادی اشراف بیشتری داشته باشید و در مرحله بعد این بخش را مطالعه کنید چون بدون بررسی قسمت نخست مرور اختلافات و چالش‌های این دو نفر یعنی خودسیانی و همشهری‌اش اصغر فرهادی، با پیش‌فرض‌های مبهم توام خواهد بود.

من کمی بدشانس هستم و لجبازی‌ها کار دستم می‌دهد. من و اصغر با هم کار را شروع کردیم، بعد با هم آمدیم در رادیو. متنی را نوشته بودم برای فرزاد اژدری که برای کودکان کار کند. یک طرحی پیشنهاد داد و گفت تو که در خوابگاه زندگی کردی، یک سریالی بنویس  درباره خانه‌ای دانشجویی که چهار الی پنج دانشجو در آن زندگی می‌کنند. من در خوابگاه یک سریال نوشتم به اسم «دو اتاق کنار هم» که دو تا اتاق بود روی یک پشت بام خانه که چهار دانشجو از چهار دانشگاه مختلف آنجا با هم زندگی می‌کردند و در هر قسمتی یک ماجرایی داشتند. طرح را دادیم و او نتوانست به جایی برساند و گفت طرح برای خودت. طرح را دادم آقای بقایی و او هم طرح را برد شبکه تهران پیش آقای مفید که کار کنند.

پنج شش ماه بعد یکی از دوستان زنگ و گفت: آن طرحی که برای فرزاد اژدری، نوشته بودی ما رفتیم برای تست بازیش. گفت اصغر توسلی تهیه‌کننده آن است و شاپورغریب کارگردانی می‌کند. گفتم: نویسنده چه کسی است؟ گفت: اصغر فرهادی. آن سریال با نام «روزگار جوانی» از تلویزیون پخش شد.

یادم هست یک روزآقای بهروز بقایی گفت: ما می‌خواهیم سریالی کار کنیم برای اصغر توسلی به اسم ماه مهربان برای ماه رمضان. گفتند که چون فشرده است باید دو سه نویسنده باشید و این شد که محمد رحمانیان و اصغر فرهادی هم بیایند که سه نفری بنویسیم. رحمانیان برای نویسندگی انصراف داد.  من آن موقع دنیای شیرین دریا را هم نوشته بودم و اسم و رسمی هم داشتم. اصغر گفت که من تا حالا تلویزیون کار نکردم، چقدر بگیریم؟ گفتم: زیر چهار تومان نبند. من هم زیر چهار تومان نمی بندم. با هم رفتیم آنجا. آن موقع اینطوری بود که از شبکه تهران یک حسابدار می‌فرستادند او قراردادها را می‌بست. تهیه کننده با نویسنده قرارداد نمی بست، خود شبکه می‌بست. اول من رفتم گفتند که چقدر می‌بندی؟ گفتم من دنیای شیرین فلان قدر گرفتم و الان حداقل چهار تومان کمتر نمی‌گیرم.  گفتند که برآورد ما سه  میلیون و هفتصد تومان  است. من هم با اصغر صحبت کرده بودیم که یک ریال هم زیر چهار تومان نبندیم. گفتم: نه من زیر چهار تومان نمی بندم و من آمدم بیرون و اصغر رفت داخل. به او  گفتم که زیر چهار تومان نبند. گفت: خیالت راحت و ده دقیقه بعد آمد بیرون و گفت: بستم. گفتم: چند تومان؟ گفت: سه و هفتصد. گفت: چه فرقی می‌کند. گفت تو داری کار می کنی و من اولین کارم هست و رفت و ماه مهربان را کار کرد و ماه رمضان هم پخش شد.  

در مورد روزگار جوانی رفتم سراغ آقای بهروز مفید گفتم ما طرحی را آورده بودیم به اسم دو اتاق کنارهم. گفت طرحش را اصغر توسلی آورد. پیش اصغر توسلی رفتم  و ماجرا را پرسیدم. گفت: طرح را اصغر فرهادی آورد و جلسه ای بود که اتفاقا هر دو تاهم بودند. رفتم پیش آقای مفید که شما می‌گویید او آورده  و هر کدام می گویند آن یکی آورده. ما در جلسه ای نشسته بودیم. ماه مهربان تمام شده بود، آقای توسلی گفت ما این لوکیشنمان را داریم و قرارداد ما طولانی مدت است. می توانیم یک سریال دیگر هم در آن کار کنیم. فکر می‌کنم نمی دانم شاید من یک طرحی را گفته باشم، شاید اصغر گفته باشد و اصغر هم در جریانش بود و طرح را برای اصغر هم گفته بودیم. چون ما رفاقت داشتیم و سر ماه مهربان که رفته بودیم، برایش گفته بودم و شد روزگار جوانی که باز هم ماجرای اصغر را می آورد وسط که … سه میلیون تومان طلبکار می شود و گفت که پول به من ندهید به من کار بدهید که کاری را به او می دهند به اسم چشم به راه هم نویسنده بود و هم کارگردان و هم نویسنده که چشم به راه اولین کار تهیه کنندگی اش بود که رسید به ماجرای داستان یک شهر و با آقای مفید ادامه داد. حداقلش اینکه آن چشم به راه در زمان مفید بود و حالا اگر مدیر عوض شد به هر حال اصغر با همان چشم به راه نشان داده بود که آدم توان و خلاقی است.

*شما معترض نشدید. 

من اعتراضم در همین حد بود که گفتند در یک جلسه گروهی و جمعی همچین طرحی در آمده و عملا سوخته شد.

*یعنی ناخواسته طرحتان را پیش آقای فرهادی گفته بودید.

اصلا همه آنها خبر داشتند به غیر از اصغر توسلی. هم اصغر فرهادی طرحم را می دانست و هم آقای مفید قطعا خوانده بود. چون هفت ماه قبلش این طرح رفته بود به شبکه.

*طرح شما را رد کرده بودند؟

اصلا جواب ندادند. اگر تصویب می‌شد صدایم می کردند، اگر جواب نمی دادند یا نخوانده بودند و ما منتظر بودیم جواب بدهند. در مورد طرح من جوابی ندادند تا زمانی که روزگار جوانی ساخته شد.

 * برویم سراغ سینما.

