هیچ می دانی فرصتی که از آن بهره نمی گیری ،آرزوی دیگران است.(جک لندن)
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷
خانه » آرشیو نویسنده: admin (صفحه ی 18)

آرشیوهای نویسنده : admin

رد گم کنی اقای وزیر در بلبشوی ناکارآمدی اقتصادی دولت



سینماپرس: وزیر ارشاد درپاسخ به پرسشی درباره اظهارات برخی از نمایندگان مبنی بر قطعی شدن فیلترینگ تلگرام، گفت: هنوز تصمیمی در این زمینه گرفته نشده است.

به گزارش سینماپرس؛ عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی صبح چهارشنبه در حاشیه جلسه هیئت وزیران در جمع خبرنگاران به بیان توضیحاتی از جلسه دیشب پیام‌رسان‌های داخلی دارای بیش از یک میلیون عضو پرداخت و گفت: این جلسه از سوی مرکز ملی فضای مجازی برگزار و من به عنوان سخنران در این جلسه حضور داشتم.

وی با تاکید بر لزوم حمایت از پیام رسان‌های داخلی افزود: در اینکه در حمایت از پیام رسان‌های داخلی اتفاقاتی بیفتد که به توسعه آنها بیانجامد، یک اجماع ملی وجود دارد. در این زمینه در شورای عالی فضای مجازی نیز این تحلیل مطرح شد که در مقطع فعلی، فضای مجازی شبیه انقلاب صنعتی یک دوره تمدنی جدیدی را آغاز کرده است و اگر بتوانیم در این دوره حضور فعال‌تری در فضای مجازی داشته باشیم، عملاً نقش بیشتری در این دوره جدید تمدنی ایفا خواهیم کرد.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خاطر نشان کرد: فضای مجازی فضایی بسیار متنوع با حوزه‌های گوناگون زیرساختی و کارکردی است که یکی از آنها پیام رسان‌های داخلی هستند.

صالحی تاکید کرد: اینکه به پیام رسان‌های داخلی کمک شود تا بتوانیم در مقطع تمدنی فعلی، فضای داخلی را توسعه دهیم یک رویکرد جدی و قابل توجه در مجموعه نظام است.

وی در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه آیا در نهایت تلگرام فیلتر می شود یا خیر، اظهار کرد: برای این موضوع یک سری مراکز تصمیم‌گیری وجود دارد که در نهایت آنها تصمیمات لازم را اتخاد می‌کنند، برگزاری جلساتی نظیر جلسه شب گذشته بیشتر با نگاه پیگیری و حمایت از پیام رسان‌های داخلی انجام می شود.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی همچنین درپاسخ به پرسشی درباره اظهارات برخی از نمایندگان مبنی بر قطعی شدن فیلترینگ تلگرام، تصریح کرد: هنوز تصمیمی در این زمینه گرفته نشده است.

صالحی درباره وضعیت بررسی لایحه سازمان جامع رسانه‌ای نیز گفت: این لایحه مجدداً در کمیسیون فرهنگی دولت مطرح و در اختیار افکار عمومی و اعضای رسانه و مطبوعات قرار گرفته است و قرار است که تا آخر فروردین در این زمینه به جمع‌بندی برسیم.

وی در پایان در پاسخ به پرسش دیگری درباره طرح اینترنت بدون فیلتر برای خبرنگاران گفت: این پیشنهاد در جلساتی که خبرنگاران با وزارتخانه‌های ارشاد و ارتباطات داشتند، مطرح و از سوی این دو وزارتخانه مورد استقبال قرار گرفت.

نوید محمدزاده: فرصتی برای داوری ندارم و داور نیستم!


سینماپرس: پس از اعلام نام نوید محمدزاده به عنوان داور جشنواره جهانی فیلم فجر، محمدزاده از این اتفاق اظهار بی‌اطلاعی کرد و گفت از دیدن نامم به عنوان داور جشنواره جهانی تعجب کردم!

به گزارش سینماپرس، در نشست خبری دبیر جشنواره جهانی فیلم فجر، نوید محمدزاده بعنوان داور بخش فیلم‌های اول اعلام شد. بعد از ساعاتی از انتشار این خبر نوید محمدزاده در صفحه اینستاگرامش اعلام کرد که از انتخاب برای داوری جشنواره فجر اطلاعی نداشته و به دلیل شرایط کاری فرصتی برای انجام آن ندارد.

نوید محمدزاده داوری جشنواره فجر را نپذیرفت

در توصیف آوینی برای مخاطبان غربی از واژه "نابغه" استفاده می‌کنم/ او واقعیت‌های میدان جنگ را بسیار ساده ولی با عمق زیاد به مردم منتقل کرد



سینماپرس: اسکات پیترسون گفت: توانایی‌های او در روایت داستان بود، علی‌الخصوص تمرکز منحصربه‌فردش بر یک موضوع ساده و روایت آن برای اینکه بتواند یک مفهوم بالاتری را به مخاطب ارائه کند؛ این کاری بود که او تقریبا همیشه انجام می‌داد.

سال‌ها در حوزه خاورمیانه تحقیق و بررسی کرده و فراتر از مرزهای جغرافیایی و توانمندی‌های نظامی، فرهنگ و ارزش‌های بومی را می‌شناسد؛ شاید همین هم موجب شده کتاب جدیدش درباره ایران یکی از منابعی باشد که به «سیاستگذاران در واشنگتن» توصیه شده است.

 

اسکات پیترسون، خبرنگار نام‌آشنایی در ایران است؛ چندی پیش بود که گفت عکس شهید آوینی و حاج بخشی را به دیوار اتاق کارش نصب کرده است؛ آن هم در حالی که سید شهدای اهل قلم، هنوز برای نسل نوجوان و جوان ما چندان شناخته‌شده نیست. سید را آنقدر خوب می‌شناسد که در روز شهادت با توییتی از او یاد کرد؛ همین هم بهانه‌ای شد تا در گفت‌وگویی از او، که همه فیلم‌های شهید آوینی را دیده، بخواهیم برایمان از «سید مرتضی» بگوید؛ کسی که هنوز در میان ما غریب است اما برای خبرنگار زبده آمریکایی «نابغه‌ای» است که توانست با زبانی ساده و افکاری پیچیده، جنگ را به‌درستی برای مردم به تصویر بکشد.

  پیشتر گفته بودید با یک موسسه آمریکایی که درباره جنگ ایران و عراق پژوهش می‌کند همکاری می‌کردید و وظیفه شما کار کردن روی فیلم‌های روایت فتح بوده، لطفا درباره این موسسه توضیح دهید.

 

من خیلی درگیر کار موسسه نبودم. بیشتر علاقه‌مند بودم که بدانم نظام ایران چگونه اتفاقات جنگ ایران و عراق را روایت می‌کند و به آن شکل می‌دهد. فهمیدن سیاست مدرن ایران بسیار اهمیت دارد، علی‌الخصوص برای تفهیم عمق اظهارات مسئولان نظام ایران. در همین راستا من با مرتضی آوینی و مجموعه روایت فتح نیز آشنا شدم و به واسطه چند نفر از مترجم‌هایی که داشتم سی‌دی‌های برنامه روایت فتح را تهیه کردم.   برای ترجمه این سی‌دی‌ها از افرادی استفاده کردم که در جریان محتوای آنها بودند؛ افرادی که پدران‌شان در جنگ حضور داشتند و حتی خودشان آدم‌های معتقدی بودند، به همین خاطر علاوه‌بر اینکه توانستیم بخشی از این سی‌دی‌ها را ترجمه کنیم، بعضی از واژه‌ها و اصطلاحات فیلم را نیز تفسیر کردیم. همچنین با بعضی افرادی که در این فیلم‌ها حضور داشتند مصاحبه، گفت‌وگو و دیدار کردیم. یکی از افراد بسیار تاثیرگذار حاج‌بخشی بود. با برخی  تصویربرداران روایت فتح نیز گفت‌وگو کردم، حتی بسیاری از کارگردان‌ها، فیلمبردارها و اهالی هنر در ایران و خیلی از آنها به من گفتند که از مرتضی آوینی و تکنیک‌هایی که او در کارش استفاده می‌کرده، تاثیر زیادی گرفته‌اند. توانایی‌های او در روایت داستان بود، علی‌الخصوص تمرکز منحصربه‌فردش بر یک موضوع ساده و روایت آن برای اینکه بتواند یک مفهوم بالاتری را به مخاطب ارائه کند؛ این کاری بود که او تقریبا همیشه انجام می‌داد.

