سلام
دیدم نمیشه هیچ مطلبی درباره ی انتخابات ننویسم.
مختصر و مفید بگم که اکثر افرادی که من بهشون رای میدم، عضو جبهه ی متحد اصولگرایانن.
امیدوارم انتخاباتی پرشور و با نتیجه ای به نفع مردم رقم بخوره.
پیشنهاد میکنم این سه مطلب امید حسینی که حرف دل منو زده رو هم بخونین:
یک ، دو ، سه
یا علی
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم اسفند 1390ساعت 11:50  توسط سید روح الله
|
دیروز شنبه در خبرها آمده بود:
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با تأکید بر عظمت انقلاب اسلامی ایران، ابراز امیدواری کرد برنامههای فرهنگی و تبلیغی این ایام توسط دستگاههای تبلیغی در خور و شأن و بزرگی آن باشد و از انجام برنامههای کممحتوا و سخیف مانند بیسلیقگی در استفاده از ماکتهای مقوایی که بعضاً میتواند مورد اعتراض مردم فهیم و سوءاستفاده دشمنان انقلاب نیز قرار گیرد، خودداری شود.

آیت الله هاشمی رفسنجانی افزود: دستگاههای تبلیغاتی و رسانههای همگانی به ویژه رسانه ملی وظیفه ملی و تاریخی سنگینی در جلوگیری از تحریف تاریخ انقلاب و معرفی درست و واقعی دستاوردهای انقلاب اسلامی دارند و انتظار میرود برنامهریزیهای مناسب و در خور شأن مناسبتری برای این ایام تدارک دیده شود. (+)
بنده که در این موضوع کاملا با آقای هاشمی هم نظر هستم، توجه ایشان را به دو عکس زیر جلب می کنم. این عکس ها که خیلی اتفاقی در فایل های قدیمی کامپیوترم یافتمشان، مربوط به بازدید ۵ سال پیش ایشان از مدرسه رفاه است! :


برچسبها:
هاشمی رفسنجانی,
امام خمینی,
ماکت امام,
امام مقوایی,
دهه فجر
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم بهمن 1390ساعت 17:47  توسط سید روح الله
|
سلام.
شرمنده م که بیش از ۹ ماهه که مطلبی ننوشته م... راستش "وقت" و "حال"ش رو نداشته و ندارم. الانم داشتم عکسای روی کامپیوتر رو نگاه میکردم، چشمم افتاد به عکسایی از سوریه، که البته با موبایل گرفته بودم. آخه تابستون پارسال مصادف با ماه رمضان، سوریه بودم. چندتاشو انتخاب کردم. دیدنش خالی از لطف نیست:

مغازه ای در نزدیکی حرم حضرت زینب (سلام الله علیها)
بقیه ی عکس ها در ادامه ی مطلب::
برچسبها:
سوریه,
زیارت,
حضرت زینب,
حرم حضرت زینب,
دمشقادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1390ساعت 22:58  توسط سید روح الله
|
آمدیم از سفر دور و دراز رمضان
پی نبردیم به زیبایی راز رمضان
هر چه جان بود سپردیم به آواز خدا
هر چه دل بود شكستیم به ساز رمضان
سر به آیینه «الغوث» زدم در شب قدر
آب شد زمزمه راز و نیاز رمضان
دیدم این «قدر» همان آینه «خلّصنا»ست
دیدم آیینهام از سوز و گداز رمضان
بیش از این ناز نخواهیم كشید از دنیا
بعد از این دست من و دامن ناز رمضان
نكند چشم ببندم به سحرهای سلوك
نكند بسته شود دیده باز رمضان
صبح با باده شعبان و رجب آمده بود
آن كه دیروز مرا داد جواز رمضان
شام آخر شد و با گریه نشستم به وداع
خواب دیدم نرسیدم به نماز رمضان
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم شهریور 1390ساعت 22:35  توسط کمیل
|