تولد دیگر را که کار کردیم باب آشنایی ما شد با آقای داریوش فرهنگ. او گفت یک طرحی برای من بنویس. من یک فیلم دارم این فیلم را ببین و آن را آداپته کن. من هم بعد از دانشگاه زبانم خوب نبود و این فیلم هم زیرنویس نداشت. این فیلم را نگاه کردم و یک موقعیتش را برداشتم و طرح خودم را نوشتم. طرح را نوشتم و آقای فرهنگ هم خیلی خوشش آمد و  گفت برو بنویس. من یک هفته ای نشستم و فیلمنامه را نوشتم و آن موقع فکر کنم سر تدوین تولدی دیگر بود. خواند و گفت خیلی شتابزده است. معلومه که خیلی کم روی آن وقت گذاشتی. گفتم باشد و هفته دیگر آوردم. گفت خیلی خوب شده. یعنی دست نزدم فقط اشتباه من این بود که خیلیی سریع آوردم. گفت فقط نیازی نیست که بنویسی براساس فیلم فلان و آن مرجع اقتباس  را خط زد. گفت آنقدر خط داستانی  عوض شده که اصلا نیازی نیست و گفت دادم تهیه کننده و قرار است بسازیم. گفتم چه کسانی تهیه ‌کننده هستند؟ گفت  آقایان علیخانی و فرحبخش. من آن‌ها را نمی شناختم و سابقه سینمایی هم نداشتم. به چند نفر از بازیگران و کارگردان ها زنگ زدم و پرسیدم که قیمت فیلمنامه سینمایی چند است و گفتند که اگر اولین کارت باشد سه میلیون تومان.  اگر بهرام بیضایی باشی هفت الی هشت میلیون  تومان. ما گفتیم بهرام بیضایی که نیستیم و اولین کارمان هم هست و سه تومان را ملاک قرار دادیم. آقای فرحبخش گفتند که چقدر می‌گیری این فیلمنامه را برای ما بنویسی؟ گفتم: سه تومان. گفت: تهمینه میلانی برای ما با پانصد هزار تومان فیلمنامه می نویسد. گفتم: بدهید به تهمینه میلانی برایتان بنویسد و به توافق نرسیدیم. گفت من می روم این فیلم را می سازم و تو هم نمی‌توانی کاری انجام بدهی. گفتم مرد باش و این فیلم را بساز ببین من چه کاری می توانم انجام دهم. بعدا نامه‌ای نوشتم و کپی گرفتم و فرستادم به نظارت و ارزشیابی وخانه سینما و  چندجای دیگر که من این فیلمنامه را نوشتم و ثبت هم کردم. فرهنگ گفته بود اول باید ثبت کنی تا بتوانی قرارداد ببندی و براساس ثبتمان رفتیم شکایت کردیم و داوری خانه سینما تشکیل شد. من در رادیو و تلویزیون کار کرده بودم ولی در سینما کار نکرده بودم اما  ارادت خاصی به عوامل سینما داشتم. مثلا آقای پورصمیمی را برای اولین بار آنجا دیدم. داخل راهروی خانه سینما ایستاده بودم که دیدم بزرگواری از این اتاق بیرون آمد و تا کمر خم شد و دیدم بله برای آقای فرحبخش خم شده است. گفتم فاتحه من خوانده است. وقتی یک آدم آنقدر اعتبار دارد معلوم است که رای را به نفع چه کسی می‌دهند و رفتیم. آقای قاضی نظام و آقای سیروس الوند هم بودند. هنوز فیلم ساخته نشده بود اما وام آن را گرفته بودند و قرارداد بازیگرهایش را بسته بود. چون آن زمان فارابی بیست وپنج میلیون تومان وام می‌داد به فیلمنامه هایی که فکر می‌کرد صرفا تجاری نیست و ارزشی هم هست. ما رفتیم در جلسه و گفت که ایشان به من گفتند هفت میلیون می خواهم. گفتم من به شما گفتم سه تومان و حتی جرو بحث کردیم و در آخر گفتم که حق ندارید فیلمنامه مرا کار کنید و آقای سیروس الوند هم حکم شد که هر زمانی من شکایتی داشتم و فیلمی از اینها در آمد آقای الوند را مخاطب قرار بدهم. ایشان فیلمنامه را خواندند و ایشان تطبیق دهند که چقدر از فیلم دزدی است و با آن قرارداد رفتند. یک فیلم دیگری را ساختند ظاهرا یکی از بازیگرهایش را عوض کرده بودند که آقای داوود رشیدی را آورده بودند. بازیگرانش امین حیایی و لعیا زنگنه و یک نفر دیگر بود. دو زوج جوان داشتیم که آن یک نفر را فسخ کرده بودند و مریلا زارعی مانده بود. قراردادی که برای آن بسته بودند را انتقال داده بودند و این فیلم را ساختند که خود داریوش فرهنگ ساخت. بعد یک فیلم دیگر به نام شبهای تهران را داریوش فرهنگ با آقای علیخانی و آقای فرحبخش ساخت و بعد آمد سراغ من و گفت من هنوز دلم با این فیلمنامه است و در این دو سالی که گذشته بود حداقل ده مشتری داشت. سرو صدایش هم پیچیده بود و تهیه کننده های مختلفی گفته بودند که حاضریم این فیلمنامه را بسازیم و من گفته بودم که شرط من این است که کارگردان داریوش فرهنگ باشد. چون ایشان این ایده را به من داده بود و داریوش فرهنگ صد و بیست هزارتومان به من داده بود، قبل از اینکه فیلمنامه را من شروع کنم. من معمولا بدون قرارداد کار نمی کنم و من گفتم اول به من پول بده تا بنشینم کار کنم. دوباره داریوش فرهنگ آمد گفت که این را کار کنیم و من گفتم به شرطی که با آنها کار نکنی. گفت آنها خوب هستند و به موقع پول می‌دهند و تا الان با هیچ تهیه کننده ای کار نکردم. ، کم می دهند ولی به موقع می دهند. من گفتم باشد ولی من با آنها طرف نمی شوم گفت “من پول شما را خودم می دهم، با دو تومان راضی شو. گفتم باشد و قرارداد را امضا کردم. چند وقت بعد زنگ زد وگفت که من یک صد و بیست تومان قبلا به تو داده بودم آن صدو بیست تومان را باید به من بدهی گفتم باشد و آمد و گرفت و فیلم را ساخت.

*چون فیلم‌ها در دسترس نبود، دوبله و ترجمه نبود، خیلی‌ها متوجه نمی‌شدند یا کسی اصلا آنطور فیلم‌ها را نگاه نمی‌کرد که رز زرد یک نسخه معروف خارجی دارد.

بله و بیشترین فروش را هم در آن سال داشت. بعد من با این برخوردی که این تهیه کننده با من کرده بود کلا از سینما بدم آمد. این طرز برخورد با نویسنده نیست. من می‌گویم نویسنده کسی است که سفره را پهن می‌کند. اگر نویسنده این سفره را پهن نکند کارگردان چه چیزی را می خواهد بسازد.

*تهیه کننده های تلویزیون با این احترام با شما برخورد می کنند

حداقل با تهیه کننده هایی که من کار کردم بلا استثناء همه آنها البته این را هم بگویم که من برای هر کسی در جایگاه خودش احترامشان را نگه داشتم اصلا کار ما کار نمایش سینما و تلویزیون یک کار جمعی است.

*با توجه به سبک کار و نگارش شاید اگر با تهیه‌کننده‌ای مثل منوچهر محمدی (در آن مقطع زمانی نه الان) یا سید جمال ساداتیان، برخورد می داشتید، مسیر حرفه‌ای شما تغییر می‌کرد.

قطعا، شاید مسیر من به گونه ای دیگر می‌شد و اتفاق دیگری می‌افتاد. مثلا چند سال من کار نکردم. تهیه کننده دیگری از سینما با من تماس گرفت و گفت که می خواهیم برای ما یک کاری بنویسی گفتم باشد و رفتم آنجا یک فیلم به من داد و گفت این را آداپته کن. گفتم خوب است و می شود آداپته کرد. گفت: می خواهیم دقیقا این نقش را می‌خواهیم رضا عطاران بازی کند  و این نقش را جواد رضویان بازی کند، فلان نقش را هم بهنوش بختیاری. یک نقش هم برای علی صادقی بگذار. دفترش ما را دعوت کرد یک فروشگاه صوتی تصویری پخش ماشین داشت  و گفتیم از روی ناچاری در اوج ممنوع الکاری نادانسته گفتیم که در تلویزیون کار تصویب نمی‌شود بیاییم در سینما کار کنیم و طرح را نوشتم.