 

  بعضا گفته می‌شود تکنیکی که آوینی در روایت فتح استفاده می‌کرد در دنیا منحصربه‌فرد و چیزی بود که مختص به خودش بود.

 

اعتقاد من هم این است، روشی که او در کار استفاده می‌کرد منحصر به خودش بود. اگر شما در ایران از هر فیلمساز مبتدی یا حرفه‌ای‌ای بپرسید می‌گویند  با آثار و روش آوینی آشنا هستند. آوینی خودش فیلمنامه را می‌نوشت و عمده کار تولید را نیز خودش انجام می‌داد و این تصویربرداری و تولید در پشت خط مقدم صورت نمی‌گرفت، بلکه در وسط میدان جنگ کار تولید می‌شد.    اگر در قسمت‌های اولیه روایت فتح دقت کنید در تیتراژ برنامه خواهید دید  از افراد زیادی- از فیلمبردار گرفته تا عوامل- با نام‌ شهید آورده شده است. بنابراین علاوه‌بر اینکه کار بسیار خطرناک بود نوآوری زیادی در آن وجود داشت. همه کسانی که آوینی با آنها کار می‌کرد  همّ و غم خود را بر این گذاشته بودند که روایت ایدئولوژیک و معنای واقعی جنگ را آن‌طور که باور داشتند، به مردم منتقل ‌کنند و به خانه آنان بیاورند. مرتضی آوینی مغز متفکری بود که داده‌ها، تصاویر، روایتگری و… را به‌گونه‌ای به هم متصل می‌کرد که خروجی کار شامل لایه‌های متعددی باشد. برنامه روایت فتح در ظاهر امر بسیار ساده به نظر می‌رسد؛ تنها یک دوربین وجود دارد و در مقابل دوربین برای مثال یک کشاورز ایستاده و صحبت می‌کند. به نظر می‌رسد هیچ پیش‌تولید سنگین یا تجهیزات و ادوات زیادی در تولید و در فیلم نیست و همین سادگی باعث شده بود مردم با تصاویری که به صورت مستقیم از خط مقدم جبهه تولید می‌شد ارتباط برقرار کنند و تاثیر بگیرند.

 

  بلافاصله بعد از انقلاب و در زمان تهاجم عراق به ایران، در حالی‌که شاید هیچ‌کس آمادگی تصمیم برای کار رسانه‌ای و فرهنگی نداشت، مرتضی آوینی مانند یک قهرمان به صحنه آمد و توانست به سبکی جدید و با شجاعتی مثال‌زدنی آنچه را مردم باید از جنگ و مفهوم آن بدانند به آنها ارائه دهد.

 

دقیقا همین‌طور است. وقتی با دوستانم به‌خصوص مخاطبان غربی صحبت می‌کنم برای توصیف مرتضی آوینی از واژه نابغه استفاده می‌کنم.   می‌خواهم برایتان مثالی بزنم که اتفاقا برای آن یک مطلب نیز نوشته‌ام. این مطلب درباره اپیزودی از کار روایت فتح با عنوان «دلباخته» است. گروه روایت فتح طی عملیات کربلا به سراغ سربازی مسن می‌رود که در یک کانال در حال استراحت است. در این عملیات قرار بود مهران آزاد شود، نحوه بیان این سرباز مسن که یک کشاورز ساده بود و چگونگی توصیف شرایط در خط مقدم و ارتباط دادن او با داستان کربلا و امام حسین(ع) و بیان او درباره اینکه چطور واقعه عاشورا و امام حسین(ع) به آنها انگیزه حضور در میدان جنگ و جانفشانی داده است بسیار ساده و دلنشین است. این چیزی است که آوینی توانست به‌خوبی ورای فضای جنگی، اعتقادات مذهبی را نیز این‌گونه به خانه مردم بیاورد. کار آوینی متفاوت بود، همان‌طور که خودش می‌گفت بسیاری از کارها که ساخته می‌شد بیش از اندازه درگیر متن و حاشیه‌های تولید می‌شد و برای همین باورپذیری آن کم بود. او واقعیت‌های میدان جنگ را بسیار ساده ولی با عمق زیاد به مردم منتقل می‌کرد. آوینی با استفاده از فضای جنگ باورهای دینی را به صورت ملموس بیان می‌کرد و این کار را بسیار تاثیرگذار انجام می‌داد. به‌طوری این کار را انجام می‌داد که برای همه قابل فهم بود و چیزی از جذابیت آن برای متخصصان و اهل فن کم نمی‌کرد.

 

 آوینی سراغ سربازان می‌رفت؛ نیازی نمی‌دید که کار را بر اساس گفتار و تفسیرهای فرماندهان یا مبلغان و روحانیون بسازد و مستقیم سراغ سربازانی می‌رفت که در کانال‌ها و سنگرها بودند و عموما آنهایی که به صورت بسیجی و داوطلبانه به جنگ آمده بودند. آوینی توانسته بود علاوه‌بر فضای جنگ، ایدئولوژی‌ای را که باعث شده بود پیر و جوان داوطلب حضور در میدان جنگ باشند به مردم منتقل کند. چیزی که در طرف دیگر میدان جنگ عراقی‌ها هرگز چیزی شبیه به آن را نداشتند.

 

شاید اگر از سربازانی که برای صدام می‌جنگیدند سوال می‌کردید هیچ‌کسی پیدا نمی‌شد بگوید که ما برای خدا می‌جنگیم. آیت‌ا… خمینی(ره) جمله جالبی دارد که می‌گوید رادیو و تلویزیون ابزاری بسیار قدرتمند هستند و آنها در تربیت جامعه و مردم از مدرسه و دانشگاه هم اهمیت بیشتری دارند. این دقیقا چیزی بود که آوینی به آن اعتقاد داشت. آوینی فردی متفکر و با تفکراتی عمیق بود ولی می‌دانست که روایتش- روایتی که از جنگ می‌کند- باید صادق و باورپذیر باشد. شما برای اینکه بتوانید مفهومی عمیق را با زبان ساده بیان کنید باید دانش عمیق و ذهن پیچیده‌ای داشته باشید. پیکاسو قبل از اینکه- به اعتقاد برخی- طرح‌های ناموزون و عجیب و غریب را خلق کند می‌توانست به صورت عالی نقاشی‌های پرتره را خلق کند. ابراهیم حاتمی‌کیا یکی از افرادی بود که از نزدیک با مرتضی آوینی کار کرده بود؛ او نیز کارگردان فوق‌العاده‌ای است، آخرین بار فیلمی که از او دیدم درباره مصطفی چمران ساخته شده بود که فیلم بسیار خوبی بود. درباره فیلم «به وقت شام» نیز تعریف‌های زیادی شنیده‌ام.

 

  به نظر می‌رسد حاتمی‌کیا راه آوینی را این بار با قدم گذاشتن در عرصه موضوعات بین‌المللی ادامه می‌دهد.