*گفتم شرمنده من اصلا بالاسر مرده گیتار نمی زنم

*اسم تهیه کننده و کارگردان را می‌گویید؟

یادم نیست ولی می‌دانم یک وزیری داشت. چندتا فیلم پر فروش هم قبلا ساخته بود کارگردان هم قرار بود آقای قدرت الله صلح میرزایی باشد. گفت که جواد نشسته در بیمارستان و گیتار هم خودش درست کرده با یک حلبی که یک چوبی به آن می بندند دارد آواز می‌خواند و همه دارند دست می‌زنند و پدرش هم مرده. گفتم شرمنده من اصلا بالاسر مرده گیتار نمی زنم و منتفی شد. یک میلیون هم پیش پرداخت گرفته بودم و پس دادم. من نرفتم سینما برای اینکه با تهیه کننده هایی که اینطوری هستند من نمی توانم کار کنم.

*راجع به آثار آیتمی که نوشتید کمی صحبت کنیم مثلا قطار ابدی.

من آن موقع خیلی خیلی نگران بودم برای اینکه اعتقاد داشتم تهیه‌کننده هایی که مثلا تولدی دیگر، نوعی دیگر، همسران، خانه سبز و سریال‌های این مدلی را می‌سازنند، نباید سریال آیتمی بسازنند.  من از اول هم با این آیتم مشکل داشتم و می گفتم آن کار قطار ابدی یک کار آیتمی است و خیلی موافق آن نبودم. اما آقای بیرنگ اصرار کرد و نزدیک شش ماه نوشتن قطار ابدی طول کشید.

*مدلی بود که مهران مدیری به تلویزیون تحمیل کرده بود.

بله مهران مدیری از خیلی قبل تر این مد را  آورده بود. چون گروه (سازندگان قطار ابدی) سیب خنده را هم کار کرده بودند. من در سیب خنده هم بودم، ولی گفتم اسم من را نیاورید، چون من کلا با آیتم مشکل دارم. آیتم خیلی با سلیقه من جور نیست، آنرا نمایش نمی‌دانم. بیشتر جوک و فان است. نام «قطار ابدی» بعدا انتخاب شد، قبلا «یک شب اینجا و یک شب آنجا» بود و به چند اسم دیگر تغییر نام داد.  آقای «مهران رسام» هم متخصص در انتخاب نام بود.

 خیلی از این سریال‌هایی که من کار کردم اسم‌هایش را آقای مهران رسام انتخاب کرده، از «دنیای شیرین» تا «دنیای شیرین دریا». نام مجموعه‌های تولدی دیگر، قطار ابدی هم به پیشنهاد او بود. شش هفت ماه طول کشید و نویسنده‌های خیلی زیادی آمدند تست دادند و نوشتند و جلسه می گذاشتیم. جلسات شش ساعته می‌گذاشتیم با آقای بیرنگ که این فرمت و شکل در بیاید، آخر در نمی آمد. آخر سر من یک قسمت نوشتم همه خندیدند و خوششان آمد. آقای بیرنگ گفتند که شکل و فرمش خوب است اما محتوی آن خیلی بد است. یعنی چه که یک سربازی می‌خواهد از سربازی فرار کند، ما می‌خواهیم در این مملکت زندگی کنیم باید تشویق کنیم و افتخار کند که برود و زیر پرچم مملکتش خدمت کند. تو داری راه های فرار از خدمت سربازی را یاد می‌دهی و آنقدر این نوع نگاهم به خودم برخورد که همان‌جا متن را پاره کردم و ریختم در سطل آشغال. آقای بیرنگ هم خیلی ناراحت شد و گفت خیلی کار بدی کردی. گفتم من با این کار فکر خودم را پاره کردم و پذیرفتم که حق با شماست، تلویزیون جای یاد دادن چیزهای خوب است، جای تهیج کردن مردم به ارزش‌هاست. گفت روی همین فرم یک ماجرای دیگر بنویس و من یک قسمت نوشتم و بالاخره بعد از شش الی هفت ماه تصویب شد و گفتند این فرم و شکلی که دارد خوب است و بقیه بچه ها هم موظف شدند که بنویسند.

 آقای سروش صحت، آقای بهمن معتمدیان هم بود، حتی فکر می‌کنم پوپک هم آمد و بچه های تئاتری مثل آقای کوروش نریمانی که  از بچه های دانشکده خودمان آمدند. آقای محمد یعقوبی که الان یکی از غول های تئاتری است و آن موقع هم خیلی خوب تئاتر کار می کرد، ایشان هم آمدند. اما با نگاه و نوع نگاه آقای بیرنگ به سریال خیلی نتوانستند هماهنگ بشوند. خانم شیما بحرینی هم بود. آنها خیلی تئاتری نگاه می‌کردند و ما تلویزیونی داشتیم نگاه می‌کردیم. به هر حال بچه‌ها شروع کردند به نوشتن. یک بار آقای بیرنگ گفت من خسته شدم و بریدم، چون من سه قسمت نوشته بودم و اوکی شده بود. آقای بیرنگ گفتند شما متن‌ها را بخوان و هر کدام را که تصویب کردی کار بشود و شدیم ناظر نویسندگان و فیلمنامه آماده شد و آنجا خیلی از دست من دلخور شدند. آقای سروش صحت از دست من خیلی دلخور شد چون متن هایی که می‌نوشت خیلی با سلیقه من جور در نمی آمد چون من هم سلیقه ای برخورد می کردم. رفتند به آقای بیرنگ اعتراض کردند که اگر خودسیانی بخواهد بخواند ما نمی نویسیم. حداقل متن های ما را خودت بخوان و آقای بیرنگ هم گفتند اشکالی ندارد. گفت: علی ناراحت نمی شوی؟ گفتم: نه یک باری از دوش من برداشته می‌شود. قرار شد متن آقای سروش صحت و آقای معتمدیان را بدهند آقای بیرنگ بخواند، البته چیزی که من بگویم شاید سروش ناراحت شود اما یک توافقی آقای بیرنگ با ما کرده بود که این متن‌ها را برای من بیاورند، منتهی برای همه من در همان صفحه اول نظرم را می‌دادم، اما برای آقای سروش صحت و بهمن معتمدیان را روی کاغذ جداگانه می نوشتم و بعد آقای بیرنگ آن را رو نویسی می‌کرد و امضا می کرد که دل آنها هم نشکند و آنجا هم شرطم این بود که اسم من نوشته نشود.

*در مورد مجید دلبندم.

در طراحی ابتدایی آن بودیم و بعد هم یک جایی به بن بست خورده بود من چند قسمت نوشتم.

*چرا وضعیت سریال های تلویزیون نازل شده. چون با تمام هیاهوی پایتخت، سریال هیئت مدیره از تمام سریال‌های نوروزی  یک سرو گردن بالاتر است.

همه چیز در ید بیضای مدیران است یعنی سازمان و مدیران سازمان هستند که تعیین می کنند چه سریالی ساخته بشود، با چه شرایطی و چگونه ساخته شود. تهیه کننده، کارگردان یا نویسنده پنجاه تا طرح ارائه کرده است. پنج سال رفته و ناگهان پس از پنج سال کارش تصویب نمی‌شود، یا کارش را نمی‌پسندند یا دوست ندارند، در نهایت به اینجا می‌رسد که شما چه دوست دارید و سفارش از بالا می آید به جای اینکه از پایین باشد.

به جای اینکه من طرح بدهم. به من طرح سفارش داده می شود. منتهی من یک کاری کردم نشستم و طرح نوشتم مثلا برای کودک و نوجوان. ده تا طرح نوشتم اگر کسی گفت طرح برای کودک و نوجوان بگویم این هست، این هست، برای خانواده این هست و این هست. برای مشکلات شهری این است، برای مشکلات خانواده فلان طرح. نشستم و طراحی کردم اما وقتی می رود سازمان یکسری نظرات می آید که تعدیل می‌کند و تغییر می‌دهد.