 

این روند طبیعی است که فیلمسازان و هنرمندان ایرانی در آینده طی خواهند کرد؛ افراد متعددی از عکاسان و مستندسازان ایرانی را می‌شناسم که کارهای خیلی خوبی در سوریه و عراق انجام داده‌اند.

 

  در جایی من خوانده‌ام که شما تصویری از شهید آوینی را در اتاق خود نصب کرده‌اید. به علاوه دو تصویر دیگر نیز در روی دیوار اتاق شما وجود دارد؛ یکی تصویر حاج بخشی و دیگری تصویری از سه‌راه مرگ در نزدیکی خرمشهر. چه چیزی باعث شد که شما این تصاویر را در اتاق‌تان نصب کنید؟

 

زمانی که در حال نوشتن کتابم بودم از این تصاویر برای یادآوری روایت‌شان استفاده می‌کردم. این تصاویر نمادهایی از اتفاقاتی بود که در زمان جنگ افتاد.

 

اگر بخواهید خیلی کوتاه مرتضی آوینی را معرفی کنید چه می‌گویید؟

 

آوینی یکی از اصلی‌ترین افرادی بود که روایت جنگ ایران و عراق را تعریف کرد و به آن شکل داد و این اقدام توانست تاثیر زیادی بر سیاست و فرهنگ ایران امروز بگذارد. این کار او باعث شد سیاستگذاری‌های امروز ایران، از کار او متاثر شود.   چند ماه پیش در ماه نوامبر در مراسم پیاده‌روی اربعین من در نجف و کربلا بودم. در آنجا با دو جوان حدودا ۲۰ ساله‌ ایرانی برخورد کردم که ظاهری مدرن و امروزی داشتند و یکی از آنها خودکاری در دست داشت که عکس مرتضی آوینی روی آن حک شده بود و برایم جالب بود که آوینی هنوز با مخاطب خود ارتباط دارد و هنوز زنده است.

*فرهیختگان

راهیابی «مثل بچه آدم» به بخش مسابقه سینه‎فونداسیون جشنواره کن



سینماپرس: فیلم کوتاه «مثل بچه آدم» به ساخته آرین وزیردفتری به بخش سینه‌فونداسیون هفتاد و یکمین جشنواره فیلم کن فرانسه راه یافت.

به گزارش سینماپرس، فیلم کوتاه «مثل بچه آدم» به کارگردانی آرین وزیردفتری و تهیه‌کنندگی مجید برزگر در زمان بیست دقیقه‌ای، ششمین فیلم کوتاه وزیردفتری و محصول انجمن سینمای جوانان ایران است. مجید برزگر تهیه‌کنندگی آن را بر عهده داشته و شادی کرم‌رودی، نگار عابدی و یزدان کوکبی‌صبا در آن ایفای نقش می‌کنند.

بخش سینه‌فونداسیون از بخش‌های اصلی جشنواره کن است که از سال ۱۹۹۸ راه‌اندازی شده. این بخش یکی از بخش‌های رسمی (Official Selection) و رقابتی جشنواره است و فیلم‌های این بخش توسط هیات داوران بخش فیلم‌های کوتاه مورد قضاوت قرار می‌گیرند. به نقل از وب‌سایت جشنواره کن هر ساله بیش از ۲۴۰۰ دانش‌آموخته سینما از سراسر جهان آثار خود را در این بخش ثبت‌نام می‌کنند که بین ۱۵ تا ۲۰ فیلم کمتر از ۶۰ دقیقه برای رقابت در آن انتخاب می‌شوند. «مثل بچه آدم» به نمایندگی از دانشکده سینما-تئاتر دانشگاه هنر تهران تنها نماینده امسال ایران در این بخش است.

 «هنوز نه…» فیلم کوتاه قبلی این کارگردان و تهیه‌کننده نیز موفقیت‌های ملی و بین‌المللی مختلفی نظیر جایزه بزرگ جشنواره فیلم کوتاه پوسان کره جنوبی، سیمرغ بهترین فیلم کوتاه آسیایی از جشنواره جهانی فیلم فجر، نشان شایستگی جشن مستقل فیلم کوتاه برای بهترین فیلم با نگاه تجربی، جایزه بزرگ بخش مسابقه بین‌الملل و جایزه هنروتجربه از جشنواره فیلم کوتاه تهران را کسب کرده بود.

در خلاصه داستان این فیلم آمده است: سارا ــ ۲۲ساله ــ پرستارِ خانگی متین، پسربچه‌ای ۵ ساله است. در یکی از روزهای کاری‌اش، متین برای او داستانی تعریف می‌کند و سارا تصمیم به دزدی از خانه آن‌ها می‌گیرد.

عوامل این فیلم کوتاه عبارتند از نویسنده و کارگردان: آرین وزیردفتری، مدیر فیلمبرداری: سینا کرمانی‌زاده، تدوینگر: پویان شعله‌ور، طراح صحنه و لباس: منیر رضی‌زاده، صدابردار: وحید رضویان، طراحی و ترکیب صدا: زهره علی‌اکبری، آهنگساز: میلاد موحدی، طراح چهره‌پردازی: نجمه لشگری، دستیار کارگردان و برنامه‌ریز: شروینه دیدنده، مدیر تولید: سمیرا قربان‌نژاد، منشی صحنه: نرگس محبی آشتیانی، عکاس: شاهین دانشفر، اصلاح رنگ و نور: سینا کرمانی‌زاده، مدیر تدارکات: فرهاد صدری، بازیگران: شادی کرم‌رودی، یزدان کوکبی صبا و با حضور نگار عابدی، تهیه‌کننده: مجید برزگر، محصول انجمن سینمای جوانان ایران.

هفتاد و یکمین دوره جشنواره کن از ۸ تا ۱۸ می برابر با ۱۸ تا ۲۸ اردیبهشت ماه ۱۳۹۷ در شهر کن فرانسه برگزار می‌شود.

حضور «تاریکی» در بخش مسابقه فیلم کوتاه جشنواره کن



سینماپرس: «تاریکی» به کارگردانی سعید جعفریان و تهیه‌کنندگی رامبد جوان در بخش مسابقه فیلم کوتاه جشنواره کن حضور خواهد داشت.

به گزارش سینماپرس، فیلم کوتاه «تاریکی» به کارگردانی سعید جعفریان و تهیه‌کنندگی رامبد جوان به بخش مسابقه فیلم کوتاه جشنواره کن ۲۰۱۸ راه یافت. بخش مسابقه فیلم کوتاه جشنواره کن جزو بخش‌های اصلی رقابتی جشنواره به شمار می‌رود که همانند بخش مسابقه اصلی جشنواره فیلم برگزیده آن نخل طلای جشنواره را دریافت می‌کند. در این دوره جشنواره نزدیک به ۲۰۰ فیلم کوتاه از ایران متقاضی شرکت در این بخش بودند که در نهایت فیلم کوتاه «تاریکی» به عنوان نامزد نخل طلای فیلم کوتاه در آن حضور خواهد داشت.

در خلاصه داستان این فیلم کوتاه آمده: سامان غیبش زده و صبا پا به تاریکی می‌گذارد.

این نخستین حضور بین‌المللی «تاریکی» خواهد بود و طبق اعلام رسمی جشنواره برتران بونلو، کارگردان فرانسوی به عنوان رییس هیات داوران بخش فیلم‌های کوتاه و سینه فونداسیون هفتاد و یکمین دوره جشنواره فیلم کن داوران این دوره این دو بخش را رهبری خواهد کرد.

دیگر عوامل فیلم کوتاه «تاریکی» عبارتند از: کارگردان: سعید جعفریان، تهیه‌کننده: رامبد جوان، فیلم‌نامه: فاطمه عبدلی و سعید جعفریان، مدیر فیلم‌برداری: مسعود امینی تیرانی، بازیگران: مهسا علافر و بانیپال شومون، طراح صحنه و لباس: فاطمه عبدلی، تدوین: عماد خدابخش، مدیر تولید: امیر جمشیدی، دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز: حسن کلاهی، دستیار کارگردان: طاها قدسی، طراحی و ترکیب صدا: حسین قورچیان، صدابردار: مهران بهروزی‌نیا، گریم: پدرام زرگر، اصلاح رنگ و نور: محسن خیرآبادی، طراح نشان‌نوشته و پوستر: بهزاد متبحری، عکاس: علی بیات.

هفتاد و یکمین دوره جشنواره کن از ۸ تا ۱۸ می برابر با ۱۸ تا ۲۸ اردیبهشت ماه ۱۳۹۷ در شهر کن فرانسه برگزار می‌شود.

پخش سریال رادیویی «خانه شمعدانی» از رادیو نمایش



سینماپرس: نمایش رادیویی «خانه شمعدانی» به کارگردانی حمید منوچهری روز ۲۳ فروردین از رادیو نمایش پخش می شود.

به گزارش سینماپرس، نمایش رادیویی «خانه شمعدانی» را علی جولایی نوشته و داستان آن درباره زوج جوانی است که ارثیه ای به آنها می رسد اما از آن ارث استفاده درستی نمی کنند و …

در این نمایش رادیویی هنرمندانی چون امیر منوچهری، مریم جلینی، مهدی نمینی مقدم و سعیده فرضی به ایفای نقش می پردازند.

این سریال رادیویی به صدابرداری علی حاجی نوروزی و افکت نرگس موسی پور، ساعت ۲۱ روز پنجشنبه ۲۳ فروردین از رادیو نمایش پخش می شود.

هنرمندان انقلابی باید درصدد افزایش تخصص‌های هنری‌شان باشند



سینماپرس: «محمدرضا دوست محمدی» طراح گرافیک، تصویرساز و کارتونیست دیدگاه خود را درباره رسالت هنرمند در جامعه و نسبتش با انقلاب بیان کرد.

به گزارش سینماپرس، محمدرضا دوست محمدی که به عنوان نامزد چهره سال هنر انقلاب معرفی شده است درباره لزوم معرفی چهره سال هنر انقلاب در گفتگو با یک خبرگزاری عنوان کرد: فکر می‌کنم معرفی چهره سال هنر انقلاب بیشتر جنبه تشویقی و تبلیغی دارد و جنبه انگیزشی این موضوع بیشتر برای نسل جدید است چون اگر امثال من بخواهیم منتظر چنین اتفاقاتی باشیم و در ذهن دغدغه این را داشته باشیم که سال بعد باید منِ نوعی معرفی شوم، قافیه را باخته‌ایم و به نظرم مجموع این افکار، حاشیه ای است و نباید درگیر آن شویم.

وی با بیان اینکه اعلام چهره سال هنر انقلاب در هفته هنر انقلاب بجا است، تاکید کرد: به نظر من معرفی چهره سال هنر انقلاب از نظر تبلیغی اهمیت دارد و اینکه هنرمندان بدانند مسئولان به آنها توجه می کنند، خوب است و به طور کلی با آن موافقم.

دوست محمدی با اشاره به اهمیت اینکه هنرمند باید وظایف خود را بشناسد و درصدد انجام آنها باشد، بیان کرد: هنرمند باید وظیفه خود بداند به مسایل روز جامعه خود بپردازد و دغدغه آنها را داشته باشد و در این مسیر مهم نیست اثرش دیده شود یا نشود و تشویق شود یا نشود. هنرمند نباید توقع تشویق و دیده‌شدن داشته باشد چون در این صورت بازنده است.

وی در پاسخ به اینکه وظیفه یک هنرمند انقلابی در زمان حاضر چیست گفت: هنرمندان انقلابی باید درصدد افزایش تخصص‌های هنری‌شان باشند و با حرف، ادعا و شعار نمی توان کار کرد و این تخصص ها باید به روز باشند همچنین هنرمند انقلابی باید فعال و پُرکار باشد و خموده و افسرده نباشد.

نامزد چهره سال هنر انقلاب ادامه داد: از طرف دیگر هنرمند انقلابی باید جامعه را بشناسد و مسایل را کلیشه ای نبیند برای مثال اگر بحث مبارزه با استکبار مطرح می شود باید معنی آن را متوجه شود و آن را در شعارها خلاصه نکند و مصادیق اجتماعی آن را بشناسد.

دوست محمدی توضیح داد: من فکر می کنم هنرمندی که به فکر مردم و جامعه اش است و دغدغه رفع معضلات و آسیب های اجتماعی دارد، هنرمندی انقلابی است نه آن هنرمندی که صرفا در عرف جامعه و ذهن مردم ظاهر انقلابی دارد. با اینکه ظاهر انقلابی هم شرط است، اما گاهی اوقات ظواهر بیشتر پررنگ و باقی موارد مغفول واقع می شود.

وی در پایان گفت: هنرمند انقلابی باید فارغ از جناح بندی و مسایل سیاسی حرف خوب را از هر طرف بشنود و حرف بد را از هر جناحی مورد نقد قرار دهد. اگر هنرمندی بتواند این موارد را رعایت کند، به نظر من یک هنرمند انقلابی و ایران دوست است.

چهره سال هنر انقلاب اسلامی در پایان هفته هنر انقلاب توسط حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی معرفی می شود. حمید حسام، محمدرضا دوست محمدی، حسن روح‌الامین، محمد حسین مهدویان و مهدی نقویان نامزدهای امسال هستند.

کنایه خواننده پاپ به "سلبریتی‌های پشیمان"


سینماپرس: سیروان خسروی در پست اینستاگرامی خود نوشت: نباید از سلبریتی‌های بی‌سواد انتظاری بیش از این داشت.

به گزارش سینماپرس، سیروان خسروی خواننده پاپ در صفحه اینستاگرام خود نوشت:

هم از توبره، هم از آخور!

مشمئزکننده تر از وضعیت اسفناک کشور، پست های انتقادی سلبریتی هایی هستش که پارسال همین موقع در حال یارگیری بنفش بودن، قبل تر هم مشغول یارگیری سبز و امروز هم که منتقدند و فردا هم حامی رنگ مد روز و باب میل اکثریت خواهند بود.

وقتی سلبریتی هایی که بیشترشون حتی در زمینه شغلی خودشون بی سواد هستند، الگو می شن، انتظاری بیش از این نباید داشت.

فیلم/ ویدیویی از پشت صحنه «فراری»



سینماپرس: در حالی که فیلم «فراری» علیرضا داوودنژاد همچنان در قعر جدول فروش قرار دارد، ویدیویی از پشت صحنه این فیلم منتشر شد.

به گزارش سینماپرس، در خلاصه داستان«فراری» آمده است: گلنار (ترلان پروانه) در پی یافتن یک ماشین فراری قرمز به تهران می آید تا شاید به آرزوهای خود برسد. نادر (محسن تنابنده) با آگاهی از موقعیت گلنار تلاش می کند او را به واقعیت های زندگی برگرداند اما…

اِنحَصَرَ، یَنحَصِرُ، انحصار


سینماپرس: در فیلم گفته می شود هر چیزی که مرتضی را به یاد گذشته اش می انداخت او را عصبانی می کرد و بعد ترکشِ این عصبانیت به کسی برخورد می کرد! این ادعاهای بدونِ سند واقعا در جهتِ شناساندنِ آوینی به نسل جوان و از سرِ خیرخواهی است!؟ متاسفانه تصویرِ ارائه شده از آقامرتضی در دورانِ جنگ در «انحصار ورثه» تصویر ناقص و مخدوشی است.