*سیکل پذیرش فیلمنامه در سازمان معیوب ترین سیکل تولید است؟

برعکس و وارونه است. به جای اینکه شما سفارش بدهی آنها سفارش می‌دهند؛ ما که سفارش نمی‌دهیم. ما می‌توانیم پیشنهاد بدهیم. به عنوان نویسنده اگر بتوانیم خودمان را هنرمند بدانیم، من به عنوان یک هنرمند دارم جامعه ام را می‌بینم و احساس می‌کنم که مثلا یک سال دیگر معضل و مشکل جامعه ما این است. این را از الان باید برنامه ریزی کنیم راجع به آن سریال بسازیم. یا مثلا مشکل کودک و نوجوان ما این است که فردایش را نمی‌داند. با دلهره دارد بزرگ می شود و با ناامیدی بزرگ می شود با بی هویتی و ترس دارد بزرگ می شود. یک‌هو از آن طرف می آید برای اینکه فلان مشکل را بسازیم. مثلا یک طرحی را برای عید بنویسیم و برای عید هم مشخص است که باید کمدی باشد برای ماه رمضان هم همین طور پیشنهادات از بالا به پایین است نه از پایین به بالا.

*چون برای شما مسائل مالی مهم است. هیئت مدیره را در اواسط راه رها کردید و گفتید تا پول ندهید من کار نمی‌کنم.

اصلا و تحت هیچ شرایطی هیچ وقت به خاطر مسائل مالی کسی را تهدید نکردم.

پس ماجرای این  شایعاتی که می‌گویند کار را تعطیل کردید چیست؟

چه کسی می‌گوید من کار را تعطیل کردم. شاید باروتان نشود من پول سه قسمت از این فیلمنامه را گرفتم و بقیه اش را نگرفتم هنوز اما به تهیه کننده ام اعتماد دارد و به سازمانی که دارم در آن کار می‌کنم هم اعتماد دارم. برای اینکه مدیر گروهش هم دانشگاهی من بوده می‌دانم که شرایط شرایط بدی است که نمی تواند به من پرداخت کنند. پول تلویزیون این طوری است که دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد. عملا من بیست و پنج میلیون تومان از این فیلمنامه گرفتم و سی و چهار قسمت به من نقدا دادند و دو سه قسمت هم بابت عید نوشتیم و گفتند که نمی رسیم کار کنیم و گذاشتند کنار و آنها را هم اگر حساب کنیم. من چهل قسمت فیلمنامه دادم و پول سه قسمت را گرفتم. من قبل از اینکه بیایم اینجا، با تهیه کننده حرف زدم و گفتم من دارم می روم فلانجا. گفت قرار بوده من و آقای میری هم آنجا باشیم. فقط من به او گفتم که فکر می کنی که مهران پول می رسد در این هفته من بیست میلیون کم آوردم. گفت دعا کن اگر بدهند که می دهیم. بازیگرها این کار را می کنند ولی من نویسنده هیچ وقت در این جایگاه خودم را قرار نمی دهم، برای اینکه همیشه به همه شاگردانم می گویم، نویسنده دستمزدش را زمان نوشتن دارد می گیرد.

*تا حالا کریم خودسیانی را لانسه کردید؟

به هیچ عنوان.

*چون خیلی‌ها در سازمان این شایعه را راه انداختند که کریم خودسیانی به واسطه عموی خود در حوزه فیلمنامه فعالیت می‌کند.

به هیچ عنوان. مشورت می‌کند و از من سوال می‌کند، طرح می آورد و با هم صحبت می‌کنیم و من این کار را برای هر کسی دیگری من اعتقاد دارم هر کاری از دست من بر بیاید مثلا فیلمنامه برای من می فرستند می گویند بخوان و نظر بده چون می گویم اگر سینمایی باشد پنج میلیارد ده میلیارد می خواهد هزینه بشود حداقل یک سوراخ کمتر داشته باشد درست است که چیزی به من نمی رسد اما حداقلش این است که یک حفره کمتر داشته باشد مخاطب آن خانواده من هستند دوستان من هستند شاگردان من هستند

من دوست دارم گفت و گو را در اوج تمام کنم از شما هم تشکر می کنم اگر صحبتی دارید بفرمایید.

من فکر کردم هنوز شروع نشده حرفی که نداریم اما متاسفانه جامعه ما این شکلی شده همه داریم در راه پله ها زندگی می کنیم هیچ کسی در جایگاه خودش نرفته بنشیند یعنی کسی که الان شهردار است هیچ وقت فکر نمی کرد که می خواهد شهردار بشود و فکر می کند که شهرداری یک پله است که بعدش باید برود یک پله بالاتر کسی که فیلمنامه نویس است فکر می کند که یک پله است که باید بشود کارگردان کما اینکه من کارگردانی و تهیه کنندگی هم کردم اما فیلمنامه نویسی را همیشه دارم کار می کنم یک اتفاق بدی که الان افتاده این است که هیچ کسی شغلش را با علاقه انتخاب نکرده هیچ کسی هدفمند نیامده من بعید می دانم کسی رویای بچگی اش این بوده باشد که مثلا شهردار تهران بشود یا مثلا خلبان بشود و الان خلبان شده باشد شغل ها آدمها را انتخاب می کنند آدمها شغل ها را انتخاب نمی کنند و چون جایگاه ها را خودمان انتخاب نمی کنیم دوستشان نداریم و چون دوستشان نداریم بنابراین با دل و جان کار نمی کنیم و اهمیتی برایمان ندارد و به فکر این هستیم که از زیر آن در برویم اگر بچه هایمان را طوری بار بیاوریم که چیزی را که دوست دارند به دست بیاورند نه چیزی را که بعدا به دست می آورند مجبور باشند دوستش داشته باشند.

*تسنیم

تئاتر شهر میزبان «نوبت یعنی بعدی»



سینماپرس: نمایش «نوبت یعنی بعدی» برگزیده پنجمین جشنواره سراسری تئاتر ایثار با نویسندگی و کارگردانی مرتضی شاه‌کرم از هفته آینده در تئاتر شهر روی صحنه می رود.

به گزارش سینماپرس، گروه نمایش «سکوت» به سرپرستی سامان خلیلیان که این روزها نمایش «سانتیمتر» را در سالن ناظرزاده تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه دارد از هفته آینده «نوبت یعنی بعدی» به کارگردانی مرتضی شاه کرم را در تئاتر شهر به صحنه می‌برد.

«نوبت یعنی بعدی» نمایش برگزیده پنجمین جشنواره سراسری تئاتر ایثار است و در بخش مرور سی‌وچهارمین جشنواره تئاتر فجر در تهران، یزد، مشهد و البرز به صحنه رفت.

نمایش «نوبت یعنی بعدی» ۲ داستان موازی را روایت می‌کند. یک داستان مضمونی درباره دفاع مقدس و ایثارگری دارد و دیگری قصه‌ای اجتماعی را به نمایش گذاشته است.

در این نمایش یکی از داستان‌ها روایت مادری است که به‌دنبال یافتن اهدا کننده عضو است تا پسرش بهبود پیدا کند و داستان دیگر اقتباس و یادی از «لاله و لادن ۲ خواهر به هم چسبیده‌ است که در این قصه مشکلات اجتماعی و نگاه‌های نامناسب برخی افراد اجتماع به افرادی که دارای مشکلات جسمانی هستند، بیان می‌ شود.