از حاج اصغرِ بختیاری خبردار شده بودم که پسرِ آقامرتضی شعبانی هم دارد یک فیلمِ مستند درباره زندگیِ آقامرتضی کار می کند. تا اینکه چند وقت بعد مهدی جانِ مطهر گفت که علی شعبانی شماره ام را می خواهد. زنگ زد و راجع به کار توضیح داد. و اینکه بعضی عکس های قبلِ انقلابِ آقامرتضی را فقط در کتابی که من کار کرده بودم دیده است … عکس ها را می خواست. گفتم که خودم هم چند سال است مشغولِ یک کارِ مستند درباره ی زندگیِ آقامرتضی هستم و از دادنِ عکس ها معذورم. چند دقیقه ای گپ زدیم و دعوت کرد که بروم دفترش و کار را ببینم. نسخه ی چهارمِ بازبینی را توی خانه مستند دیده بودم … بعدا عکس ها را از همان کتاب در آورده بود و توی فیلم گذاشته بود. اولین اکران در جشنواره حقیقت بود. توی تلگرام پیام دعوت داد. سینما چهارسو. رفتم. گذشت تا همین ماهِ پیش که در حوزه هنری جلسه ی نقدِ « انحصار ورثه » برگزار شد. به بهانه ی آن جلسه یک بار دیگر فیلم را دیدم و نکاتی که توی ذهنم بود را نوشتم و منظم کردم. این متن، از آنجا می آید. گفتم شاید بد نباشد بماند برای تاریخ …

محمدعلی شعبانی

محمدعلی شعبانی

محتوای فیلم در سه بخشِ کلی قابلِ نقد است:

·اول : قبلِ انقلاب + تحول

اولین اشتباه آن است که می گوید « کامران » اسم مستعارِ آقامرتضی بوده است قبلِ انقلاب. اینجور نیست. آقامرتضی بچه ی اولِ یک خانواده ی پنج فرزندی است که همه ی بچه ها به غیر از یک نفرشان دو اسمی هستند. مرتضی با نامِ دومِ کامران، مصطفی با نامِ دومِ مسعود، محمد با نامِ دوم سعید، و خدیجه سادات با نامِ دومِ میترا. فقط مهران است که همان مهران است. و این در خیلی خانواده ها هنوز هم رسم است. لزوما دلیل و فلسفه ی خاصی هم ندارد. همینجوری یک اسمِ شناسنامه ای می گذارند و با یک اسمِ دیگر صدا می کنند. وقتی می گوییم اسمِ مستعار مثلا آدم یادِ معصومه ای می افتد که بعدا به دلایلی اسمِ خودش را می گذارد مسیح. درباره ی آقامرتضی اینطور نبوده است …

نکته ی دیگر اینکه کیومرث پوراحمد در فیلم می گوید آقامرتضی یک دوره ی بی بند و باری داشته است. عبارتِ « بی بند و بار » خیلی چیزهای منفی ای را به ذهن متبادر می کند که واقعا درباره ی کامران صدق نمی کند. مریمِ امینی، سهیلِ نصیری و کسانِ دیگری هنوز هستند که کامرانِ دهه ی چهل و پنجاه را از نزدیک لمس کرده اند و آنها اینطور نقل می کنند که آوینی یک جوانِ عیاش و بی بند و بار نبوده است. درست است که خیلی حزب اللهی و مذهبی به معنای مرسوم نبوده، سیگار و بالاتر از آن را می کشیده، با غزاله نامی دوست بوده و … اما در کنارِ آنها باید گفت که در همان دوران اُنسِ عجیبی با قرآن و مثنوی داشته، حلقه ی دوستانی داشته که برای آنها از فلسفه و عرفان می گفته، و اهلِ فساد و فحشا به معنای مرسومِ آن نبوده است. کامران یک جوانِ نخبه از لحاظِ فکری و ادبی و هنری بوده که در دوره ای گرفتارِ نیهیلیسمِ فلسفی می شود و تا مرزِ خودکُشی پیش می رود. و دقیقا به همین خاطر است که با یافتنِ امام خمینی، انگار دوباره زنده می شود. درباره ی سیگار و کشیدنی جات هم درکِ این نکته خیلی مهم است که در آن دوره ی تاریخی، کشیدنِ سیگار و حتی کمی هشیش و هروئین در دانشکده ی هنرهای زیبا و بینِ بچه های کافه ی تهران پالاس و … آنقدرها هم اتفاقِ غریبی نبوده است. اما ترکِ همه ی اینها بر پایه ی اعتقاد، چرا … خیلی عجیب و مهم.

اینکه کسی مثلِ آقای پوراحمد ـ که کامرانِ قبل از انقلاب را حتی یک بار هم ندیده است ـ درباره ی آن دوران تحلیلی داشته باشد هیچ اشکالی ندارد، اما اگر اطلاعات دقیق نباشد مثل همین مورد می شود که مثلا  می گوید کامران مدتی در آمریکا زندگی میکرده است. اینطور نبوده. دو برادر دیگر یعنی مصطفی و محمد در آمریکا بوده اند. و عمویشان حسین. کامران تنها یک بار و آن هم بعد از ازدواج با مریم امینی به همراه خانواده ی خودش یک سفرِ یکی دو ماهه به آمریکا می رود و بر میگردد. همین.

اشتباهاتِ مشابه درباره ی دوره ی قبلِ انقلاب باز هم وجود دارد. اردلان ابراهیمی که دوستِ دوره ی نوجوانیِ کامران در کرمان است و بعد از بازگشتِ کامران و خانواده به تهران در دوره ی متوسطه ارتباطش با او قطع می شود و چند سالِ بعد فقط یک سفرِ کوتاه به تهران دارد، دوره ی جوانی کامران را تحلیل می کند و بدون هیچ اطلاعِ مشخصی حدس می زند که احتمالا به خاطر عشق و عاشقی های مرسوم افسرده شده بوده است (البته این بخش در بعضی نسخه های فیلم حذف شده! ) . امیدِ روحانی با اینکه خودش تأکید می کند که تقریبا از سال ۵۲ به بعد دیگر کامران را ندیده، راجع به کیفیتِ تحولِ او در سال ۵۷ و ۵۸ صحبت می کند و انگار اصلا خبر ندارد که تحولِ آوینی با جذبه ی معنوی امام خمینی اتفاق می افتد. و از همه بدتر صادقِ زیباکلام است که بدونِ هیچگونه آشناییِ قبلی و بعدی با آوینی درباره ی تحولاتِ درونی او داستان سرایی می کند. آن « اژدها وارد می شود » بود که سرِکاری بود، این که سرِکاری نیست استاد …

·دوم : از ابتدای انقلاب تا انتهای جنگ

یک مطلب اینکه ما قرار است با فیلمی مستند مواجه باشیم. علی شعبانی خودش نامه ای نوشته برای مسعود بهنود ـ بعد از آن قصه ی شبِ چند دقیقه ایِ بهنود درباره آوینی در مجموعه ی شب بخیر کوچولو بود یا چی … ـ و در آن گفته « من واقعیت را با خیال ترکیب نمی کنم؛ رنگ و لعاب هم نمی دهم! » . اما اینجا در بحث شباهت دادنِ کار روایت فتح با مستندهای فروغ فرخزاد و القاء اینکه آوینی این سبک را از فروغ گرفته، دقیقا این اتفاق افتاده است. چرا که هیچ دلیل مشخصی برای این ادعا وجود ندارد و صرفا یک فرضیه و حدسِ احساسی با قاطعیت بیان شده است. علی آقا خودش هم خوب می داند آن فیلم هایی که از منبر و علم و دستِ حضرت عباس گرفته شده است را فیلمبردارانِ روایت گرفته اند و نه خودِ آقامرتضی! بعد هم آقامرتضی در طول حیاتش در چند مصاحبه و مقاله طریقه ی رسیدن به سبکِ مستندسازیِ روایت فتح را توضیح داده و در هیچ جا صحبت از تأثیر پذیرفتن از فروغ یا کسِ دیگری نیست … به نظرم کمی که نه، خیلی خیال پردازی شده است.

مسعود بهنود

مسعود بهنود

مطلبِ دیگر این است که آوینیِ دورانِ جنگ، آوینیِ متعصبی نمایش داده شده است. خب این باید مورد به مورد بررسی شود. مثلا در جایی صحبت های آوینی درباره ی موسیقی در جلساتِ نمازخانه روایت فتح پخش می شود که فرضا ایران ایرانِ رضا رویگری را هم غنا می داند. خب، قبول، این را آوینی گفته است. حالا کاری هم نداریم که در جلسه ای خصوصی گفته و حرفِ عمومی اش نبوده. بالاخره گفته. حتی من به این، بخشِ دیگری را هم اضافه می کنم که در فیلم نبود. در همان جلسات آوینی می گوید که سبکِ قرائتِ قاریانِ مصری را هم قبول ندارد و حرفش این است که نباید قرآن در دستگاه تلاوت شود و باید قرآن را ناظر به محتوای آن تلاوت کرد. اینها همه به جای خود. اما نکته ی مهم اینجاست که آوینی یک عامیِ جاهل نیست که بخواهد از روی تعصب و نافهمی با یک مقوله ی هنری مخالفت کند. او کسی است که فلسفه ی هنر می داند، خودش نوازنده و اهلِ موسیقی بوده و تحصیلاتِ هنریِ آکادمیک دارد، و اگر نظری درباره اشتباه یا درست بودنِ روش و مسیری در موسیقی و هنر دارد، از سرِ فکر است و نه تعصبِ خشک. من اصلا کاری به درست یا غلط بودنِ تفکرِ آوینی در آن دوران درباره ی این مصادیقِ خاص ندارم، اما از کسی که ادعا می کند فیلمش قداستِ آوینی را بیشتر کرده و ادعا می کند فیلم را برای شناختِ دهه هفتادی ها نسبت به آقامرتضی ساخته و ادعا می کند که می خواستم ضربه ای به آوینی نزنم و از همه مهم تر ادعا می کند گفتنِ تنها بخشی از حقیقت خودش دروغ است، پذیرفته نیست که بر روی دو سه دقیقه صدا از آقامرتضی اینقدر مانور بدهد، اما در کنارش نگوید که همین آقامرتضی و در همین دورانِ جنگ مقالات کتابِ توسعه و تمدن غرب را نوشته، در دانشگاه هنر تمثیل شناسی تدریس کرده، مقالات کتابِ متفاوتِ آینه جادو را تنظیم کرده، مجموعه روایت فتح را با سبکی جدید و منحصر به فرد هدایت و تدوین کرده، برای آن موسیقیِ متنی خاص ساخته و متنِ لطیف و عجیبش را نوشته و خوانده و … و متأسفانه بیشترین چیزی که در فیلم دیده می شود همان دو سه دقیقه صداست و نه اینها! اگر اینطور باشد می شود امام خمینی و علامه جعفری و علامه طباطبایی و آیت الله بهجت را هم، یک بخش از صحبت های لهجه دارِ عامیانه شان پخش کرد و بدون توجه به همه ی کتاب ها و آثار و اقوالِ دیگرشان آنها را فردی ساده و عامی معرفی کرد … اما واقعا این هم نوعی خیانت به تاریخ و آن فرد نیست!؟

یا مثلا اینکه می گوید آقامرتضی علی طالبی را به خاطر کار در سینمای قبل انقلاب مجرم می دانست. کدام سندِ تاریخی برای این ادعا وجود دارد!؟ خب خود آقامرتضی مثلِ علی. چطور فقط علی مجرم بود و خودش مجرم نبود!؟ علی طالبی هم بعد از انقلاب متحول شده بود. وگرنه چه دلیلی داشت که به حج برود و بعد از برگشت با آقامرتضی و سیدمحمد جعفری بروند در خط مقدمِ عملیات طریق القدس و در دهلاویه شهید شود!؟ آقامرتضی چنین فردی که از جانش گذشته را مجرم می داند و با او به جبهه هم می رود!؟ بله آقامرتضی در متن هایش هم هست که فکر نمی کرده علی شهید شود، ولی معنایش این نیست که از علی بدش بیاید یا او را مجرم بداند …

در فیلم گفته می شود هر چیزی که مرتضی را به یاد گذشته اش می انداخت او را عصبانی می کرد و بعد ترکشِ این عصبانیت به کسی برخورد می کرد! این ادعاهای بدونِ سند واقعا در جهتِ شناساندنِ آوینی به نسل جوان و از سرِ خیرخواهی است!؟ جواد حق پناه، محمد صدری و کسانِ دیگری هستند که در همان دوران، آقامرتضی عکسِ قبلِ انقلابش را به آنها نشان داده و خودش برایشان گفته که جوانیِ متفاوتی داشته است. چطور می شود چنین کسی از هر چیزی که او را به یاد گذشته اش بیندازد عصبانی شود و بعد عصبانیتش را سرِ کسی خالی کند!؟ تصویرِ ارائه شده از آقامرتضی در دورانِ جنگ در « انحصار ورثه » متأسفانه تصویر ناقص و مخدوشی است.

ادامه دارد…

*رسانه انقلاب

«طلا»؛ فیلم جدید پرویز شهبازی



سینماپرس: ساخت فیلم سینمایی «طلا» به کارگردانی پرویز شهبازی اواخر اردیبهشت ماه کلید می خورد.

به گزارش سینماپرس، پرویز شهبازی به زودی ساخت هفتمین فیلم سینمایی اش را آغاز می کند.

پیش تولید این فیلم با نام «طلا» که اثری پر بازیگر است به تهیه کنندگی رامبد جوان و محمد شایسته آغاز شده است و اواخر اردیبهشت ماه کلید می خورد.

«طلا» دومین فیلم از سه فیلمی است که رامبد جوان و محمد شایسته با همکاری یکدیگر می سازند. پیش از این فیلمبرداری «قانون مورفی» به پایان رسیده بود و سومین فیلم به کارگردانی مجید صالحی نیز به زودی آغاز می شود.

عربستان سعودی به کن ۲۰۱۸ می‌رود



شورای فیلم سعودی که ماه پیش توسط اداره کل فرهنگ عمومی شروع به کار کرد قرار است غرفه خودش را در بخش «مارش دو فیلم کن» داشته باشد و در این بخش چندین پنل برای ایجاد ارتباط بین نمایندگان جهانی و فیلمسازان سعودی تدارک دیده است.

عواد العواد وزیر فرهنگ عربستان سعودی و رییس اداره کل فرهنگ عمومی  در این باره گفت: پادشاهی منتظر حضور نخست عربستان در فستیوال است تا فرصتی برای حمایت از تنوع استعدادها و فرصت‌ها در صنعت فیلم سعودی فراهم شود.

وی در بیانیه‌ای که به این منظور منتشر کرده افزوده است: عربستان سعودی در حال توسعه صنعتی پویا و پایدار است که از تمام مراحل چرخه تولید فیلم حمایت می‌کند و طیف وسیعی از مکان‌های خاص را برای کشف شدن در اختیار فیلمسازان جهان قرار می‌دهد.