بازیگران «نوبت یعنی بعدی» به ترتیب حروف الفبا پروا آقاجانی، آناهیتا اقبال‌نژاد، غزاله جزایری، مسعود شامی‌خاتونی، علی غابشی، ترانه کوهستانی هستند.

دیگر عوامل این نمایش عبارتند از مدیرتولید و برنامه‌ریز: مسعود شامی خاتونی، دستیار کارگردان: فرید کیامرثی، طراح صحنه: میلاد خرمن بیز، طراح لباس: آرزو ذوالفقاری، مدیر اجرایی: علیرضا طاهری، عکاس: پریسا خسروشاهین، مشاور رسانه: میترا رضائی.

«نوبت یعنی بعدی» از ۲۳ اردیبهشت ساعت ۱۸:۳۰ در سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر به صحنه می‌رود.

گرامیداشت فیلمساز فقید اهل چک در جشنواره کن



سینماپرس: جشنواره فیلم کن ۲۰۱۸ با نمایش فیلمی از میلوش فورمن، کارگردان چکسلواکی الاصل که چندی قبل درگذشته است، به وی ادای احترام می کند.

به گزارش سینماپرس به نقل از سایت جشنواره کن، هفتاد و یکمین جشنواره فیلم کن با نمایش «مهمانی رقص آتش نشان ها» ساخته میلوش فورمن در سال ۱۹۶۷ یاد این کارگردان فقید را که ۱۳ آوریل امسال درگذشت، گرامی می دارد.

فیلمساز چک یکی از چهره های ماندگار تاریخ کن است که ۶ بار در این جشنواره حضور داشت و با فیلم «فرار از خانه» در سال ۱۹۷۱ برنده جایزه بزرگ هیات ژوری شد. به یاد وی سینما دلا پلاژ نسخه بازسازی شده فیلم «مهمانی رقص آتش نشان ها» را به نمایش درمی آورد. این فیلم کمدی در میان آثار فورمن جایگاهی خاص دارد.

این فیلم نخستین فیلم رنگی است که فورمن ساخته و داستان سالانه یک مهمانی را تصویر می کند که در یک شهر کوچک برگزار می شود. گرچه این فیلم کاملا طنز است اما از آن به عنوان اثری انتقادی در نقد سیستم کمونیستی یاد شده که پیش بینی کننده بهار پراگ در سال ۱۹۶۸ است.

از آنجا که فرانسه نیز درگیر ماه می ۶۸ بود و آن سال جشنواره کن برگزار نشد این فیلم نتوانست در جشنواره به نمایش درآید، ولی در نهایت به لطف حمایت کلود بری و فرانسوا تروفو در سینماهای فرانسه اکران شد.

به دنبال ساخت این فیلم فورمن مجبور شد اروپا را ترک کند و راهی آمریکا شود. این فیلم وی آنجا نامزد اسکار خارجی شد و موفقیت بین المللی فورمن از آنجا شروع شد و به ساخت فیلم های درخشانی چون «آمادئوس» و «پرواز بر فراز آشیانه فاخته» رسید.

فیلم/ «خاک عزیز» با صدای احمد کامیار منتشر شد



سینماپرس: قطعه تصویری «خاک عزیز» در دستگاه همایون با آهنگسازی محمدجلیل عندلیبی و خوانندگی احمد کامیار منتشر شد.

به گزارش سینماپرس، «خاک عزیز» در دستگاه همایون با آهنگسازی محمدجلیل عندلیبی و آواز احمد کامیار با شعر عندلیبی و گروه نوازی متشکل از همنشینی ۶ ساز متعارف موسیقی اصیل ایرانی منتشر شده است.  

کارگردانی قطعه تصویری «خاک عزیز» را مسعود مفرد بر عهده داشته است. محمد جلیل عندلیبی، سالار عندلیبی، آراس رجبی و محمد گل عنبر به عنوان نوازندگان گروه موسیقی مولانا در این قطعه حضور داشته‌اند.

محمد جلیل عندلیبی وفادار به فرم کلاسیک تصنیف سازی در موسیقی ایرانی، این بار فضای دستگاه همایون را  برای خلق اثری ملی میهنی برگزیده و با استفاده از سازبندی موسیقی اصیل ایرانی حماسه را تصنیف کرده است.

احمد کامیار از سال ۶۶ تا ۷۱ در کلاس آواز علیرضا افتخاری (در هنرستان موسیقی اصفهان) ردیف های سید حسین طاهرزاده را آموخت و برای افزایش شناخت از مکتب اصفهان در کلاس های علی اصغر شاهزیدی و دیگر اساتید این شیوه آوازی حاضر شد.

در سال ۷۵ به محضر استاد محمدجلیل عندلیبی راه یافت و سولفژ، تئوری موسیقی و ردیف سه تار عبدلله دوامی را نزد او فرا گرفت. در ادامه در تار  و سه تار را نزد همایون یزدانی و هدایت الله سیاره آموخت. «شب آرزو» اولین آلبوم این خواننده موسیقی ایرانی است که در سال ۸۸ با آهنگسازی همایون یزدانی منتشر شد.

انیمیشنی که در جشنواره ملی پویانمایی رکوردار شد



سینماپرس: مجموعه انیمیشنی «روبی و جوجه‌ها» موفق شد جوایز دو بخش اولین جشنواره ملی پویانمایی را بدست آورد.

به گزارش سینماپرس، اولین جشنواره ملی پویانمایی جایزه بهترین متحرک‌سازی را به احسان انصاری انیماتور مجموعه انیمیشنی «روبی و جوجه‌ها» اهدا کرد. جایزه ویژه بهترین اثر سرگرم‌کننده نیز به بابک و بهنود نکویی، کارگردان و تهیه‌کننده این سریال انیمیشنی اهدا شد.


همچنین تیزر تبلیغاتی بانک اقتصاد نوین، یکی دیگر از تولیدات استودیو گنبدکبود به عنوان بهترین اثر در بخش تیزرهای تبلیغاتی جشنواره ملی پویانمایی معرفی شد و انیمیشن «روز برفی» یکی دیگر از آثار استودیو گنبدکبود نیز جایزه سوم بهترین اثر کوتاه فرهنگی را از جشنواره ملی پویانمایی کسب کرد.


نخستین جشنواره ملی پویانمایی، که به همت سازمان صدا و سیما در شهر همدان برگزار شد، شب گذشته برگزیدگانش را معرفی کرد. استودیو گنبدکبود با یک سریال (روبی و جوجه‌ها)، دو فیلم کوتاه و دو تیزر تبلیغاتی حضور پررنگی در نخستین جشنواره ملی پویانمایی داشت و «روبی و جوجه‌ها» در این جشنواره در شاخه‌های متعددی نامزده شده بود که در نهایت دو جایزه را به دست آورد.


استودیو گنبدکبود به مدیریت برادران نکویی دهمین سال فعالیتش را پشت سر می‌گذارد و تا امروز جوایز بسیاری به دست آورده که از آن جمله می‌توان به دو جایزه ملی و بین‌المللی اثر تلویزیونی در دهمین جشنواره بین‌المللی پویانمایی تهران برای «روبی و جوجه‌ها» و نامزدی در شش رشته از چهارمین جشنواره جام‌جم برای همین سریال و دریافت جایزه بهترین کارگردانی این جشنواره اشاره کرد.


سریال انیمیشنی «روبی و جوجه‌ها» در روایتی مدرن از قصه‌های فوکلور روباه و خروس، داستان کشمکش‌های یک روباه مخترع را با خانواده خروس نمایش می‌دهد که در یک مزرعه در همسایگی هم زندگی می‌کنند و روباه برای بیرون کردن خروس و خانواده‌اش از مزرعه نقشه‌های زیادی می‌کشد.