شاهزاده عربستان سعودی در سفر اخیر خود به آمریکا به این توافق دست یافت که بازگشایی دوباره سینماها در کشورش با نمایش فیلم «پلنگ سیاه» محصولی از کمپانی مارول و دیزنی رقم بخورد.

در واقع برای نخستین بار در ۳۵ سال گذشته قرار است سینمایی در ریاض، پایتخت عربستان سعودی، گشایش یابد. این سینما را شرکت آمریکایی ای ام سی (AMC) که در بخش سینماهای زنجیره‌ای در ایالات متحده فعالیت دارد، راه‌اندازی می‌کند.

مرکز دولتی ارتباطات بین‌المللی عربستان سعودی اعلام کرده قصد دارد تا سال ۲۰۳۰ حدود ۳۵۰ مجتمع سینمایی در این کشور احداث کند.

این تأسیسات نمایشی بیش از ۲۵۰۰ سالن را در بر خواهد گرفت و قرار است سالانه حدود یک میلیارد دلار از طریق فعالیت‌های آن‌ها درآمد حاصل شود.

برای حضور عربستان امسال به عنوان نخستین قدم ۹ فیلم کوتاه از فیلمسازان جوان سعودی در گوشه فیلم کوتاه کن در تاریخ ۱۴ و ۱۵ ماه مه به نمایش درمی‌آید.

ادامه ضبط «شرایط خاص» در تهران



سینماپرس: سریال «شرایط خاص» هم اکنون در لوکیشن های مختلف در شهر تهران و اطراف آن در حال تصویربرداری است.

به گزارش سینماپرس، به گفته سید مرتضی فاطمی تهیه کننده این سریال، «شرایط خاص» قرار بود در ۱۵ قسمت ساخته شود اما فیلمنامه، قصه ای داشت که ظرفیت و کشش بیش از ۱۵ قسمت را داشت و از سوی سازمان پیشنهاد افزایش قسمت به ما داده شد که ممکن است تعداد قسمت های سریال تا ۲۲ قسمت افزایش یابد.


کامبیز دیرباز، بهرام افشاری، پروانه معصومی، نادر سلیمانی، سیروس گرجستانی، کاظم سیاحی، مریم سعادت، شهره سلطانی، سوگل قلاتیان، معصومه رحمانی، صحرا اسدالهی و مصطفی ساسانی و اسدالله یکتا ترکیب بازیگران سریال «شرایط خاص» را تشکیل می دهند.


عوامل سریال تلویزیونی «شرایط خاص» عبارتند از؛ تهیه‌کننده: سیدمرتضی فاطمی، کارگردان: وحید امیرخانی، نویسنده: حسین تراب‌نژاد، احسان لطفیان، مدیر تصویربرداری: فرشاد گل سفیدی، طراح گریم: محمود دهقانی، صدابردار: حسن شبانکاره، محمدرضا امامی، طراح صحنه و لباس: حسین مجد، مدیر تولید: عبدالله شهباززاده، گروه کارگردانی و برنامه ریزی: سامان تفرشی، دستیاران اول کارگردان: محمدرضا اصلی، ایمان غیرتمند، دستیار دوم کارگردان: علی قاسمی، منشی صحنه: بیتا ارسطویی، عکاس و تصویربردار پشت صحنه: حمید ضرابی، ساجده مصفا، مدیر روابط عمومی: هادی فیروزمندی.

بیرانوند برای حضور در «خندوانه» ۱۴۰ میلیون جریمه شد!



خبر آنلاین نوشت: بازیکنان تیم پرسپولیس پس از قطعی شدن قهرمانی تیم شان در لیگ برتر در آیتمی جذاب، با محمد حسین میثاقی در برنامه نود گفت و گو کردند.

در این گفت و گو علیرضا بیرانوند گفت:« من یک بار مهمان برنامه خندوانه بودم و بابت سی دقیقه حضور در این برنامه دو میلیون تومان از آقای رامبد جوان گرفتم اما از سوی باشگاه ۱۴۰ میلیون جریمه شدم! »

بیرانوند ادامه داد:« من وقتی گفتم وریا ضربه اش را بد زد در واقع از او تعریف کردم و منظورم این بود که ضربه وریا خیلی خوب بود. »

شجاع خلیل زاده هم در مورد انگلیسی صحبت کردنش با داور مسابقه گفت:« من در بازی به السد به داور گفتم dont touch me. زبان من از بیرانوند قطعا بهتر است چون او به داور می گوید coach. دیگر چه انتظاری از او دارید؟ »

ایرانی، ایران را بگرد



سینماپرس: جواد قارایی گفت: خیلی دوست دارم که در مجموعه‌های بعدی ایرانگرد، جامعه‌ای بین‌المللی آن را نگاه کند و تنها نگاهی که به ایران روشن می‌شود، مخصوص ایرانی‌ها نباشد، بلکه بتواند نگاهی بین‌المللی را درباره ایران تغییر بدهد؛ حالا اینکه چقدر بتوانم این کار را انجام بدهم به همه‌چیز بستگی دارد.

هفت سال است که مستند “ایرانگرد” جایگاه خودش را در بین مخاطبان صدا و سیما پیدا کرده است؛ آنقدر که در سال ۹۴، به عنوان پرمخاطب‌ترین مجموعه مستند ایران شناخته شد. حالا و بعد از این سال‌ها و این موفقیت‌ها، با جواد قارایی، کارگردان و روای مجموعه ایرانگرد حرف زدیم. اینطور که ما فهمیدیم قارایی روزهای زیادی را در طبیعت‌های بکر و زیبا و دست‌نخورده ایران گذرانده است و حالا سبک زندگی خودش را به تصویر کشیده است.

رشته جهانگردی جواد قارایی و حضورش در انجمن سینماگران جوان، یک کاسه شده است و دست به دست هم داده تا ایرانگرد با کیفیتی اینچنینی تولید شود و نگاه مردم را به آن چیزهایی که کمتر دیده‌ایم و البته قارایی امیدوار است که بعد از تماشای ایرانگرد، بیشتر ببینیم، باز کند. حالا ایرانگرد و در زمان پخش سومین سری، آن چیزی است که او سال‌ها از نزدیک دیده و کشف کرده است؛ به امید اینکه شاید یک‌نفر دیگر هم به کشف و تماشای آن ترغیب شود.

در ادامه گفتگو با جواد قارایی می خوانید:

اولین سری مجموعه ایرانگرد چطور ساخته شد؟ در واقع چه دلایلی شما را به سمت ساخت چنین مستندی ترغیب کرد؟

تولید اولین مجموعه ایرانگرد تقریبا به ده سال پیش برمی‌گردد. در آن دوره من تجربه‌هایی شخصی متفاوتی داشتم و چیزهایی از ایران دیده بودم که نمی‌توانستم نادیده‌شان بگیرم. این برای من بسیار ناراحت‌کننده بود که می‌دیدم ایران دارایی‌هایی دارد که دیده نمی‌شود و یا حتی با اینکه بسیار دیده می‌َشود اما تلاشی برای محافظت از آن نمی‌شود. همه این عوامل باعث شد که دست به کار شوم و مجموعه‌ای تولید کنم که ایران را آنطور که باید به مردم بشناساند. در واقع ایرانگرد همان چیزی که است که سعی کردم نگاه خودم به همه دارایی‌های با ارزش کشورمان را در آن بگنجانم.

فکر می‌کنید حالا که سری سوم ایرانگرد در حال پخش است، به آن چیزی که در ساخت آن به دنبالش بودید، رسیدید؟

تقریبا بله؛ بخش بسیار زیادی از آنچه می‌خواستم، انجام شده است. البته که ایران آنقدر پتانسیل دارد که متناسب با شرایط و موقعیت، من حتی تا ایرانگرد هفت را هم در ذهنم چیده‌ام.