این سریال به بخش رقابتی جشنواره انسی فرانسه نیز راه پیدا کرده و در فهرست بیست سریال انیمیشنی برتر جهان قرار گرفته است.  

پوشش رادیویی نمایشگاه بین‌المللی کتاب توسط ۷ شبکه



سینماپرس: هفت شبکه رادیویی جهت پوشش اخبار نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در مکان برگزاری آن مستقر شده و برنامه های متنوعی را روی آنتن می برند.

به گزارش سینماپرس، برگزاری نمایشگاه کتاب در کشور، مجموعه‌ای از فعالیت‌های فرهنگی را رقم می‌زند. اگر چه این چرخه در هم تنیده اقتصاد و فرهنگ، آیینه تمام نمای پیشنه غنی فرهنگ ایرانی– اسلامی این سرزمین نیست، اما استقبال بازدیدکنندگان از نمایشگاه کتاب، علاقه و دغدغه مردم که توجه به کتاب و کتاب خوانی است را نشان می‌دهد. صاحبنظران بر این باورند که برای ترویج فرهنگ کتاب وکتاب خوانی، نیاز به یک اراده جمعی داریم و در این میان نقش آموزش و پروش و رسانه های دیداری و شنیداری پر رنگ و اثرگذار است. به همین دلیل هر ساله اغلب شبکه‌های رادیویی و چند شبکه تلویزیونی با هدف ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی، ارائه آخرین اخبار در خصوص چاپ و نشر و پوشش خبری پر حجمی از این رویداد فرخنده فرهنگی ارائه می‌دهند.

در سی و یکمین دوره نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، شبکه‌های رادیویی ورزش، گفت‌وگو، معارف، فرهنگ، تهران، اقتصاد و رادیو کتاب با استقرار غرفه در این دوره، برنامه‌های مختلف و متنوعی را به روی آنتن می‌برند.

بر این اساس برنامه‌های این شبکه‌ها که در محل نمایشگاه بین المللی کتاب تهیه می‌شوند به شرح ذیل هستند:

رادیو فرهنگ

رادیو فرهنگ به دلیل ماموریت ذاتی این شبکه تخصصی  به عنوان یار دیرین نمایشگاه کتاب با پیشینه یی  ۲۳ ساله در انعکاس جشن اردیبهشت کتاب حضور گسترده و شاخص و متمایزی  در فضای نمایشگاهی دارد.

در سال جاری نیز همزمان با برگزاری سی و یکمین دوره نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، شبکه فرهنگ با طراحی و تهیه برنامه زنده «رادیو کتاب» روزانه ۹۰ دقیقه برنامه زنده از محل استودیو سیار مستقر در مصلی تهران برای علاقه‌مندان حوزه کتاب در سراسر کشور تهیه و اجرا کرده است. در این برنامه بخش‌های متنوعی شنیده می‌شود از جمله گفت‌وگوهای کارشناسی با متولیان برگزاری نمایشگاه کتاب، نویسندگان، مترجمان، مصححان و دیگر تولید کنندگان کتاب، همچنین تهیه آیتم: با من بخوان، از نشر استانی چه خبر؟، گفت‌وگو با مهمانان خارجی نمایشگاه، و معرفی تازه‌های نشر داخلی.

«رادیو کتاب» با هدف اطلاع رسانی به مخاطبان پایتخت نشین و استانی، این فرصت را فراهم آورده که شنوندگان اطلاعات مفیدی از فضای نمایشگاهی کسب کنند و برای حضور خود در نمایشگاه با برنامه و نقشه محتوایی  به این محل بیاییند.

تهیه و اجرای این برنامه بر عهده یک تیم پانزده نفره است که هر روز از ساعات اولیه بازدید در نمایشگاه حاضر می‌شوند و رویدادهای روز را رصد می کنند. برنامه از ساعت ۱۹.۳۰ آغاز می‌شود و به مدت ۹۰ دقیقه با ریتمی پر شتاب، با حضور مجری و کارشناس مجری، امکان یک بازدید صوتی را برای مخاطبان علاقه‌مند فراهم می‌کند.

مدیر این برنامه نیلوفر زندیان، تهیه کننده مرتضی صداقتگو، مجری راضیه گرد کاهد، کارشناس مجری بهار برهانی مشاور محتوایی رضا غیور دستیار تهیه سهیلا رضایی، گروه گزارشگران علیرضا نوری، مهزاد توکلی، محسن اکبری و فاطمه داودیان هستند.

«رادیو کتاب» ویژه برنامه سی و یکمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران تا ۲۲ اردیبهشت از شبکه رادیویی فرهنگ قابل دریافت است.

رادیو ورزش:

رادیو ورزش با برنامه زنده «یار مهربان» از ساعت ۱۴ مخاطبان را همراه می‌سازد. این برنامه با موضوعاتی از قبیل چالش‌های پیش رو در حوزه نشر کتب علوم ورزشی با حضور کارشناسان و صاحبنظران، گفتگو با ناشران تخصصی علوم ورزشی در خصوص چالش‌های این حوزه و بررسی راه‌کارها مرتبط تهیه می‌شود. در برنامه «یار مهربان» بخش طنز و همچنین مهمان‌هایی از اهالی ورزش نیز حضور خواهند داشت. هدف کلی این برنامه نهادینه کردن فرهنگ کتاب و کتابخوانی در جامعه با گرایش به حوزه ورزش و جوانان است.

رادیو گفت‌وگو:

رادیو گفت‌وگو با برنامه زنده «الف ب بسم الله» هر روز از ساعت ۱۷:۱۵ بخش‌های متنوعی از قبیل بررسی چالش‌های حوزه نشر، دعوت از مهمانان ویژه، معرفی کتب برتر، برای ابعاد مختلف نمایشگاه کتاب، اطلاع رسانی حوزه نشر و گفت‌وگوی مردمی را برای مخاطبانش پخش می‌کند.

رادیو معارف:

رادیو معارف برنامه زنده «صدای کتاب» را از ساعت ۱۷:۱۵ به روی آنتن می برد. این برنامه شامل بخش هایی از قبیل گفت‌وگو با مسئولان فرهنگی و دست اندر کاران نمایشگاه، ناشران، گفت‌وگو با بازدیدکنندگان و اخبار تازه‌های نشر است.

رادیو تهران:

رادیوتهران با برنامه زنده “شابک” که از ساعت ۱۵ به روی آنتن می رود، علاقه مندان به نمایشگاه کتاب را با خود همراه می سازد. در این برنامه مواردی از قبیل بررسی تحولات نگارش کتاب در ایران، معرفی ژانرهای مختلفی از قبیل تخیلی، ترجمه، ادبیات نمایشی وموارد دیگرهمچنین بسته اخبار اطلاعات نمایشگاه و دعوت از نویسندگانی که کتاب آنها به نوعی به نمایشگاه راه پیدا کرده است مطرح می شود.

رادیو تهران در نمایشگاه بین المللی کتاب قصد دارد مجموعه رادیویی کتاب شب که در سه بخش رمان و داستان خارجی، رمان و داستان ایرانی و داستان کوتاه هست را به همراه کتاب گویای “گذری در تهران ” که در قالب یکصد برنامه با قالب مینی فیچر(مستندرادیویی) و اجرای گوینده توانمند آلبرت کچویی که به معرفی محلات، اماکن تاریخی و بافت های شهری تهران می پردازد را رونمایی می کند.