شما برای ساخت این مستند، الگوی مشابه داخلی و یا خارجی خاصی هم داشته‌اید؟

برنامه داخلی مشابه با ایرانگرد من ندیدم اما در برنامه‌های خارجی، بعضا چنین مستندهایی مثلا در کمپانی بی بی سی و یا نشنال جئوگرافی ساخته شده است

در ایده گرفتن به شما کمکی هم کردند؟

طبیعتا شکی در این نیست که هرچیزی که امروز می‌بینید، تاثیرگرفته از گذشته است. این برنامه‌ها با چنین موضوعی ساخته شده بودند اما ساختاری متفاوت داشتند و من شخصا سعی کردم که کاری که انجام می‌دهم، تلفیقی از تاریخ، فرهنگ، طبیعت، مردم و … باشد و همه ویژگی‌های ایران را شامل شود.

شما خودتان ذاتا ایرانگرد هستید و یا به سبب این برنامه به گشت و گذار در ایران روی آوردید؟

بله من یک ایرانگرد حرفه‌ای هستم. من تقریبا بیشتر از ۲۵ سال است که ایرانگردی و طبیعت‌گردی می‌کنم و به خیلی از نقاط ایران سفر کرده‌ام. همیشه هم در این سفرها دوربین همراهم بوده و عکاسی می‌کردم. بعد با خودم می‌گفتم خدایا اینهمه زیبایی و اینهمه قاب قشنگ، حیف نیست که به تصویر کشیده نمی‌شود و مردم نسبت به آن معرفت و شناخت ندارند؟ در واقع اگر برنامه ایرانگرد موفق بوده است، بخش زیادی از آن به خاطر این است که من عاشق ایران و ایرانگردی هستم و آن چیزی که در برنامه می‌بینید، فیلم نیست، خود خود ایرانگرد است. خوبی‌اش این است که هیچ کپی‌برداری در ایرانگرد وجود ندارد.

در طی مدت سری‌های اول و دوم ایرنگرد، بازخورد خاصی هم از مردم و البته از مدیران گرفته‌اید؟

بدون اغراق می‌توانم بگویم که بازخوردهایی از مردم و مخاطبین ایرانگرد گرفته‌ام که تقریبا صد در صد آن‌ها مثبت بوده است و اتفاقا همین هم من را به ساخت سری‌های بعدی مشتاق‌تر می‌کند. واکنش‌هایی که از مدیران سازمان هم گرفته‌ام، دست‌کمی از مردم نداشته و همه آن‌ها به من کمک کرده‌است تا کار را به بهترین شکل ممکن ارائه کنم.

پس منتظر سری‌های بعدی ایرانگرد باشیم؟

راستش را بخواهید خیلی دوست دارم که در مجموعه‌های بعدی ایرانگرد، جامعه‌ای بین‌المللی آن را نگاه کند و تنها نگاهی که به ایران روشن می‌شود، مخصوص ایرانی‌ها نباشد، بلکه بتواند نگاهی بین‌المللی را درباره ایران تغییر بدهد؛ حالا اینکه چقدر بتوانم این کار را انجام بدهم به همه‌چیز بستگی دارد.

یعنی هنوز این ظرفیت را در ایران می‌بینید برای ادامه ایرانگرد؟

قطعا همین‌طور است و همان‌طور که گفتم، من تا ایرانگرد هفت را در ذهنم تصویر کرده‌ام و می‌دانم که می‌خواهم چه‌کار کنم و چه چیزی اضافه کنم.

یعنی تنها جاهای جدید را اضافه می‌کنید و یا ممکن است کلا رویکرد را هم تغییر بدهید؟

خب تجربه به ما نشان داده است که مردم، اصول و پایه ایرانگرد را پسندیده‌اند. بنابراین در سری بعدی، پایه را تغییر ندادیم اما نگاهمان را به ماجرا علمی‌تر کردیم و نکات فرهنگی و آموزشی بیشتری در آن گنجاندیم. از تصاویر هوایی، به جا و به موقع استفاده کردیم و خب طبیعتا با همه این‌ها، لوکیشن‌های جدیدی هم به مجموعه اضافه می‌شود.

توصیه‌ای هم برای برنامه‌سازها در حوزه گردشگری دارید؟

من اسمش را توصیه نمی‌گذارم اما به عنوان کسی که این مسیر را طی کرده است، واقعا به همه فیلم‌سازان و برنامه‌سازان پیشنهاد می‌کنم که اگر عاشق نیستند، این کار را شروع نکنند. من برنامه‌های بسیاری را دیدم که از روی ایرانگرد کپی شده بود و همین کپی بودن و از دل برنیامدن حتی باعث ایرادات و اشکالاتی فنی زیادی در مجموعه شده بود. به نظر من کسی که در این مسیر قدم می‌گذارد، باید بتواند ایده‌هایی جدید خلق کند چون اگر غیر از این باشد، واقعا دافعه‌ای در ذهن و قلب مخاطب به وجود می‌آورد که باعث شکست مجموعه می‌شود. همین حالا من با وجود ساخت ایرانگرد، صد نوع ایده در ذهنم است که منتظر فرصت برای پیاده و اجرا کردنشان هستم. اما باید بیشتر آن‌ها را بپرورانم تا بتواند آن حس واقعی خوب و آرامشش را به بیننده منتقل کند.

و توصیه به مردم درباره ایرانگردی؟

به نظر من آن‌هایی که دوست دارند دنیا را ببینید، حتما این کار را بکنند اما برای شروع تصمیمشان، از ایران شروع کنند. واقعیت این است که سفر حق هر انسانی است و همه حق انتخاب دارند اما فکر می‌کنم درستش این است که پیش از همه‌چیز، یک معرفت و شناخت خوبی نسبت به کشور خودمان، به اقوام، طبیعت، فرهنگ، اقلیم، صنایع دستی و … داشته باشیم و بعد پا در دیگر نقاط دنیا بگذاریم.

شما خودتان در ساخت مجموعه ایرانگرد، بیشتر به شناسایی ایران به خود ایرانی‌ها فکر کرده بودید و یا بخش بزرگی از هدفتان را تغییر نگاه مردم دنیا قرار داده بودید؟

خب هدف مجموعه ایرانگرد تنها یکی دو مورد نیست و چندین هدف را در خود جای داده است. البته که یکی از مهمترین آن‌ها این است که خودمان آن را بشناسیم تا بتوانیم بیشتر از همیشه از آن مراقبت کنیم و قدرش را بدانیم. موضوعی که در این سال‌ها بیشترین تاثیر را روی خود من داشته است. بعد از آن هم امیدوارم این برنامه بتواند باعث شود که مسئولان بیشتر از همیشه در صدد حفاظت از آن باشند. آموزش به گردشگران، موضوع چطور سفر کردن، جذب گردشگران خارجی و … هم از مسائلی بودند که در ایرانگرد گنجانده شده‌ است.

و سخن آخر؟

بی‌نصافی است اگر از هموطنان عزیز کشورمان که در جای جای این مسیر و برای ساخت این برنامه، من و عوامل برنامه را حمایت کردند تشکر نکنم. ضمن اینکه قدردان زحمات عوامل تولید و خانواده‌ام که سختی‌ها و البته دوری‌های من را تحمل کردند هستم و خدا را شکر می‌کنم که مدیران سازمان به من فرصت دادند تا آن چیزی که در قلب و ذهنم بود را به بهترین شکل ممکن به تصویر بکشم.

*هفت راه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A