رادیو اقتصاد:

رادیو اقتصاد نیز با برنامه “اقتصاد حوالی فرهنگ” که به صورت تولیدی تهیه می شود مخاطبان را همراه می سازد. این برنامه گفتگو محور است و در خصوص اقتصاد حوزه چاپ و نشر و اقتصاد مقاومتی در روزهای پنجشنبه و از ساعت ۱۰ شب به روی آنتن  می رود.

رادیو نمایش:

این رادیو برنامه «گیله مرد» را به صورت زنده پخش می کند. بر این اساس بخش گزارشی این برنامه به صورت ویژه از بخش‌های مختلف و رویدادهای نمایشگاه بین المللی کتاب تهران را پوشش می‌دهد. همچنین در بخش دیگری از این برنامه اخبار پیرامون حوزه کتاب و رویدادهای مرتبط نیز به سمع مخاطبان رسانده می‌شود.

سایر شبکه‌های رادیویی با اعزام گزارشگر به محل نمایشگاه کتاب این رویداد فرهنگی را پوشش می‌دهند.

نمایش «سمفونی زاینده‌رود» در جشنواره «حسنات»



سینماپرس: مستند «سمفونی زاینده‌رود» که توسط ۱۲ کارگردان اصفهانی ساخته شده است، در بخش ویژه جشنواره ملی فیلم کوتاه «حسنات» که هفته آینده در اصفهان برگزار می شود، به نمایش در می آید.

به گزارش سینماپرس، «سمفونی زاینده‌رود» به تهیه‌کنندگی سید محسن طباطبایی پور  و کارگردانی ۱۲ مستندساز اصفهانی تولیدشده و منوچهر مشیری مستندساز پیشکسوت کشور به‌عنوان مشاور در این پروژه حضور دارد.

این مجموعه با نگاهی به موضوعاتی مانند ارتباط زاینده‌رود با شادی و ناشادی و سلامت مردم اصفهان از دیدگاه زنان، ارتباط صنعت اصفهان و زاینده‌رود، یخچال‌های کوه زرد کوه در منطقه کوهرنگ، تأثیر معماری خاص پل خواجو در تجمع و هنرنمایی دوست داران آواز در اصفهان، آثار بی‌آبی در زندگی کشاورزان، ساخت پل‌های جدید و تعامل میان شهروندان و پل‌های زاینده‌رود در عصر جدید، اوضاع زاینده‌رود در سرچشمه، مرکز وانتهای رود، وضعیت تالاب گاوخونی و چگونگی عملکرد گروهی مردم‌نهاد در جهت حفظ و بقاء آن، اصفهان از نگاه سیاحان، پژوهندگان و شرق شناسان، بررسی نقش زاینده‌رود در هویت بخشی به اصفهان از طریق مقایسه آن با رودی مشابه در شهر فرایبورگ که خواهرخوانده اصفهان خوانده می‌شود، جوی های اصفهان و زندگی  و خاطرات عکاسان قدیمی و سیار حاشیه زاینده‌رود  ساخته‌شده است.

با توجه به اهمیت «زاینده‌رود»  و به درخواست دبیر جشنواره «حسنات»، همه فیلم‌های این مجموعه مستند در پردیس  سینمایی چهارباغ اصفهان به نمایش درمی‌آید و به دنبال آن جلسات نقد و  بررسی  با حضور کارگردانان این اثر برگزار می‌شود.

جشنواره ملی  و فیلم کوتاه «حسنات» به دبیری رسول صدر عاملی ۲۲ تا ۲۵ اردیبهشت  در اصفهان برگزار خواهد شد.

شناسایی اولین منتشرکننده دستمزدهای جعلی عوامل «پایتخت۵»



فارس: مدیر روابط عمومی سازمان هنری رسانه‌ای اوج از شناسایی عامل انتشار دهنده تصویر جعلی دستمزدهای جعلی عوامل «پایتخت ۵» خبر داد.

«محمد ذوقی» مدیر روابط عمومی سازمان هنری رسانه‌ای اوج گفت: بعد از اتفاقات جشنواره فیلم فجر و همچنین سریال «پایتخت۵» یک خط جدی شروع به تخریب سازمان اوج کرد و در این مسیر برای اینکه شایعات باورپذیر باشد به روش‌های جدید پناه برد.  

وی ادامه داد: در همین گیر و دار، نامه‌ای منتسب به دستمزد عوامل «پایتخت ۵» منتشر شد که از اساس و در تمام جزئیات از امضاء، سربرگ، اعداد و ارقام و حتی نام فردی که به عنوان مسئول مالی معرفی شده بود، خطا و جعلی بود. در همین زمینه ما از جاعل نامه شکایت حقوقی کردیم و پیگیر آن شدیم.

ذوقی اظهارداشت: در این میان البته کسانی هم که یک طرفه خبر را منتشر کرده بودند و علی‌رغم انتشار تکذیبیه از سوی ما، اقدام به انتشار آن نکردند که آنها هم مشمول مسائل حقوقی خواهند شد. در این پرونده پلیس فتا وارد عمل شد و در نهایت متوجه شدیم که اولین کسی که تصویر این نامه جعلی را منتشر کرده، فردی به نام علی جوانمردی از مجریان شبکه صدای آمریکاست. درست ۴ دقیقه پس از توئیت جوانمردی، سایت کلمه آن را بازنشر کرده و در ادامه هم در سایت‌های داخلی منتشر شده و دست به دست چرخیده است.  

وی همچنین در ادامه  اظهار داشت: چندی پیش نیز حساب کاربری با نام «احسان محمدحسنی» مدیرعامل مؤسسه فرهنگی اوج در فضای مجازی باز شده بود که تکنیک آن هم این بود که ابتدا چند خبر واقعی منتشر کرد و بعد شروع به انتشار اخبار کذب کرد که آن هم پیگیری حقوقی شده و آقای محمدحسنی هیچ حساب کاربری در فضای مجازی ندارند.  

ذوقی در پایان ابراز امیدواری کرد رسانه‌ها دقت بیشتری در انتشار اخبار داشته باشند و صحت و اخلاق را فدای سرعت در انتشار خبر نکنند.  

 مدت کوتاهی پس از پایان پخش فصل پنجم مجموعه پایتخت تصویری از یک نامه جعلی در فضای مجازی منتشر شد که در آن ارقام غیرواقعی درباره دستمزد بازیگران این سریال قید شده بود که الهام غفوری تهیه‌کننده این سریال بلافاصله آن را تکذیب کرد.

نمایش فیلمی از «جان تراولتا» پس از ۷ سال انتظار اکران



سینماپرس: پروژه سینمایی «گوتی» پس از هفت سال، آماده اکران شده و در هفتاد و یکمین دوره جشنواره کن به نمایش در می آید.

به گزارش سینماپرس به نقل از هالیوود ریپورتر،  پس از هفت سال از اعلام شروع پروژه فیلم سینمایی «گوتی» با بازی «جان تراولتا» که روایت‌گر رییس خانواده جنایی «گامبینو» است در جشنواره کن اکران می‌شود.

جدیدترین فیلم جان تراولتا در روز ۱۵ ماه می همزمان با فیلم «سولو: داستان جنگ ستارگان» اثر «ران هووارد» و پیش از اکران «زیر دریاچه نقره‌ای اثر دیوید رابرت میچل» در سالن «لومییر» اکران خواهد شد.

«گوتی» همچنین اکران جهانی‌اش را با نمایش در سالن «سَله بونوئل» در محل «پَلِ دو فِستیوال» خواهد داشت.

انتظار ۷ ساله ساخت و اکران این فیلم و تغییر مکرر عوامل فیلم از جمله کارگردانی، نویسندگی و تهیه‌کنندگی، همه بر جذابیت اکران این فیلم افزوده است.  

ابتدا «نیک کاساوِتس» قرار بود کارگردانی این فیلم را برعهده گیرد که بخاطر تغییرات زیاد در برنامه‌ریزی نتوانست هماهنگ شود و سرانجام «بَری لِوینسن» کارگردانی آن را برعهده گرفت و «جیمز توباک» نویسندگی فیلم‌نامه را عهده‌دار شد.

«آل پاچینو» قرار بود نقش معاون رییس گامبینو «نیل دِلاکروچه» را ایفا کند که نهایتا این نقش را «استِیسی کیچ» بازی کرد.

«کیا مورگان» مدیر تولید «گوتی» در این مورد گفت: این انتظار ۷ ساله قطعا ارزشش را دارد زیرا این فیلم یک شاهکار است و یکی از بهترین فیلم‌هایی است که در این سال‌ها دیده‌ام.

جان تراولتا علاوه بر حضور در اکران این فیلم همچنین در ۱۶ می مستر کلاسی برگزار خواهد کرد و در مراسم چهلمین سال اکران فیلم «گریس» شرکت خواهد کرد.

آغاز پخش نمایش رادیویی «شانزده سال»



سینماپرس: شبکه رادیویی نمایش از روز چهارشنبه هفته جاری(۱۹ اردیبهشت ماه) سریال رادیویی «شانزده سال» به کارگردانی جواد پیشگر را روی آنتن می فرستند.

به گزارش سینماپرس، سریال رادیویی «شانزده سال» به نویسندگی منیژه آرمین و با تنظیم رادیویی جواد پیشگر به تاریخ ایران از سال های ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ می پردازد.   

در این سریال رادیویی هنرمندانی چون علی زرینی، احمد گنجی، مهرداد مهماندوست، مجید حمزه، مهرخ افضلی، کرامت رودساز، علی میلانی، امیر فرحان نیا، محمدرضا علی، شیرین سپه راد و تعداد دیگری از هنرمندان اداره کل هنرهای نمایشی رادیو به ایفای نقش پرداخته اند.

«شانزده سال» به تهیه کنندگی محمود احمدی، صدابرداری علی حاجی نوروزی، گویندگی محسن بهرامی و افکتوری نرگس موسی پور هر روز ساعت ۱۳:۳۰ از رادیو نمایش پخش می شود.

برگزاری مجموعه کنسرت «چند شب سنتور» در تالار رودکی



سینماپرس: «چند شب سنتور» عنوان پروژه ای است که با حضور بیش از ۱۵۰ نوازنده و خواننده، هفته آینده در تالار رودکی روی صحنه می رود.

به گزارش سینماپرس، پروژه «چند شب سنتور» به همت موسسه فرهنگی هنری «نغمه حصار» به تهیه کنندگی افشین معصومی طی روزهای ۲۵ و ۲۶ اردیبهشت سال ۹۷ با حضور تعدادی از نوازندگان موسیقی ایرانی در تالار رودکی تهران برگزار می شود.

در دور جدید پروژه «چند شب» که این بار به نوازندگی سنتور اختصاص دارد هنرمندانی چون مهیار طریحی، سیاوش کامکار، پویا سرایی، پویان عطایی، کاوه شفیعی و علی بهرامی به اجرای مکاتب و شیوه های مختلف سنتور نوازی امروز ایران می پردازند.

مجموعه کنسرت های «چند شب» بزرگترین پروژه تخصصی موسیقی است که در آن بیش از ١٥٠ نفر نوازنده و خواننده و همچنین بیش از ٦٠ ساعت موسیقی تولید و ضبط خواهد شد. این پروژه موسیقیایی از تیر ماه سال ۹۶ آغاز شده و تا زمستان سال ۹۷ نیز ادامه خواهد داشت، این در حالی است که در پایان سال ٩٧ مجموعه کنسرت های «چند شب» در پکیج های نفیس و جداگانه منتشر خواهد شد.

عرضه «در پی عشق دویدن» در نمایشگاه کتاب



سینماپرس: کتاب «در پی عشق دویدن» که به سرپرستی نصرالله قادری به نگارش درآمده به عنوان مرجعی برای نمایشنامه نویسی دفاع مقدس در نمایشگاه کتاب تهران عرضه می شود.

به گزارش سینماپرس، کتاب «در پی عشق دویدن» که به تازگی به همت گروه هنرهای نمایشی روایت فتح و توسط انتشارات ساقی به چاپ رسیده، در سی و یکمین دوره نمایشگاه بین المللی تهران، در غرفه انتشارات ساقی در دسترس علاقه مندان عرصه نمایشنامه نویسی قرار گرفته است.

این کتاب در شش فصل نگارش شده که شامل بیش از ۴۰ داستان دراماتیک و ۶ نمایشنامه بر اساس داستان های مذکور است.

این کتاب با هدایت و سرپرستی نصرالله قادری به رشته تحریر درآمده است و در آن نویسندگانی چون سعید تشکری، عبدالرضا فرید زاده، محمدرضا آریان فر، سیروس همتی و ندا ثابتی حضور داشته اند.

برپایی نمایشگاه «ریگ روان»



سینماپرس: موزه فلسطین میزبان نمایشگاه آثار خوشنویسی «ریگ روان» خواهد شد.

به گزارش سینماپرس، نمایشگاه گروهی «ریگ روان» عصر جمعه ۲۱ اردیبهشت ماه از ساعت ۱۶ تا ۱۹:۳۰ در موزه هنرهای معاصر فلسطین افتتاح خواهد شد.

در این نمایشگاه ۴۰ اثر خوشنویسی داوود فرشچیان، احمد رضا میرکریمی و کسری زندی با مضامینی اجتماعی، عرفانی و عاشقانه تا ۲۷ اردیبهشت در معرض دید قرار خواهد گرفت.

علاقه مندان برای بازدید از این نمایشگاه می توانند همه روزه به جز روزهای تعطیل از ساعت ۱۰ تا ۱۸ به موزه هنرهای معاصر فلسطین واقع در خیابان ولیعصر، خیابان بزرگمهر، نبش خیابان برادران مظفر، پلاک ۷۴ مراجعه کنند

اجرای «خیمه شب‌بازی‌» در نمایشگاه کتاب


سینماپرس : نمایش‌های سنتی ایرانی در حاشیه نمایشگاه بین‌المللی کتاب برپا می‌شود.

به گزارش سینماپرس، طبق روال معمول در نمایشگاه کتاب تهران که از نمایش‌های محیطی میزبانی می‌کند، امسال قرعه به نام هنرمندان نمایش‌های سنتی افتاده است تا در حاشیه این نمایشگاه بین‌المللی به اجرای آثار سنتی بپردازند.

روز گذشته نیز رئیس نمایشگاه کتاب با حضور در میان مخاطبان نمایشگاه به تماشای یکی از آثار اجرا شده در فضای نمایشگاه ایستاد.

این نمایش‌ها توسط یک گروه ۱۴ نفره به رهبری سیاوش ستاری در  ۶۰ اجرا برگزار می‌شود. این گروه هر روز ۶ اجرا در فضای نمایشگاه برگزار می‌کنند که دو اجرا صبح و چهار اجرا در ساعات عصرگاهی صورت می‌گیرد.

علاقه‌مندان به تماشای نمایش‌های سنتی می‌توانند روبه‌روی شبستان، جنب تالار اردیبهشت از این آثار استقبال کنند.

تمامی آثار با موضوع کتاب و ترویج کتابخوانی طراحی و اجرا شده‌اند.

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A